شاید وسواس تمیزی همیشه به نفع بدن نباشد؛ راز میکروب‌های مفید پوست

کودکانی که در محیط طبیعی‌تر بازی کرده بودند، تنوع میکروبی بیشتری روی پوست داشتند و باکتری‌های بیماری‌زای کمتری نیز در سطح پوست آنها مشاهده شد.

شاید وسواس تمیزی همیشه به نفع بدن نباشد؛ راز میکروب‌های مفید پوست

سارا ترابی در گروه دانش و سلامت چندثانیه آنلاین نوشت:

اگر شما هم عادت دارید به محض دیدن دست‌های خاکی، آن‌ها را زیر آب بگیرید، احتمالاً با این تصور بزرگ شده‌اید که هرچه پوست تمیزتر و عاری از میکروب باشد، سلامت بیشتری دارد. اما علم در سال‌های اخیر تصویر پیچیده‌تری از رابطه انسان و میکروب‌ها ارائه کرده است؛ تصویری که نشان می‌دهد همه موجودات میکروسکوپی اطراف ما خطرناک نیستند و برخی از آنها حتی می‌توانند بخشی از تعادل طبیعی بدن را شکل دهند.

پوست انسان یک سطح ساده و بی‌جان نیست که فقط وظیفه محافظت از اندام‌های داخلی را بر عهده داشته باشد. این عضو بزرگ بدن، زیست‌بومی زنده است که مجموعه‌ای از باکتری‌ها، قارچ‌ها و دیگر میکروارگانیسم‌ها روی آن زندگی می‌کنند. ترکیب این مجموعه از فردی به فرد دیگر متفاوت است و عواملی مانند سن، سبک زندگی، محیط زندگی، محصولات بهداشتی و میزان تماس با طبیعت می‌توانند بر آن اثر بگذارند. به همین دلیل، پژوهشگران امروز به جای اینکه صرفاً تعداد میکروب‌ها را معیار سلامت بدانند، بیش از گذشته به تنوع و تعادل آنها توجه می‌کنند.

در همین چارچوب، مطالعات انجام‌شده در فنلاند توجه پژوهشگران را به یک موضوع قدیمی اما کمتر دیده‌شده جلب کرده است: تماس انسان با طبیعت. خاک، خزه، گیاهان و دیگر مواد طبیعی فقط اجسام بی‌جان نیستند؛ هرکدام مجموعه بزرگی از میکروارگانیسم‌ها را در خود دارند و تماس با آنها می‌تواند برای مدتی ترکیب میکروبی سطح پوست را تغییر دهد.

در یکی از آزمایش‌ها، میرا گرونروس، بوم‌شناس و پژوهشگر حوزه طبیعت و سلامت در مؤسسه محیط زیست فنلاند، از افراد خواست دست‌های خود را حدود ۲۰ ثانیه با خاک، تورب و خزه تماس دهند. بررسی نمونه‌های پوستی پس از این تماس کوتاه نشان داد تعداد و تنوع میکروب‌های سطح پوست افزایش پیدا کرده است. نکته جالب‌تر این بود که شست‌وشوی دست‌ها با آب نیز نتوانست این تغییر را به‌طور کامل از بین ببرد.

البته این نتیجه به هیچ عنوان به معنای آن نیست که هر باکتری موجود در خاک مفید است یا شستن دست‌ها دیگر اهمیتی ندارد. تفاوت میان «تنوع میکروبی» و «آلودگی» نکته‌ای اساسی در این بحث است. محیط طبیعی می‌تواند طیف بسیار متنوعی از میکروب‌ها را در خود داشته باشد، در حالی که برخی محیط‌های آلوده ممکن است حامل عوامل بیماری‌زا باشند. بنابراین آنچه در این مطالعات مورد توجه قرار گرفته، مواجهه کنترل‌شده و طبیعی با تنوع زیستی است، نه بی‌توجهی به اصول بهداشت.

اهمیت تنوع میکروبی از آنجا ناشی می‌شود که پوست، مانند بسیاری از بخش‌های بدن، محل زندگی جوامع میکروبی مختلف است. زمانی که گونه‌های متنوعی در کنار یکدیگر حضور دارند، میان آنها رقابت و تعامل شکل می‌گیرد و این وضعیت می‌تواند مانع از غالب شدن برخی میکروب‌های بالقوه بیماری‌زا شود. به زبان ساده‌تر، همیشه «میکروب بیشتر» مساوی «خطر بیشتر» نیست؛ گاهی ترکیب این میکروب‌هاست که اهمیت بیشتری دارد.

با این حال، آزمایش‌های اولیه یک نکته مهم دیگر را نیز نشان دادند. تغییرات ایجادشده در میکروبیوتای پوست دائمی نبود و با گذشت زمان، ترکیب میکروب‌ها تا حد زیادی به وضعیت پیش از تماس بازگشت. همین مسئله مسیر تحقیقات را به سمت سؤال مهم‌تری برد: آیا اگر تماس با محیط طبیعی نه یک اتفاق گاه‌به‌گاه، بلکه بخشی منظم از زندگی باشد، تغییرات میکروبی می‌تواند ماندگارتر شود؟

پژوهشگران برای پاسخ به این سؤال، توجه ویژه‌ای به کودکان نشان داده‌اند؛ گروهی که سیستم ایمنی آنها هنوز در حال رشد و شکل‌گیری است و سال‌های نخست زندگی می‌تواند دوره مهمی برای تعامل بدن با محیط اطراف باشد.

در یکی از مطالعات فنلاندی، محیط بازی کودکان به شکل قابل‌توجهی تغییر داده شد. به جای اینکه کودکان تنها روی سطوح سخت و مصنوعی بازی کنند، بخشی از فضای بازی با عناصری مانند خاک جنگل، گیاهان، شن، گل‌ولای و تراشه‌های چوب پر شد تا محیطی نزدیک‌تر به کف جنگل ایجاد شود. کودکان نیز به‌طور منظم در چنین فضایی بازی کردند.

این طرح تنها یک تجربه ساده در یک مهدکودک نبود. پروژه‌ای گسترده‌تر با حضور ۴۳ مرکز و در یک بازه سه‌ساله طراحی شد تا پژوهشگران بتوانند اثر افزایش تماس با طبیعت را بر میکروبیوم و برخی شاخص‌های مرتبط با سیستم ایمنی بررسی کنند. نمونه‌هایی از پوست، بزاق و مدفوع کودکان جمع‌آوری شد و در کنار آنها، نمونه‌های خون و مو نیز مورد بررسی قرار گرفت.

پژوهش‌های پیشین ماریا روسلوند نیز سرنخ‌های مهمی در اختیار این گروه قرار داده بود. در سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷، خاک جنگل، تورب و جعبه‌های کاشت به فضای یک مهدکودک منتقل شد تا کودکان برای مدتی منظم در محیطی شبیه کف جنگل بازی کنند. وضعیت میکروبی کودکان پس از ۲۸ روز و بار دیگر یک سال بعد بررسی شد.

نتایج یک سال بعد قابل توجه بود. کودکانی که در محیط طبیعی‌تر بازی کرده بودند، تنوع میکروبی بیشتری روی پوست داشتند و باکتری‌های بیماری‌زای کمتری نیز در سطح پوست آنها مشاهده شد. این یافته باعث شد فرضیه‌ای که سال‌هاست در حوزه سلامت و میکروبیوم مطرح می‌شود، توجه بیشتری دریافت کند: اینکه کاهش تماس انسان با تنوع زیستی طبیعی ممکن است بخشی از تعاملات معمول بدن با محیط را محدود کند.

در سال‌های اخیر، این ایده با مفهوم «فرضیه تنوع زیستی» نیز مورد توجه قرار گرفته است. بر اساس این دیدگاه، زندگی در محیط‌هایی که تنوع زیستی بیشتری دارند می‌تواند فرصت مواجهه بدن با طیف گسترده‌تری از میکروب‌های محیطی را فراهم کند. چنین مواجهه‌ای ممکن است با نحوه شکل‌گیری و تنظیم پاسخ‌های ایمنی ارتباط داشته باشد؛ هرچند برای تعیین دقیق میزان این اثر و اینکه تا چه اندازه می‌تواند از بیماری‌های خاص جلوگیری کند، هنوز به مطالعات بیشتری نیاز است.

موضوع زمانی جذاب‌تر می‌شود که بدانیم انسان مدرن بخش بزرگی از زندگی خود را در محیط‌هایی سپری می‌کند که ارتباط بسیار کمتری با خاک، گیاهان و طبیعت دارند. سطوح بتنی و آسفالتی، ساختمان‌های بسته و فضاهای شهری، اگرچه مزایای فراوانی دارند، اما از نظر تنوع زیستی با محیط‌های طبیعی قابل مقایسه نیستند.

این تغییر محیطی در کودکان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. کودکی که بیشتر ساعات روز را در فضای بسته، روی سطوح مصنوعی و دور از خاک و گیاه سپری می‌کند، طبیعتاً با مجموعه متفاوتی از میکروب‌های محیطی مواجه می‌شود. پژوهشگران می‌خواهند بدانند آیا تغییر این الگوی مواجهه می‌تواند روی جامعه میکروبی بدن و ارتباط آن با سیستم ایمنی اثر بگذارد یا خیر.

البته از این یافته‌ها نباید یک نتیجه افراطی گرفت. قرار نیست بهداشت فردی کنار گذاشته شود یا تماس با خاک جایگزین شستن دست‌ها شود. شست‌وشوی دست‌ها همچنان یکی از مؤثرترین راه‌های کاهش انتقال بسیاری از عوامل بیماری‌زا است، به‌ویژه پس از استفاده از سرویس بهداشتی، پیش از غذا خوردن و پس از تماس با مواد آلوده. آنچه پژوهشگران درباره آن صحبت می‌کنند، تفاوت میان «بهداشت» و «استریل بودن دائمی» است.

بدن انسان اساساً برای زندگی در جهانی بدون میکروب ساخته نشده است. پوست، روده، دهان و دیگر بخش‌های بدن میزبان جوامع پیچیده‌ای از میکروارگانیسم‌ها هستند و رابطه ما با آنها بسیار پیچیده‌تر از دوگانه ساده «مفید یا مضر» است. برخی می‌توانند بیماری‌زا باشند، برخی بی‌ضرر و برخی دیگر در شرایط مناسب با سلامت بدن ارتباط داشته باشند.

به همین دلیل، شاید نگاه دقیق‌تر به طبیعت این نباشد که آن را منبع آلودگی بدانیم یا برعکس، آن را درمانی برای همه مشکلات معرفی کنیم. واقعیت احتمالاً میان این دو قرار دارد. طبیعت مجموعه‌ای متنوع از عوامل زیستی را در اختیار بدن قرار می‌دهد و پژوهشگران اکنون در حال بررسی این هستند که این مواجهه‌ها چگونه می‌توانند بر میکروبیوم و سیستم ایمنی اثر بگذارند.

ماجرا از یک دست خاکی شروع می‌شود، اما پرسشی که پشت آن قرار دارد بسیار بزرگ‌تر است: آیا زندگی مدرن، با فاصله گرفتن هرچه بیشتر از محیط طبیعی، بخشی از مواجهه‌های زیستی معمول انسان را از او گرفته است؟

پاسخ قطعی هنوز روشن نیست و تحقیقات ادامه دارد؛ اما یافته‌های موجود دست‌کم یک تصور قدیمی را به چالش کشیده‌اند: اینکه برای سالم ماندن، باید تا حد ممکن از همه میکروب‌ها دور بمانیم. شاید مسئله سلامت نه حذف کامل دنیای میکروسکوپی اطراف ما، بلکه حفظ تعادل درست میان بدن و میلیاردها موجود ریزی باشد که همیشه بخشی از زندگی انسان بوده‌اند.

خاک

ارسال نظر

خبر‌فوری: هرمز روی میز عمان، پیام‌های زیرپوستی «نشست صلاله»