رضا نصری: منشور ملل متحد یک منوی غذا نیست که کشورهای قدرتمند بتوانند تعهدات خود را از آن انتخاب کنند
از آنجایی که مارکو روبیو اینقدر مشتاقانه دغدغه یکپارچگی سازمان ملل متحد را دارد، شایسته است واقعیتها و اصولی که منشور سازمان ملل بر آنها بنا شده را به او یادآوری کنیم:
ایالات متحده و اسرائیل، دو قدرت هستهای، یک حمله مسلحانه غیرقانونی علیه ایران آغاز کردند که ناقض ماده ۲(۴) منشور ملل متحد است؛ مادهای که تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری را منع میکند. ایران در دفاع از خود، با محدود کردن تردد از طریق تنگه هرمز پاسخ داد.
هر قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل که این اقدام دفاعی را محکوم کند، در حالی که علت اصلی را نادیده میگیرد، اساسا معیوب خواهد بود.
۱- این قطعنامه به معیار دوگانه آشکار در حقوق بین الملل دامن میزند، با اعمال گزینشی قوانین علیه قربانی تجاوز در حالی که به متجاوزان مصونیت میبخشد.منشور ملل متحد یک منوی غذا نیست که کشورهای قدرتمند بتوانند تعهدات خود را از آن انتخاب کنند. نادیده گرفتن استفاده غیرقانونی اولیه از زور در حالی که پاسخ کشور هدف قرار گرفته مجازات میشود، ثابت میکند که شورا به عنوان ابزاری برای اعمال گزینشی عمل میکند، نه قانون جهانی.
۲- چنین قطعنامهای همچنین به تجاوز پاداش میدهد در حالی که دفاع مشروع را مجازات میکند. ماده ۵۱ منشور به صراحت حق ذاتی دفاع مشروع فردی یا جمعی را در صورت وقوع حمله مسلحانه حفظ میکند. اقدام ایران یک اقدام دفاعی ضروری در برابر دو قدرت نظامی بیثبات بود. محکوم کردن آن در حالی که در برابر حمله اولیه سکوت میشود، منشور را معکوس میکند: قربانی را مجازات، متجاوزان را محافظت، و به مهاجمان آینده انگیزه میدهد که اول ضربه بزنند و سپس پاسخ را جرم تلقی کنند.
۳- در نهایت، اصول بنیادین سازمان ملل متحد را نقض میکند. مقدمه منشور و ماده ۱(۱) از سازمان میخواهد مطابق با اصول عدالت و حقوق بین الملل عمل کند، در حالی که ماده ۲(۱) برابری حاکمیتی همه اعضا را برقرار میسازد. رفتار با متجاوزان هستهای به عنوان فراتر از قانون در حالی که قربانی آنها مورد سرزنش قرار میگیرد، هم با عدالت و هم با برابری در تضاد است. این امر شورا را از نگهبان منشور به تسهیل کننده سیاست قدرت تبدیل کرده و مشروعیت سازمان ملل را فرسایش میدهد.
به طور خلاصه، حمایت یا رای به این قطعنامه، ریاکاری را نهادینه میکند، به تجاوز انگیزه میدهد و فرسایش نظم حقوقی پس از ۱۹۴۵ را تسریع مینماید.
در واقع، این سوال مطرح میشود که آیا این نتیجه عمدی است، چون با سابقه افرادی مانند روبیو همخوانی دارد؛ کسانی که پیشینه ایدئولوژیکشان نشانگر تحقیر مداوم نسبت به سازمان ملل متحد و نظم حقوقی مورد حمایت منشور است.