چه چیزی باعث میشود آدمها به زندگی برگردند؟
برگشتن به زندگی یک تصمیم ناگهانی نیست. ممکن است با خواب منظم، بیرون رفتن از خانه، حرف زدن با یک دوست، موسیقی، نوشتن یا شروع یک کار کوچک آغاز شود و کمکم شکل بگیرد.
شیدا حصاری در گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین نوشت:
گاهی دلتان میخواهد همه چیز را رها کنید. نه حوصله حرف زدن دارید، نه نسبت به آینده دلخوشید، نه تصوری از فردا دارید. اینجا نقطهایست که خیلیها دوباره شروع میکنند؛ آرام، سخت و قدمبهقدم.
چه چیزی کمکشان میکند؟ امید، حتی اگر خیلی کم باشد. وقتی آدم هنوز بتواند چیزی را برای آیندهاش تصور کند، دلیلی برای حرکت پیدا میکند. گاهی این دلیل خیلی بزرگ نیست؛ یک کار نیمهتمام، دیدن یک آدم دوستداشتنی، برگشتن به کاری که دوستش داشته یا حتی برنامهای ساده برای فردا.
برای برگشتن به زندگی تنهایی تکیهگاه خوبی نیست. حمایت خانواده، دوستان و آدمهایی که بتوانند بدون قضاوت کنارتان باشند، در دوران بحران اهمیت زیادی دارد. برای بعضی افراد هم کمک گرفتن از روانشناس یا روانپزشک بخشی از همین مسیر است.
بعضی افراد بعد از تجربه یک اتفاق سخت، در کنار آسیب و رنجی که داشتهاند، تغییرات مثبتی هم در زندگیشان تجربه میکنند؛ رابطههایشان را جدیتر میگیرند، نگاهشان به زندگی تغییر میکند یا برای آینده هدفهای تازهای پیدا میکنند.
برگشتن به زندگی یک تصمیم ناگهانی نیست. ممکن است با خواب منظم، بیرون رفتن از خانه، حرف زدن با یک دوست، موسیقی، نوشتن یا شروع یک کار کوچک آغاز شود و کمکم شکل بگیرد.
آدمی که از یک بحران عبور کرده، شاید همان آدم قبلی نباشد؛ ولی میتواند دوباره برای ادامه دادن، چیزی پیدا کند که به فردایش وصل شود.