«برویم تمامش کنیم»؛ جنگ فقط در خط مقدم نیست
پایان مخاصمه بدون تضمینهای معتبر امنیتی مخاطرهآمیز است؛ اما تداوم وضع موجود نیز میتواند خطر امنیتی دیگری ایجاد کند: فرسایش پشت جبهه و تضعیف تدریجی توان دفاعی کشور. این فشار دوگانه، پرسشی جدی پیش روی حامیان ادامه جنگ میگذارد: هزینههای دفاعی و معیشتی چگونه تأمین خواهند شد؟
آرمان ایرانی در چندثانیه آنلاین نوشت:
«باید برویم وضعیت «نه جنگ و نه صلح» را تمامش کنیم.» مسعود پزشکیان ۲ آبان ۱۴۰۵ این جمله را کنار هشدار درباره مردمی گفت که «گرفتار نان شبشان هستند». فردای آن، محمدباقر قالیباف گفت: «گرانیهای مداوم و ادامهدار اقلام اساسی، بار سنگینی بر دوش همه مردم، بهخصوص محرومان، کارگران، بازنشستگان و اقشار مستضعف گذاشته است.» او راهبرد عملی مشخصی برای خروج از بنبست ارائه نکرد، اما فشار معیشتی را تأیید کرد. نبرد گسترده فروکش کرده، اما محاصره و بلاتکلیفی هزینههای جنگ را در وضعیت «نه جنگ و نه صلح» استمرار دادهاند.
سفره زیر بار تورم ۱۲۱ درصدی
ایران جنگ ۹ اسفند ۱۴۰۴ را با ناترازی انرژی، کسری بودجه و تورم سنگین آغاز کرد؛ جنگ بر این مشکلات فشار تازهای افزود. طبق گزارش مرکز آمار، تورم نقطهای خوراکیها و آشامیدنیها از ۱۰۵٫۵ درصد در بهمن ۱۴۰۴ به ۱۲۱٫۱ درصد در شهریور ۱۴۰۵ رسید؛ تورم عمومی در همین فاصله از ۶۸٫۱ به ۸۹٫۸ درصد افزایش یافت.
این ارقام سهم جنگ را اندازه نمیگیرند، اما وخامت معیشت را نشان میدهند. طی این هفت ماه شاخص قیمتها ۴۲ درصد بالا رفت؛ دلار آزاد از حدود ۱۶۵ هزار تومان پیش از جنگ به نزدیک ۲۶۹ هزار تومان در ۳ آبان رسید. نرخ سوم بنزین از ۱۷ شهریور دو برابر شد. در شهریور، هزینه سبد ۱۱ قلمی کالابرگ برای هر نفر بیش از ۵٫۶ میلیون تومان بود؛ اعتبار پایه آن فقط یک میلیون تومان.
محاصرهای فراتر از دریا
ارزش برآوردی نفت صادراتی ایران در ماه منتهی به جنگ حدود ۴٫۳ میلیارد دلار بود. پزشکیان ۳۱ خرداد گفت در دوره محاصره «یک بشکه هم نفروختیم» و عبدالناصر همتی، رئیس بانک مرکزی، ۲۸ مرداد درآمد فروش نفت را «صفر» خواند. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، نیز ۲۸ مهر مدعی شد دیگر نفتی برای فروش روی آب باقی نمانده است. دادههای رهگیری از توقف بارگیری تازه نفت خام حکایت دارند؛ دریافت پول محمولههای پیشین با صادرات تازه تفاوت دارد.
کاهش درآمد نفتی، تشدید تحریمها و محدودیت پروازها و تردد کامیونها در مرزهای ترکیه و پاکستان، تأمین کالاهای ضروری را پرهزینهتر میکند. محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، ۳۱ شهریور موانع شدید انتقال ارز و حملونقل دارو بر اثر تحریمها را تأیید کرد؛ همتی نیز ۳ آبان مشکل دارو را بیشتر لجستیکی دانست.
تابآوری، مجوز فرسایش نیست
افزایش هزینه زندگی از پیامدهای شناختهشده جنگ در همه کشورهاست؛ چه رسد به رویارویی با آمریکا و اسرائیل و میراث بحرانهای انباشته. با وجود فشارها، تلاش مردم و تولیدکنندگان تأمین نسبی کالاها را حفظ کرده است. این تابآوری شایسته احترام است، نه دلیلی برای مطالبه تحمل بیپایان. در نبود گشایش تجاری و درآمد ارزی، امید بستن به گذشت زمان تضمینی برای بهبود ندارد.
نظامیان هم بودجه و ارز میخواهند، خانوادههایشان قدرت خرید
رشادت نظامیان کمنظیر و ستودنی است؛ اما جایگزینی تجهیزات، تأمین مهمات و حفظ آمادگی دفاعی بودجه و ارز میخواهد. خانواده نظامیان نیز مانند دیگر مردم با همین قیمتها زندگی میکنند. هیچ جنگی در جهان بیپایان نبوده است؛ مهم، پیشگیری از فرصتسوزی و تشخیص زمان پایان آن با حفظ حداکثر منافع ملی است.
پایان مخاصمه بدون تضمینهای معتبر امنیتی مخاطرهآمیز است؛ اما تداوم وضع موجود نیز میتواند خطر امنیتی دیگری ایجاد کند: فرسایش پشت جبهه و تضعیف تدریجی توان دفاعی کشور. این فشار دوگانه، پرسشی جدی پیش روی حامیان ادامه جنگ میگذارد: هزینههای دفاعی و معیشتی چگونه تأمین خواهند شد؟
با چشمانداز معیشتی و ارزی کنونی، ادامه جنگ یا تداوم ابرچالشهای موجود، تنها با راهبردی اجرایی و گرهگشا و متناسب با توان اقتصادی کشور قابل دفاع است. حامیان ادامه جنگ باید منابع تأمین هزینه، افق زمانی و دستاورد امنیتی قابلسنجش را روشن کنند؛ وگرنه دفاع از آن به نام منافع ملی بیپشتوانه است.