جلال ساداتیان:
احتمال تصمیم ناگهانی و پرریسک ترامپ
روابط ایران و آمریکا وارد مرحلهای از فرسایش سیاسی شده که در آن ترامپ همزمان هم طبل تهدید میکوبد و هم درِ مذاکره را باز نگه میدارد. ادعای او درباره توقف حمله به ایران به درخواست کشورهای عرب، در حالی مطرح میشود که وال استریت ژورنال مینویسد سران عربستان، قطر و امارات اصلاً از چنین طرحی بیخبر بودند. یک تحلیلگر سیاست خارجی، معتقد است واشنگتن هنوز به جمعبندی نهایی درباره هزینه و فایده جنگ با تهران نرسیده است.
شرایط نه جنگ نه صلح بین ایران و آمریکا به تعبیر بسیاری از کارشناسان حوزه سیاست خارجی در حساسترین وضعیت خود قرار دارد. شرایطی که در آن ترامپ مدعی شده در آستانه حمله مجدد علیه ایران بوده ولی درخواست کشورهای عرب منطقه مانع این حمله شده است. با این وجود وال استریت ژورنال به نقل از مقامات عربستان، قطر و امارات گفته است که سران این کشورها از طرح ترامپ برای حمله به ایران هیچ اطلاعی نداشتند.
به گزارش فرارو، فارغ از این که سران کشورهای عربی از حمله برنامه ریزی شده و مورد ادعای ترامپ مطلع بودند یا خیر. مسئله آغاز جنگی جدید در منطقه همه کشورهای حاشیه خلیج فارس و حتی خاورمیانه را تحت تاثیر قرار خواهد داد. جلال ساداتیان، تحلیلگر سیاست خارجی و کارشناس امور منطقه در گفتگو با فرارو، به بررسی این شرایط پرداخته است:
ذخایر غنیسازی؛ گره اصلی مذاکرات
جلال ساداتیان گفت: «فضای کنونی روابط ایران و آمریکا بیش از آن که به آستانه یک جنگ قطعی شباهت داشته باشد، وارد مرحلهای از فرسایش سیاسی و بازی با اهرمهای فشار شده است. اظهارات اخیر دونالد ترامپ نیز دقیقا در همین چارچوب قابل تحلیل است. او از یک سو همچنان بر طبل تهدید میکوبد و تلاش میکند نشان دهد گزینه نظامی از روی میز کنار نرفته، اما از سوی دیگر با اشاره به نقش کشورهای عربی و ادامه برخی پیام رد و بدلها، عملا میخواهد مسئولیت تعویق درگیری را متوجه شرایط منطقه و روند دیپلماسی کند. این نوع موضعگیری نشان میدهد واشنگتن هنوز به جمعبندی نهایی درباره هزینه و فایده ورود به یک تقابل تازه با ایران نرسیده است.»
وی افزود: «برخلاف فضاسازیهای رسانهای، نشانهای از نزدیک شدن واقعی مواضع تهران و واشنگتن دیده نمیشود. آنچه امروز تحت عنوان مذاکره یا تبادل پیام مطرح میشود، بیشتر تلاشی برای جلوگیری از انفجار بحران است تا رسیدن به یک توافق پایدار. اختلاف اصلی نیز نه بر سر جزئیات، بلکه بر سر اصل نگاه دو طرف به پرونده هستهای است. ایران برنامه هستهای خود را بخشی از حقوق تثبیتشده در چارچوب مقررات بینالمللی میداند و حاضر نیست به سادگی از ظرفیتهایی که طی سالها به دست آورده عقبنشینی کند. در مقابل، آمریکا همچنان بر محدودسازی حداکثری این توانایی اصرار دارد و در عمل به دنبال مدلی است که امکان بازگشت سریع ایران به سطح بالای غنیسازی را از بین ببرد. به همین دلیل، گره مذاکرات همچنان باز نشده است. تهران در مقاطع مختلف آمادگی خود را برای برخی اقدامات فنی از جمله کاهش سطح غنیسازی یا تغییر کاربری بخشی از ذخایر اورانیوم اعلام کرده، اما مسئلهای که اکنون محل اختلاف است، خواست آمریکا برای خارج کردن کامل این ذخایر از دسترس ایران است. از نگاه تهران، چنین درخواستی صرفا یک توافق فنی نیست، بلکه به معنای از بین بردن بخش مهمی از قدرت چانهزنی راهبردی کشور تلقی میشود.»
سیاست ایران ترکیبی از خویشتنداری و حفظ آمادگی
این تحلیلگر حوزه سیاست خارجی در ادامه گفت: «ترامپ در موقعیتی پیچیده قرار گرفته است. او داخل آمریکا زیر فشار جریانهایی قرار دارد که معتقدند سیاست تعلیق و مذاکره، نتیجهای جز افزایش قدرت منطقهای ایران نداشته است. همزمان لابیهای نزدیک به اسرائیل و برخی محافل امنیتی در واشنگتن نیز همچنان از ضرورت برخورد سخت با تهران سخن میگویند. به همین دلیل رئیسجمهور آمریکا ناچار است میان دو تصویر متفاوت تعادل برقرار کند؛ تصویری از یک رهبر مقتدر که در برابر ایران کوتاه نمیآید و در عین حال سیاستمداری که نمیخواهد آمریکا را وارد جنگی پرهزینه و غیرقابل پیشبینی کند. این تردید فقط جنبه سیاسی ندارد. تجربه ماههای اخیر نشان داده هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، حتی اگر محدود و کنترلشده طراحی شود، میتواند به سرعت ابعاد منطقهای پیدا کند. واشنگتن به خوبی میداند خاورمیانه امروز با ده سال پیش تفاوت دارد و هر درگیری تازهای ممکن است پای بازیگران متعدد را به میدان باز کند.»
وی افزود: «نگرانی درباره امنیت انرژی، وضعیت تنگه هرمز، بازار جهانی نفت و حتی تبعات اقتصادی در داخل آمریکا، بخشی از عواملی است که کاخ سفید را محتاط کرده است. به همین علت، لحن ترامپ دائما میان تهدید و مذاکره در نوسان است؛ یک روز از آمادگی برای اقدام نظامی سخن میگوید و روز دیگر از فرصت دادن به روند گفتوگو حرف میزند. در تهران نیز این برداشت وجود دارد که آمریکا فعلا بیش از آن که آماده جنگ باشد، در حال استفاده از تهدید نظامی برای امتیازگیری سیاسی است. از همین رو ایران تلاش میکند بدون خروج کامل از مسیر دیپلماسی، در برابر فشارها نیز عقبنشینی محسوسی نداشته باشد. محاسبه تهران این است که اگر اکنون در برابر فشار حداکثری امتیاز اساسی بدهد، این الگو در آینده میتواند به موضوعات دیگر از جمله توان موشکی و نفوذ منطقهای نیز گسترش پیدا کند. بنابراین سیاست ایران فعلا ترکیبی از خویشتنداری، حفظ آمادگی و ادامه مذاکرات فرسایشی است.»
احتمال تصمیم ناگهانی ترامپ
این کارشناس سیاست خارجی درخصوص نقش کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس تاکید کرد: «نقش کشورهای عرب منطقه نسبت به گذشته تغییر کرده است. بسیاری از دولتهای عربی اگرچه همچنان نسبت به برنامه هستهای ایران نگرانی دارند، اما در عین حال از یک درگیری گسترده میان تهران و واشنگتن نیز هراس دارند. آنها به خوبی میدانند جنگ در خلیج فارس بیش از هر چیز ثبات اقتصادی و امنیتی آنان را هدف قرار میدهد. به همین دلیل برخی پایتختهای عربی اکنون بیشتر به دنبال کنترل تنش هستند تا تشدید آن. اشاره ترامپ به درخواست این کشورها برای ادامه مسیر مذاکره را باید در همین چارچوب فهمید. با این همه، نمیتوان احتمال اقدام نظامی محدود را کاملا کنار گذاشت. ترامپ نشان داده که در شرایط فشار سیاسی یا برای تغییر فضای داخلی آمریکا، گاهی به تصمیمهای ناگهانی و پرریسک تمایل پیدا میکند. اگر مذاکرات در هفتههای آینده به بنبست کامل برسد یا حادثهای امنیتی در منطقه رخ دهد، ممکن است کاخ سفید دوباره به سمت گزینه حمله محدود حرکت کند.»