آیا ما بچهای تربیت کردهایم که موفق شود، یا بچهای که همیشه از شکست بترسد؟
همه پدر و مادرها دوست دارند فرزندشان موفق شود. برای همین از او میخواهند بیشتر تلاش کند، نمره بهتری بگیرد و از بقیه عقب نماند. اما گاهی همین فشار برای موفق بودن، نتیجه دیگری میدهد؛ بچه به جای اینکه دنبال یاد گرفتن باشد، فقط میخواهد اشتباه نکند.
به گزارش گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین: «مامان، اگه امتحانمو بیفتم چی؟»
این سؤال ساده شاید از زبان یک دختر یا پسر نوجوانی باشد که قرار است در امتحان یا مسابقهای شرکت کند، اما پشت آن یک ترس بزرگتر وجود دارد؛ ترس از اینکه خوب نباشد، ببازد و دیگران را ناامید کند.
بعضی بچهها آنقدر به موفق شدن عادت کردهاند که شکست برایشان تبدیل به اتفاقی ترسناک شده است. نمره کمتر، باختن در مسابقه یا حتی یک اشتباه کوچک میتواند حالشان را خراب کند.
همه پدر و مادرها دوست دارند فرزندشان موفق شود. برای همین از او میخواهند بیشتر تلاش کند، نمره بهتری بگیرد و از بقیه عقب نماند. اما گاهی همین فشار برای موفق بودن، نتیجه دیگری میدهد؛ بچه به جای اینکه دنبال یاد گرفتن باشد، فقط میخواهد اشتباه نکند.
کودک خیلی زود واکنش والدینش را میفهمد. وقتی ۲۰ میگیرد، تشویق میشود و وقتی ۱۷ میگیرد، اولین سؤال ممکن است این باشد: «چرا ۱۷؟» تکرار همین واکنشها میتواند این پیام را به کودک بدهد که خوب بودن کافی نیست؛ باید همیشه بهتر باشد.
از اینجا ترس از شکست شکل میگیرد. بچه ممکن است جواب سؤالی را ندهد چون میترسد اشتباه باشد، در کاری شرکت نکند چون احتمال باخت وجود دارد یا بعد از یک اشتباه، بیشتر از خود اتفاق، از واکنش دیگران بترسد.
شکست هم بخشی از بزرگ شدن است. بچه باید بداند قرار نیست همیشه برنده باشد، همه نمرهها ۲۰ شوند یا هر کاری را از بار اول درست انجام دهد.
ما داریم بچهای تربیت میکنیم که بلد باشد موفق شود، یا بچهای که فقط بلد باشد شکست نخورد؟