سراب تابآوری حداکثری با تکصدایی حداکثری
جنگهای طولانی فقط توان نظامی دولتها را نمیآزمایند؛ ظرفیت اجتماعی جوامع را نیز به محک میگذارند.
آرمان ایرانی در چندثانیه آنلاین نوشت: ایران و آمریکا در وضعیتی از تقابل قرار گرفتهاند که فعلاً نه نشانهای از مذاکره دیده میشود، نه تفاهمی در دسترس است و نه چشماندازی روشن برای آتشبس وجود دارد. هر دو طرف با این محاسبه پیش میروند که استمرار فشار، طرف مقابل را به تغییر رفتار و پذیرش هزینههای بیشتر وادار خواهد کرد. در چنین شرایطی، تابآوری ملی یک مفهوم انتزاعی نیست؛ بخشی از قدرت واقعی کشور است.
جنگهای طولانی فقط توان نظامی دولتها را نمیآزمایند؛ ظرفیت اجتماعی جوامع را نیز به محک میگذارند.
تابآوری صرفاً تحمل سختی نیست. جامعهای که در دل بحرانهای طولانی بتواند اعتماد عمومی، احساس تعلق و امید به اثرگذاری را حفظ کند، توان بیشتری برای عبور از فشارها خواهد داشت. ایران در جنگ هشتساله و دورههای طولانی تحریم نشان داده که جامعهای با ظرفیت بالای تحمل فشار است؛ اما میان تابآوری برای بقا و تابآوری برای حفظ اعتماد و انسجام اجتماعی تفاوت وجود دارد. قدرت پایدار زمانی شکل میگیرد که تحمل هزینهها با احساس تعلق همراه شود.
وقتی انسجام با یکدستسازی اشتباه گرفته میشود
در شرایط تقابل، افزایش حساسیتهای امنیتی و محدودشدن بخشی از فضای عمومی، تجربهای شناختهشده در بسیاری از کشورهاست. نگرانی از اینکه دشمن از اختلافات داخلی بهرهبرداری کند، نگرانی واقعی و قابل فهمی است. هیچ کشوری در میانه یک رویارویی جدی، فضای سیاسی کاملاً مشابه دوران عادی ندارد.
اما این واقعیت، مرزی برای خود دارد. اختلافنظر درباره راهبردهای کشور نباید با برچسبهایی مانند خیانت و وطنفروشی پاسخ داده شود. وقتی به جای نقد یک دیدگاه، تلاش برای بیاعتبارسازی صاحب آن دیدگاه جایگزین میشود، سیاست از رقابت استدلالی فاصله میگیرد و به سمت حذف رقیب حرکت میکند. نتیجه چنین روندی، لزوماً انسجام بیشتر نیست؛ گاهی فرسایش اعتماد و افزایش فاصله اجتماعی است.
شکاف میان تصمیمسازی و گفتوگوی عمومی
بحث مذاکره با آمریکا نمونهای از همین مسئله است. رئیسجمهور اعلام کرده که این موضوع در شورای عالی امنیت ملی مطرح شده و اکثریت اعضا با آن موافق بودهاند. اهمیت خبر در این نیست که شورا نماینده افکار عمومی است.
اکنون، پرسش اصلی این است: اگر یک به فرجام جنگ در سطح عالی تصمیمگیری قابل بررسی است، چرا همان دیدگاه در فضای عمومی گاه با کمترین امکان و بیشترین هزینه تحمیلی برای بیان و دفاع استدلالی مواجه میشود؟ مسئله دفاع از مذاکره یا مخالفت با آن نیست؛ نکته شکافی است که میان عرصه تصمیمگیری و احساس مشارکت اجتماعی ایجاد شده است.
هزینه پنهان تکصدایی برای قدرت ملی
یک روایت واحد ممکن است در کوتاهمدت تصویری از وحدت ایجاد کند، اما جوامع در بحرانهای طولانی به چیزی بیش از یکدستی ظاهری نیاز دارند. مردم باید احساس کنند بخشی از سرنوشت کشور هستند، نه صرفاً مخاطب تصمیمهایی که دیگران درباره آنان گرفتهاند.
البته، تکثر بدون مسئولیت اجتماعی نیز میتواند به آشفتگی و تشدید شکافها منجر شود. در شرایط تقابل خارجی، روایتهایی که صرفاً به تضعیف سرمایه ملی میانجامند، میتوانند به ابزار فشار دشمن تبدیل شوند. چالش اصلی، حذف اختلافها یا رهاکردن میدان به منازعه فرسایشی نیست؛ توانایی مدیریت اختلاف در چارچوب منافع ملی است.
تابآوری از اعتماد عمومی آغاز میشود
برای کاهش شکاف میان تصمیمسازان و جامعه، راهحل در افشای اسناد محرمانه یا تضعیف الزامات امنیتی نیست؛ در بهرسمیت شناختن حضور دیدگاههای کارشناسی متنوع در چارچوب منافع ملی است. رسانههای رسمی اگر به جای ارائه تصویری کاملاً یکدست، امکان طرح عقلانی اختلافنظرها و پیچیدگی تصمیمها را فراهم کنند، اعتماد عمومی تقویت میشود.
جامعه معمولاً با تصمیمهای دشوار در زمان بحران کنار میآید؛ مسئله این است که احساس کند این تصمیمها در فرآیندی سنجیده و با درک نگرانیهای عمومی شکل گرفتهاند.
انسجام ملی از حذف تفاوتها به دست نمیآید؛ از توانایی یک جامعه برای حفظ وحدت عمل در عین پذیرش اختلافهای عقلانی ساخته میشود. یکدستسازی شاید سکوت ایجاد کند، اما این اعتماد است که تابآوری پایدار میسازد.