آنچه رسانههای ایران درباره سفر ترامپ به چین نگفتند | وفایی: تهران باید کار با چین را از این منظر ببیند
کارشناس مسائل چین و آسیا با نگاهی متفاوت به سفر ترامپ به چین نوشت: روابط ایران و چین ریشه دار و مهم است اما در ژئوپلیتیک امروز نظام بین الملل، منافع پایدار در سایه زنجیرههای تولید و ارزش حرف آخر را می زند و کشورها به میزان اتصال به این زنجیره ها به بازدارندگی دست می یابند. تهران باید کار با چین را از این منظر ببیند.
حامد وفایی استادیار ادبیات چینی در دانشگاه تهران در تحلیلی متفاوت از سفر رئیس جمهور آمریکا در سایه جنگ علیه ایران، در شبکه ایکس با عنوان «۱۲ نکته درباره سفر ترامپ به چین» نوشت:
۱. سفر ترامپ به چین که به دعوت شی جین پینگ انجام شد را باید یکی از مهمترین تحولات روزهای اخیر نظام بین الملل و از منظر ژئوپلیتیک به مثابه تلاش دو قدرت جهانی برای مدیریت رقابت استراتژیک در آستانه درافتادن به «تله توسیدید» بدانیم.
۲. نکته مهم در انجام این سفر در میانه بحرانهای پیچیده جهانی و «حوادث بیسابقه یک قرن اخیر»، ضرورتی است که طرفین را به سوی تعریف و تثبیت فضایی جدید در مناسباتشان سوق داده که میتوان از آن با عنوان «ثباتسازی در رقابت» در چارچوب نظام نوظهور چندقطبی یاد کرد.
۳. این سفر در شرایطی انجام شد که مناسبات چین و آمریکا با «پارادایم شیفتی» مهم که از قضا با ایران ارتباط مییابد مواجه شده که در آن بر خلاف انتظارات و اسناد امنیتی آمریکا، «غرب_آسیا» و نه «جنوب_شرق_آسیا» هنوز بعنوان هارتلند و نقطه کانونی بازیگری واشنگتن و رقابت قدرتها مطرح است.
۴. در جریان این سفر تمرکز آمریکا بر سه B شامل:
- بویینگ
- سویا
- گوشت گاو
و تمرکز چین بر سه T شامل:
- تایوان
- تکنولوژی
- تعرفه
بوده و بر خلاف مطالبی که در رسانههای ایران مطرح میشود بنظر میرسد ترامپ و شی در هر شش حوزه یاد شده به پیشرفتهای قابل توجهی دست یافته اند.
۵. موضوع بسیار مهمی که در جریان این سفر و با راهبری چین انجام شد، تعیین چارچوبی جدید در مناسبات پکن و واشنگتن بود که شی با عنوان «رابطه سازنده استراتژیک و پایدار» از آن یاد کرد و از توافق با ترامپ دربارهاش سخن گفت.
مناسبات چین و آمریکا ازین پس باید در این قالب فهم و تحلیل شود.
۶. مفهوم «رابطه سازنده استراتژیک و پایدار» بین دو قدرت جهانی این است که پکن و واشنگتن نیازی به دوست بودن با هم ندارند اما باید از خارج شدن تنش هایشان از کنترل پیشگیری نمایند. شی در حضور ترامپ این چارچوب را راهنمای استراتژیک روابط دو کشور در سالهای آتی توصیف کرد.
۷. از این پس مناسبات چین و آمریکا در سایه چهار اصل زیر قابل تعریف و تحلیل خواهد بود:
- همکاری به عنوان قلب روابط
- محدودسازی رقابتها
- قابل کنترلسازی اختلافات
- و نهایتا چشمانداز صلح در مقابل
این ۴ اصل میکوشد چارچوب یک «رقابت قابل کنترل» را بین چین و آمریکا ایجاد نماید.
۸. از نکات مهم در مواضع ترامپ در پکن اعلام علنی و مکرر دعوت از شی برای سفر به آمریکا در ماه سپتامبر بود که با توجه به انقضای آتش بس جنگ تجاری در آن ایام، احتمال توافقات بزرگ مکتوب با چین و نزدیکی به انتخابات میاندورهای آمریکا، حرکتی هوشمندانه بود که نهایتا تایید پکن را نیز گرفت.
۹. اما مسئله ایران و این مذاکرات
در حالی که ترامپ سعی داشت نوعی اجماع با پکن در مسئله تنگه هرمز، هستهای و فروش تجهیزات نظامی به ایران را القا کند، چین به حمایت بیشتر از مذاکرات_صلح (ترغیب ایران به میز مذاکره) و مقابله با بسته شدن پنجره صلح (تحذیر آمریکا از تجاوز مجدد) بسنده کرد.
۱۰. برخلاف مطالب منابع داخلی در خصوص احتمال معامله آمریکا و چین بر سر تایوان و ایران، آنچه در این خصوص مدنظر پکن است، نه معامله این دو عامل غیرهم وزن با آمریکا که مذاکره در باب «مدیریت بحران منطقه ای» و تلاش برای اجماع بر سر مدیریت همزمان دو حوزه غرب_آسیا و جنوب_شرق_آسیا است.
۱۱. در جریان این سفر بر خلاف عرف سفرهای اینچنینی هیچ گونه بیانیه مشترکی صادر نشد که از دو جهت قابل توجه است: نخست ابهام در روزهای پیش رو و دیگرعدم حصول توافق نهایی دو قدرت و همچنان باقی بودن فرصت برای تهران جهت ارائه بسته و چارچوب مورد نظرش درباره «نظم جدید در منطقه» به پکن.
۱۲. و در آخر اینکه هر چند روابط ایران و چین ریشه دار و مهم است اما در ژئوپلیتیک امروز نظام بین الملل، منافع پایدار در سایه زنجیرههای تولید و ارزش حرف آخر را میزند و کشورها به میزان اتصال به این زنجیرهها به بازدارندگی دست مییابند.
تهران باید کار با چین را از این منظر ببیند.