اگر غرب اشتباه کند اغراقآمیز نیست که جنگ با ایران به جنگ ابدی تبدیل شود!
کیومرث یزدانپناه گفت: اگر غرب اشتباه کند درگیری با ایران ممکن است به یک جنگ فرسایشی بدون پایان تبدیل شود و حتی اگر خیلی اغراقآمیز نباشد، میتوانیم به آن لقب جنگ ابدی بدهیم؛ چون ویژگیهای یک جنگ ابدی را با آثار و پیامدهای خودش دارد. این جنگ، از طرف دیگر، به طور فزایندهای بر فشارهای ژئوپلیتیک و استراتژیک و همچنین محاسبات سیاسی خاص خودش متمرکز است.
به گزارش چندثانیه آنلاین، کیومرث یزدانپناه، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل خارجی با اعتماد گفتوگو کرده است.
تحولات ایران یک آزمون صبر برای جامعه جهانی است که روند جدیدی را شروع کرده و به نظرم فضای بینالمللی از دوره گذار عبور کرده و وارد دوره تسلیم شده است. این دوره تسلیم را میتوان مصادف یا موازی با یک رنسانس ژئوپلیتیک برای ایران تلقی کرد.
اگر غرب اشتباه کند درگیری با ایران ممکن است به یک جنگ فرسایشی بدون پایان تبدیل شود و حتی اگر خیلی اغراقآمیز نباشد، میتوانیم به آن لقب جنگ ابدی بدهیم؛ چون ویژگیهای یک جنگ ابدی را با آثار و پیامدهای خودش دارد. این جنگ، از طرف دیگر، به طور فزایندهای بر فشارهای ژئوپلیتیک و استراتژیک و همچنین محاسبات سیاسی خاص خودش متمرکز است.
اینکه تصور شود ایران در ظاهر به واسطه دفاع از حزبالله لبنان، پیشگام شده و نقش آفندی و پیشدستانه گرفته و متعاقبا هم اسراییل به چند منطقه از ایران حمله کرده و این موارد را صرفا یک درگیری ایدئولوژیک بدانیم- اشتباه است. معتقدم این جنگ، بهطور فزاینده در حال تبدیل شدن به یک جنگ فرسایشی طولانی مدت است و همه طرفها به همان اندازه که به رویارویی نظامی متکی هستند، به فشارهای اقتصادی، استقامت و محاسبات سیاسی هم بهطور افراطی متکی شدهاند. ایران اما با اهرم تابآوری خود دست برتر را در تحمل این فشارها دارد.
فشارهای اقتصادی، اتخاذ سیاستهای محاصره ژئوپلیتیکی علیه ایران، فشارهای روانی از طریق ارائه پیشنویس قطعنامهها علیه ایران از طریق شورای امنیت و… همه نشاندهنده این است که هدف واقعی امریکا، خستهکردن ایران است.
آنها تصورشان این است که سه ضربه بزرگ بر این طعمه ارزشمند زدهاند، (تصور امریکاییها این است این گونه برداشت نشود که این دیدگاه من است) بنابراین آنقدر این طعمه را خسته میکنند تا در سر فرصت و به موقعش بتوانند به قول خودشان ضربه نهایی را بزنند. ایران اما در برابر این راهبرد دشمن، ابزارهای خاص خود را به کار برده و تلاشهای طرف مقابل را بیاثر میسازد. اعتقاد دارم که جنگ به هیچوجه خاتمه پیدا نکرده، بلکه تحت تاثیر یکسری حوادث و رخدادهای خاص از جمله برگزاری جام جهانی که میزبانیاش را کشور امریکا بر عهده دارد، قرار گرفته است. بدون تردید جام جهانی تاثیرگذار است.
تصویری که دشمنان دارند، این است که خروجی جنگ ۱۲ روزه در واقع به فاجعه دی ماه در ایران انجامید و خروجی این جنگ ۴۰ روزه - جنگ ۴۰ روزه مستقیم که درگیرانه بود و آتشهای سنگین و بعد از آن هم جنگ محاصره دریایی - به مراتب میتواند آثار مخربتری در واقع روی ایران داشته باشد.
آن چیزی که مسلم است، این آزمون سرد و شکیبایی ایران میتواند در این زمینه تعیینکننده باشد و اگر تابآوری کلان ایران، چه در سطح اجتماعی، چه در سطح حکمرانی، چه در سطح سیاسی- امنیتی، در واقع محکم و قوی باشد، نتیجه این جنگ به نفع ایران خواهد بود.