رضا نصری: درس ۴۰ روز مقاومت ایران به غرب | تلاش اسرائیل برای تخریب توافق
حقوقدان و تحلیلگر مسائل بینالملل با اشاره به اینکه آنچه در حال حاضر بر شرایط جنگی حاکم است «آتشبس» نبوده بلکه تعیلق منازعات جهت زمینهسازی برای گفتوگوهاست؛ تاکید کرد: در وقایع در یک سال اخیر مشخص شد ایران یک قدرت منطقهای است که نمیتوان جایگاه، وزن و منافع آن را نادیده گرفت و اگر طرف مقابل از این پس به جای تکیه بر «تحلیل» بر مبنای «تجربه» عمل کند، احتمال تکرار سوءمحاسبات کمتر از گذشته خواهد بود.
توقف موقت و البته شکننده جنگ تحمیل شده علیه ایران از سوی ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل، صرفنظر اینکه تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؛ نیازمند بررسی دلایل شکلگیری است. ایران و آمریکا بامداد چهارشنبه ۱۹ فروردین ماه و پس از چهل روز نزاع نظامی، برای رسیدن به یک چارچوبی برای توافق دائم و صلح پایدار، تصمیم گرفتند جنگ را به مدت دو هفته متوقف کرده و مذاکراتی را به میانجیگری پاکستان آغاز کنند.
مبنای این مذاکرات گرچه در توییت تایید آتشبس از سوی «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، طرح ۱۰ مادهای ایران اعلام شد اما به سیاق مرسوم رئیسجمهور آمریکا این گفته خود را نقض و اظهارات و ادعاهای متنوعی و البته متناقضی در این زمینه مطرح کرد. ماجراجوییهای همیشگی رژیم صهیونیستی پس از برقراری هر نوع صلحی حتی موقت هم از همان نخستین ساعات اعلام آتشبس آغاز شد و این رژیم روز گذشته در یکی از شدیدترین حملات خود به بیروت پایتخت لبنان، بسیاری از مردم این شهر را به شهادت رساند.
ماجراجویان حاشیه خلیجفارس هم از فرصت به وجود آمده سو استفاده کرده و به تاسیسات نفتی جزایر سیری و لاوان ایران حمله کردند که البته با پاسخ کوبنده ایران هم مواجه شدند. اکنون و در حالی که احتمال برگزاری مذاکرات در اسلامآباد به سبب همین نقض آتشبسها در هالهای از ابهام به سر میبرد؛ به سراغ «رضا نصری» حقوقدان و تحلیلگر بینالملل رفتیم تا فارغ از امکان و زمان تداوم آتشبس و امکان شکلگیری مذاکرات درباره توافق آتشبس گفتوگو کنیم.
افراطیترین سیاستمداران آمریکایی به این حقیقت واقف شدند که نمیتوان سرنوشتی مانند لیبی و سوریه برای ایران رقم زد
جنگ تحمیلی علیه ایران از سوی آمریکا و اسرائیل با آتشبس دو هفتهای متوقف شده و شورای عالی امنیت ملی ایران در بیانیهای مفصل توضیحاتی درباره جزئیات این تصمیم منتشر کرده است. به عنوان سوال نخست بفرمائید که این آتش بس که قرار است بلافاصله به مذاکراتی برای رسیدن به توافق نهایی متصل شود، از منظر سیاسی چگونه قابل ارزیابی است؟
در فضای داخلی آمریکا، نفس تجاوز نظامی غیرقانونی و ناموجه به ایران در حین مذاکرات، بیبرنامگی و فقدان یک استراتژی مشخص از سوی دولت ترامپ - در کنار جنایات جنگی متعددی که به وقوع پیوست - بخش زیادی از افکار عمومی این کشور را به مخالفت با جنگ و حمایت از ایران واداشت. همزمان، بخش قابل توجهی از افکار عمومی و حتی بسیاری از نمایندگان کنگره و سیاستمداران معقولتر نیز نسبت به مداخلات مسموم رژیم اسرائیل و لابیهای آن در امر سیاستگذاری خارجی در واشنگتن حساسیت کم سابقهای نشان دادند. ضمن اینکه تمرکز رسانههای اجتماعی بر ایران موجب شد بسیاری از انگارههای غلط و پیشفرضهای برساخته در مورد ایران، سیاستمداران و جامعه آن زدوده شود. در این جنگ شاهد بودیم شخصیتهایی مثل آقای دکتر عراقچی و شهید لاریجانی - نه به عنوان وزیر خارجه و مقام عالیرتبه یک کشور متخاصم - بلکه به عنوان انسانهای فاضل، تحصیلکرده، صاحب کتاب و اندیشه و در عین حال با صلابت و مقاوم در دفاع از حقوق کشور خود مورد تکریم و احترام بسیاری از مردم آمریکا قرار گرفتهاند.

در بعد وسیعتر، امروز، بسیاری از مردم آمریکا دریافتهاند ایران آن «هیولایی آسیبپذیری» نیست که دستگاه تبلیغاتی اسرائیل سالها به تصویر کشیده و بر ضرورت از بین بردن آن به کمک کشورشان تاکید داشته است. آنها دیدند ایران یک کشور قوی، با ثبات، منطقی و منسجمی است که بر اساس یک سری اصول غیرقابل عدول به دنبال دفاع از حقوق مسلم خود در نظام بینالمللی است. حتی افراطیترین سیاستمداران آمریکایی و غربی نیز به این حقیقت واقف شدند که - برخلاف تحلیلهای مغرضانه و راهنماییهای گمراهکننده اندیشکدهها و لابی اسرائیل - ایران لقمه آسانی نیست و نمیتوان سرنوشتی مانند لیبی و سوریه برای آن رقم زد.
در این میان، عمکرد، حضور خیابانی و واکنش شگفتانگیز مردم ایران به تجاوز به خاک کشورشان نیز یکی از عجیبترین رویدادهایی بود که بسیاری از ناظران و تصمیمگیران آمریکا و کشورهای جهان را دچار غافلگیری کرد. طی سالهای گذشته، اندیشکدهها و رسانههای ایرانستیز و اسرائیلی - در کنار بخش بسیار اندک اما پر سر و صدایی از ایرانیان مقیم خارج - این روایت را ترویج داده بودند که مردم ایران از مداخله خارجی استقبال خواهند کرد! اما، رویدادهایی مانند تشکیل زنجیر انسانی دور نیروگاههای برق و پلها - و همچنین حضور مستمر و بیوقفه مردم در میادین شهرهای سراسر کشور - به بسیاری از سیاستگذاران آمریکایی نشان داد نمیشود به القائات این اندیشکدهها، گروهکهای اپوزیسیون و «کارشناسان» مغرض اعتماد کرد.
آنچه به عنوان چارچوب ۱۰ مادهای تفاهم متبلور شده، حقایق میدان، توان مقاومت ایران و انسجام مردم است
تفاوت این تفاهم برای آتشبس با تجربه پیشین پس از جنگ دوازده روزه در چیست و چگونه میتواند با آن متمایز باشد به گونهای که نگرانی ایران از تکرار دوباره این تجاوز را تا حدودی مرتفع سازد؟ با توجه به اینکه رئیسجمهور آمریکا هم در توییت آتشبس خود به طرح ۱۰ مادهای ایران اشاره کرده بود.
هرگز نباید احتمال تکرار دوباره تجاوز را در فرایند تصمیمگیری نادیده گرفت. قطعاً نیروهای مسلح ایران نیز چنین نخواهند کرد. طرف مقابل سابقه بسیاری بد در پایبندی به تعهدات خود دارد و این امر مختص به ایران نبوده است. نمونه عهدشکنی آنها در موارد متعددی - چه در رابطه با ایران و چه در سایر موارد - بر همگان آشکار است. در نتیجه، پیشبرد دیپلماسی با هشیاری کامل نیروهای مسلح همراه خواهد بود و هیچ تغییری در پروتکلهای امنیتی و جنگی، سطح آمادهباش و آرایش نظامی و استراتژیک صورت نخواهد گرفت. در واقع آنچه حاکم است «آتشبس» به معنی مترادف کلمه نیست چرا که ایران بر «پایان دائمی جنگ» به عنوان تنها نتیجه مذاکرات تاکید دارد. آنچه امروز برقرار است تعیلق منازعات نظامی جهت زمینهسازی برای گفتوگوهاست.
در عین حال، این نکته را نیز باید در نظر داشت که آنچه امروز روی کاغذ به عنوان چارچوب ۱۰ مادهای تفاهم متبلور شده، حقایق میدان، توان مقاومت ایران و انسجام مردم است. به عبارت دیگر، آنچه مبنای توافق نهایی قرار گرفته از تحلیل، نظریه، پیشبینی یا محاسبات انتزاعی نشأت نمیگیرد؛ بلکه توازن قوایی است طرف مقابل به صورت ملموس طی چهل روز جنگ با آن در میدان عمل مواجه شده است. در نتیجه، اگر طرف مقابل از این پس به جای تکیه بر «تحلیل» بر مبنای «تجربه» عمل کند، احتمال تکرار سوءمحاسبات کمتر از گذشته خواهد بود.
در عین حال، حتی با فرض اینکه آمریکا واقعاً خواهان پایان جنگ باشد، باید هشیار بود. اسرائیل قطعاً تلاش خواهد کرد از انعقاد هرگونه توافق جلوگیری کند. این هدف را نیز میتواند با نقض آتشبس، حمله به لبنان، حمله به تاسیسات کشور، انجام عملیات پرچم دروغین، ترور شخصیتها و مقامات کشور یا تلاش برای ایجاد ناآرامی در کشور محقق سازد. اینکه رئیسجمهور آمریکا گفته طرح ۱۰ مادهای ایران مبنای مذاکره خواهد بود، یعنی چارچوب و پارامترهای توافق نهایی را ایران تعیین کرده است. به عبارت دیگر، اگر چنین توافقی حاصل شود، یعنی ایران به یک دستاورد تاریخی دست یافته که بازتابدهنده جایگاه جدید آن در نظم نوین منطقه است.
ایران میتواند وظایف، تعهدات و حقوق خود و سایر کشورها درباره تنگه هرمز را در قالب یک پروتکل جدید تعریف کند
در متن بیانیه شعام و توئیت وزیر خارجه درباره تنگه هرمز اشاراتی شده که به هرحال با شرایط حاکم بر این تنگه پیش از جنگ ۴۰ روزه متفاوت است. فکر میکنید نسخه مطلوب ایران در این زمینه قابل دستیابی است؟ آیا استدلال حقوقی کامل در این خصوص وجود دارد؟
تنگه هرمز در آبهای سرزمینی ایران واقع شده است. بر این اساس، ایران همواره بر این اصل تاکید داشته که حق عبور از آبهای سرزمینی نامحدود نیست، بلکه مشروط به «عبور بیضرر» است. «عبور بیضرر» قاعدهای تثبیتشده در حقوق بینالملل است که به دولتهای ساحلی اجازه میدهد برای حفاظت از امنیت، محیط زیست و نظم عمومی خود، ناوبری را مدیریت و تنظیم کنند. حال، ایران میتواند بر مبنای همین اصل - ترجیحاً با مشارکت عمان - یک پروتکل جدید در رابطه با تنگه هرمز ارائه دهد که در آن ویژگیهای این آبراه، مختصات ژئوپلیتیک آن و همچنین نیازهای خاص منطقه لحاظ شده باشد. به عبارت دیگر، ایران میتواند وظایف، تعهدات و حقوق خود و سایر کشورها را در قالب یک پروتکل جدید تعریف و به صورت شفاف و رسمی ارائه کند.

سالهاست ایران بر مقوله «منطقه قوی» تاکید دارد
با توجه به مجموع آنچه در حداقل یکسال گذشته اتفاق افتاد، تا چه اندازه میتوان به مذاکرات دو هفتهای میان طرفین امیدوار بود؟ هر دو طرف، هدف از این توقف را رسیدن به یک راهحل پایدار اعلام کردهاند، آیا این مسیر آغاز شده سرانجام میتواند به صلحی پایدار منجر شود؟
در وقایع یک سال اخیر مشخص شد ایران یک قدرت منطقهایست که نمیتوان جایگاه، وزن و منافع آن را نادیده گرفت. در نتیجه، برای دستیابی به یک توافق یا صلح پایدار، لازم است قدرتهای فرامنطقهای و کشورهای همسایه نیز «حقیقت ایران» و منافع آن را بهرسمیت بشناسند. دفاع چهل روزه ایران زمینه را برای این شناسایی فراهم آورده است. از این پس، تحقق این امر مستلزم تلاش و کنشهای سیاسی و دیپلماتیک دقیق است به نحوی که کشورهای همسایه، ایران را نه یک «تهدید» بلکه به مثابه یک «شریک» تلقی کنند که به دنبال تشکیل یک منطقه قوی، به جای اعمال استیلا و هژمونی است. در واقع، سالهاست ایران بر مقوله «منطقه قوی» تاکید دارد و رییسجمهور و وزیر امور خارجه نیز در برنامه سیاست خارجی که در جریان انتخابات ریاستجمهوری ارائه دادند، به صراحت بر ضرورت آن تاکید کردند. معتقدم امروز شرایط برای دستیابی به چنین وضعیتی فراهم است و باید از آن استفاده کرد.
در حقوق بینالملل عملاً مقولهای به اسم «تضمین» وجود ندارد
یکی از مهمترین بحثها برای ایران این بوده که تن به روند مذاکره، جنگ و آتش بس ندهد. فکر میکنید این مطالبه را چگونه میتوان محقق کرد؟ آیا اساسا در حقوق بین الملل راهی برای دریافت این تضمین وجود دارد در حالی که امریکا حتی به قطعنامه ۲۲۳۱ هم پایبند نبوده است؟
در حقوق بینالملل عملاً مقولهای به اسم «تضمین» وجود ندارد. اخد قطعنامه شورای امنیت به توافقات دوجانبه یا چندجانبه مشروعیت میبخشد و از این رو کارکرد خاص خود را دارد اما آنچه میتواند متضمن حفظ ثبات در منطقه باشد، ایجاد یک سازوکار دائمی برای تعامل پایدار، حلوفصل اختلافات و در نهایت یک رژیم امنیت جمعی بومی است که در آن ایران و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بتوانند در آرامش در کنار هم زندگی کنند. حالت ایدهآل در این راستا برای منطقه، مدل اتحادیه اروپاست که در آن - کشورهایی مانند فرانسه و آلمان که با یکدیگر سابقه چندین جنگ طولانی داشتند - موفق شدند با تعریف سازوکارهایی از قبیل بازار مشترک، پول واحد، تردد آزاد، اشتراک منافع و تقویت همبستگی اقتصادی به نوعی همزیستی مسالمتآمیز دست یابند.
دموکراتهای آمریکا در حال تحقیر ترامپ هستند
رئیسجمهور آمریکا در این نزاع انتخابی به نوعی به انزوا جهانی هم کشیده شد، فشارهای زیادی هم در داخل آمریکا علیه او وجود دارد، آیا مجموع این عوامل میتواند ترامپ را به رسیدن به یک راهحل واقعی با ایران مجبور سازد؟
فشارهای سیاسی در داخل آمریکا در جهت تحقیر «دستاورد» ترامپ خواهد بود، نه تقویت آن! از هماکنون دموکراتها در حال تحقیر او بابت شکست در جنگ و تن دادن به مطالبات ایران هستند. در واقع، موضع آنها نه از سر همراهی با ایران بلکه به دلیل مطامع انتخاباتی است. از سوی دیگر، لابی اسرائیل و تندروها در کنگره نیز تلاش خواهند کرد او را تحت فشار قرار دهند تا توافق را بهم بزند یا هر توافق احتمالی با ایران را به بازبینی کنگره برساند. البته، در شرایط فعلی او از قدرت کافی برای مقابله با آنها برخوردار است و به احتمال زیاد موفق خواهد شد توافق نهایی با ایران را به نظام سیاسی آمریکا تحمیل کند.