ترور لاریجانی ترور فردای ایران بود
همه پستهای سیاسی را سه طلاقه کرده بود.
مینو خالقی و محمد مهاجری در اعتماد نوشتند:
در میان سیاستمداران ایرانی کمتر کسی چون شهید لاریجانی از استقلال رای و قوام دیدگاه برخوردار بود. نه برای دلخوشی کسی نظرش را عوض میکرد، نه به خاطر ملاحظه مقامات، حرفش را پس میگرفت. با این حال از چنان نجابتی برخوردار بود که هر گاه احساس میکرد گفتن مطلبی به نظم سیاسی اجتماعی زیان میرساند، خویشتنداری میکرد.
لاریجانی برخلاف این تصور که عدهای سمت دبیری شعام را به سکوی پرش به پاستور در سال ۱۴۰۷ میدانستند، همه پستهای سیاسی آینده را سهطلاقه کرده بود و در پی آن بود که با کمک اندیشمندان جوان یا باتجربه، برای ایران فردا و فردای ایران برنامهریزی کند. برنامههایی که از استواری و دقت و واقعیت برخوردار و از خیالپردازی و توهم و بلندپروازی بیجا دور باشد. او در اندیشه چنین فردایی بود و به همین دلیل ترور او، ترور فردای ایران و ایران فردا بود.