محسن جلیلوند، تحلیلگر ارشد سیاست خارجی:
این جنگ کوتاهمدت نخواهد بود
محسن جلیلوند، تحلیلگر ارشد سیاست خارجی معتقد است این جنگ کوتاه مدت نخواهد بود. حتی تصور می کنم ایالات متحده یا به جنگ ورود می کند و یا این اجازه را می دهد که اسرائیل سطحی از تنش نظامی با ایران را ادامه دهد..
در شرایطی که تنشهای نظامی میان ایران و اسرائیل ادامه دارد و دونالد ترامپ با ژستهای دیپلماتیک مدعی مهار نتانیاهو و تمایل به توافق با تهران است، گمانهزنیها درباره آینده این تقابل و سرنوشت مذاکرات بالا گرفته است. با این حال، یک تحلیلگر ارشد روابط بینالملل معتقد است ادعاهای آمریکا تنها یک «شوآف برای فریب افکار عمومی» است و واشنگتن و تلآویو در یک سناریوی از پیش طراحیشده، به دنبال فرسایشیکردن جنگ و پیگیری پروژه «تغییر نظام» هستند؛ وضعیتی که چشمانداز هرگونه توافق میان ایران و آمریکا را تیرهوتار میکند.
دکتر محسن جلیلوند، استاد روابط بینالملل و تحلیلگر ارشد سیاست خارجی، در گفتگو با «فرارو» به بررسی ابعاد پنهان این جنگ و پیامدهای منطقهای آن پرداخته است.
آمریکا در حال «شوآف» است
محسن جلیلوند درباره ریشهها و علل وقوع دور جدید درگیریها گفت: «از دید من تمام فرآیندی که منجر به آغاز این تنشها شد، از پیش طراحی شده بود. آنها سناریویی چیدند که اسرائیل حمله کند، سپس ترامپ مدعی شود جلوی نتانیاهو را خواهد گرفت و در نهایت در قامت یک "مصلح" وارد میدان شود. در واقع همه این تحرکات، یک شوآف تمامعیار برای افکار عمومی است.»
وی افزود: «مهمترین ویژگی جنگ فعلی این است که آمریکا فعلاً نمیخواهد مستقیماً وارد عمل شود. به همین دلیل، ایران نیز در حال حاضر وارد پروژه جنگ منطقهای یا فرامنطقهای همهجانبه نمیشود، چرا که واشنگتن با نمایش اخیر سعی کرده خود را از این درگیری مجزا جلوه دهد. در شرایط موجود، هدف اصلی ایران، اسرائیل است و در نتیجه، گسترش حملات به سایر کشورهای منطقه توجیه چندانی ندارد.»
جلیلوند در خصوص پیوند راهبردی تهران و حزبالله و تاثیر آن بر معادلات نبرد تصریح کرد: «ایران و حزبالله تعهدات متقابلی در قبال یکدیگر دارند. عدم حمایت ایران از حزبالله اساساً میسر نیست، زیرا رها کردن این جبهه مشکلات امنیتی بسیار جدیتری در پی خواهد داشت. باید دقت کنیم در شرایطی که آمریکا با ادامه محاصره و تشدید تنشهای اقتصادی در حال فشار آوردن بر ایران است، اسرائیل نیز به شکل نیابتی با ما میجنگد؛ بنابراین هیچیک از این رویدادها تصادفی نیست.»
از تلاش برای تغییر رفتار تا سودای تغییر نظام
این تحلیلگر ارشد سیاست خارجی با اشاره به سناریوهای پیش رو خاطرنشان کرد: «این وضعیت در دو حالت ادامه پیدا میکند؛ حالت اول این است که دامنه درگیری گسترش یافته و آمریکا نیز وارد جنگ شود، یا اینکه ایران و اسرائیل به همین شکل فعلی به تبادل آتش ادامه دهند. در سناریوی دوم، اسرائیل ابتدا تلاش خواهد کرد مسئله حزبالله را به شیوه خود حل کند و سپس سطح تنش و تبادل آتش با تهران را بالا ببرد.»
وی با یادآوری اهداف ادعایی اسرائیل در جنگهای گذشته افزود: «در جنگ ۱۲ روزه، هدف اعلامی اسرائیل تغییر "رفتار" ایران بود، اما دیدیم که رفتار تهران تغییری نکرد. در جنگ ۴۰ روزه که با ترور مقامات ارشد سیاسی و نظامی آغاز شد، هدف آنها تغییر "ساختار" جمهوری اسلامی بود که باز هم ناکام ماندند و ثابت شد این ساختار به حدی مستحکم است که به حیات خود ادامه میدهد. من فکر میکنم طراحی کلان اسرائیل و آمریکا برای جنگ فعلی یا درگیریهای آتی، فراتر از اینها و معطوف به "تغییر نظام" است؛ هرچند در تغییر رفتار و ساختار نیز هیچ موفقیتی کسب نکردهاند.»
جنگ میتواند فرسایشی شود؛ اعراب توان تقابل با ایران را ندارند
جلیلوند بر خلاف برخی تحلیلها، معتقد است که این درگیری بهزودی پایان نخواهد یافت. وی تاکید کرد: «من تصور میکنم این جنگ کوتاهمدت نخواهد بود. حتی بعید نیست که ایالات متحده در نهایت وارد نبرد شود یا حداقل به اسرائیل اجازه دهد سطح مشخصی از تنش نظامی با ایران را حفظ کند. از دید من میتوان این درگیری را در چارچوب یک "جنگ فرسایشی" تعریف کرد، چرا که جبهه مقابل تصور میکند طولانی شدن جنگ، فشار مضاعف و بیشتری را به ایران تحمیل خواهد کرد.»
استاد روابط بینالملل در پایان با اشاره به نقش یمن و همچنین کشورهای حاشیه خلیجفارس گفت: «حوثیها اعلام کردهاند اجازه عبور به اسرائیلیها از بابالمندب را نمیدهند و طبیعتاً اسرائیل مجبور به تغییر مسیر است. اما باید توجه داشت که نمیتوان این شاهراه را روی کل جهان بست، چرا که با واکنش و اعتراض سریع جامعه جهانی مواجه خواهد شد. درباره کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس نیز معادلات کاملاً روشن است؛ آنها اصلاً در حدی نیستند که بخواهند با ایران وارد جنگ شوند. این کشورها حتی در درون خودشان و با یکدیگر چالشهای جدی دارند و "شورای همکاری خلیجفارس" تنها یک اسم است. آنها به شدت نیازمند و وابسته به چتر حمایتی آمریکا و اسرائیل هستند و تاثیر چندانی بر تغییر معادلات کلان منطقه ندارند. با این تفاسیر، همچنان انتظار نمیرود مذاکرات ایران و آمریکا به نتیجه برسد، چرا که فاصله خواستهها و مطالبات دو طرف بسیار عمیق است.»