بازتولید خطرناک جریان فکری «حجتیه مدرن» در قلب قدرت کشور
این جریان با قیافه سوپرانقلابی که هر کسی صدای عقلانیت و اقتصاد باشد را طرد میکند.
روزنامه سیاست روز در مطلبی با عنوان «افشای استراتژی مرگبار «حجتیه مدرن» در قلب قدرت» نوشت:
امروز، با پدیدهای روبرو هستیم که با قیافه «سوپرانقلابی»، فرآیند نابودی تدریجی ایران را به عنوان یک «ضرورت ایدئولوژیک» ترویج میکند.
آنچه در لایههای عمیق ساختار قدرت دمیده میشود، بازتولید خطرناک جریان فکری «حجتیه مدرن» است؛ نحلهای که با تکیه بر قرائتی افراطی و اهریمنی از اندیشههای سید قطب، جهان را نه بستر تعامل، بلکه میدان نبرد آخرالزمانی میبیند.
این جریان، با قربانی کردن عقلانیتِ سیاسی بر روی آتشِ تعصبات کورکورانه، ایران را در مسیری قرار داده که در آن،«منافع ملی» اسیر «تخیلات شوم» شده است.
دروغ بزرگی که این جریان با صدای بلند فریاد میزند این است که «مذاکره»، ضعف است و «جنگ»، تنها راه رستگاری. این رویکرد منجر به انزوا، فلج شدن اقتصاد و تضعیف جایگاه ژئوپلیتیک ایران میشود.
خطرناکترین بخش تفکر این جریان، نگاه آخرالزمانی آن به سیاست است. در منطق آنها، «ظهور» یا «غیبت» یا «انقراض ظالمین»، بهانهای است برای نادیده گرفتن واقعیتهای زمینی.
این جریان با توجیه ویرانیها به نام «طرح الهی»، عملاً مسئولیت تاریخی خود در قبال حفظ ایران را به فراموشی سپرده است.
شاید تلخترین حقیقت این باشد که این جریان، خود را «مطیع مطلق» نشان میدهد، اما در باطن، به دنبال تفسیر به رأیِ بیانات رهبری است تا منویات خود را به قانون تبدیل کند.
آنها با ایجاد ساختارهای موازی و معرفی چهرههای غیررسمی به عنوان «پدر معنوی»، عملاً سلسله مراتب فرماندهی و وحدت کلام را هدف قرار دادهاند.
این جریان با تسلط بر تریبونهای رسانهای و شبکههای اجتماعی، تکنیکی خطرناک را به کار میگیرد؛ «تهییج تودهها برای بستن دست سیاستمداران».
آنها با ایجاد فضایی مسموم از خشم و بیاعتمادی، هرگونه تلاش برای دیپلماسی فعال یا کاهش تنش را به عنوان «تسلیم در برابر استکبار» تفسیر میکنند.
هدف نهایی این جریان، ایجاد یک «دایره بسته مقدس» است. در این دایره، تنها کسانی «خودی» محسوب میشوند که کاملاً با ایدئولوژی آنها همسو باشند. تکنوکراتها، نخبگان میانهرو و هر کسی که صدای «عقلانیت» و «اقتصاد» را بزند، به عنوان «خائن» یا «غیرمتعهد» طرد میشوند.
این حذف فیزیکی و اجتماعیِ خِرَدورزی، باعث شده است که ایران از سرمایههای انسانی خود تهی شود.
«حجتیه مدرن» دیگر یک جریان فرعی نیست؛ بلکه عاملی است که در حال چرخاندن ریلهای تاریخ ایران به سمت پرتگاه است.
آنها با نقاب «انقلابیگری»، در حال فروش ایران به بهای «تخیلات ایدئولوژیک» هستند.
هشیاری در برابر این جریان، نه یک انتخاب سیاسی، بلکه یک ضرورت حیاتی برای بقای سرزمین و نظام است.