در جنگ ۴۰ روزه، ایران به تسلیحاتی از آمریکا دست یافت که مهندسی معکوس آنها مشتریان زیادی دارد
درباره افشای قابلیتهای تسلیحاتی و رزمی آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ با ایران نکات ذیل حائز اهمیتاند:
۱- مهندسی معکوس سلاحهای آمریکایی به طور کامل شاید نه بهصرفه و نه امکانپذیر باشد، اما هر سلاح دارای فناوری و بخشهای مختلفی است که بازیابی و الگوگیری از آن میتواند به ارتقای توان ایران منجر شود.
۲. آشکارشدن عملکرد سلاحهای آمریکایی زیانی جبرانناپذیر برای آنهاست زیرا امکان غافلگیری اولیه را رفع کرده و زمان تطبیقپذیری رقبای این کشور را کاهش میدهد.
۳. سلاحهای آمریکایی بهدستآمده دارایی دوگانه ایراناند؛ در وهله اول آنها برای مهندسی معکوس در ایران مورداستفاده قرار میگیرند. در وهله دوم، مزیتهای ناشی از همکاریهای بینالمللی وجود دارد.
۴. بررسی قطعات برجایمانده از سلاحهای آمریکایی میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره هزینه واقعی، نرخ تولید و گلوگاه ساخت را در اختیار ایران بگذارد. بررسی هزینه تمامشده سلاح میتواند نشان دهد آیا اطلاعاتی که آمریکا درباره این سلاحها به اشتراک گذاشته واقعیاند یا برای فریب منتشر شدهاند.
۵. افشای اطلاعات سلاحهای آمریکایی بر مشتریان اثرگذار است؛ تعدادی از مشتریان با مشخصشدن اطلاعات شاید تمایل خود به خرید را از دست بدهند.
۶. بمبهای سنگرشکن عملنکرده آمریکا پایهای برای ارتقای توان موشکی ایرانند. موشکهای بالستیک ایران با سرعت اصابت بالا در صورت مسلح شدن به پیشرفتهترین کلاهکهای سنگرشکن، ویرانگرتر از گذشته عمل میکنند.
۷. تمام ویژگیهای یک سلاح با اجرای فیزیکی آن مشخص نمیشود. بخش مهمی از درک یک سلاح با فهم مفهوم آن مرتبط است.
بهعنوان نمونه، دشمن که در دههها قبل سلاحهای نقطهزن و با هدایت دقیق را برای هدفگیری اهداف ثابت، ارزشمند و حیاتی مانند رادارها و مراکز فرماندهی توسعه داد؛ اما در سالهای اخیر روی قابلیت هدفگیری اهداف متعدد متمرکز شده است.
در این مفهوم، سلاحهای کوچک دور ایستایی ساخته میشوند تا بتوان تعداد زیادی از آنها را روی جنگندهها نصب کرد.
با بررسی سلاحها و نوع تاکتیکهای دشمن میتوان سهم این مفهوم را در سیاست تهاجمی دشمن حدس زده و راههای مقابله با آن را طراحی کرد.
