نظرات منتقدان دربارۀ فصل سوم سریال آخرالزمانی «سیلو»
فصل سوم سریال «سیلو» در حالی آغاز میشود که داستان دقیقاً از پایان پرتعلیق فصل قبل ادامه پیدا میکند. جولیت نیکولز پس از بازگشت از سیلوی ۱۷ به خانه خود بازمیگردد، اما بخش مهمی از خاطراتش را از دست داده و بهتدریج مشخص میشود که این فراموشی اتفاقی نیست. همزمان، قدرتهای حاکم بر سیلو تلاش میکنند حقیقت را پنهان و تاریخ را به نفع خود بازنویسی کنند تا کنترل جامعه را حفظ کنند.
در سوی دیگر داستان، روایت به سالها پیش از ساخت سیلوها بازمیگردد و با معرفی شخصیتهایی تازه مانند یک نماینده جوان کنگره به اسم دنیل و یک خبرنگار به اسم هلن، پرده از تصمیمها، توطئههای سیاسی، رقابتهای قدرت و رویدادهایی برمیدارد که سرانجام به شکلگیری این پناهگاههای عظیم زیرزمینی انجامیدهاند. دو خط زمانی گذشته و حال بهتدریج به یکدیگر گره میخورند و هر حقیقت تازهای که افشا میشود، نگاه مخاطب را نسبت به اتفاقات گذشته و حال تغییر میدهد.
منتقدان درباره فصل سوم دیدگاههای متفاوتی دارند، اما بیشتر آنها اتفاق نظر دارند که این فصل بیش از هر زمان دیگری بر گسترش دنیای سریال و آمادهسازی برای پایان نهایی تمرکز دارد. بسیاری از منتقدان از جاهطلبی داستان در پرداختن همزمان به دو خط زمانی و بررسی موضوعاتی مانند فساد، سوءاستفاده از قدرت، دستکاری حقیقت و کنترل افکار عمومی تمجید کردهاند. به اعتقاد آنها، روایت گذشته صرفاً برای پاسخ دادن به پرسشهای قدیمی نیست، بلکه باعث میشود مخاطب تمام آنچه را تاکنون درباره سیلوها میدانسته از زاویهای تازه ببیند.
در مقابل، شماری از منتقدان معتقدند که فصل سوم در مقایسه با دو فصل نخست، از ریتم کندتری برخوردار است و بخش زیادی از آن صرف زمینهچینی برای فصل چهارم و پایانی میشود. به باور آنها، تقسیم داستان میان گذشته و حال اگرچه از نظر مفهومی جذاب است، اما باعث شده هیجان و تنش مداومی که پیشتر از ویژگیهای اصلی سریال بود، تا حدی کاهش پیدا کند. برخی نیز معتقدند تعدادی از شخصیتهای محبوب، از جمله جولیت، برنارد و جیمی، نسبت به فصلهای قبل حضور کمرنگتری دارند و شخصیتهای تازه همیشه به همان اندازه تأثیرگذار ظاهر نمیشوند.
با این حال، تقریباً همه نقدها از بازی بازیگران اصلی، بهویژه ربکا فرگوسن در نقش جولیت و تیم رابینز در نقش برنارد تمجید کردهاند. همچنین طراحی صحنه، فضاسازی، جلوههای بصری و موسیقی سریال همچنان از نقاط قوت آن به شمار میروند. کیفیت بالای تولید نیز همچنان فضای رازآلود و آخرالزمانی داستان را بهخوبی حفظ کرده است.
بسیاری از منتقدان معتقدند هرچند نیمه نخست فصل سوم ممکن است برای برخی بینندگان کند و طولانی به نظر برسد، اما با نزدیک شدن به قسمتهای پایانی، داستان شتاب میگیرد و پاسخهایی ارائه میدهد که هم منطقی هستند و هم زمینه را برای نبرد و رویارویی بزرگ فصل چهارم فراهم میکنند. به همین دلیل، گروهی این فصل را یکی از بهترین فصلهای سریال دانستهاند که بدون از بین بردن رازهای اصلی، کنجکاوی مخاطب را برای ادامه داستان بیشتر میکند، در حالی که گروهی دیگر آن را فصلی انتقالی میدانند که ارزش واقعی آن تنها پس از پخش فصل پایانی مشخص خواهد شد.
در مجموع، فصل سوم «سیلو» اگرچه ممکن است به اندازه دو فصل نخست پرتنش نباشد، اما همچنان یک درام علمیتخیلی جاهطلبانه و پررمزوراز باقی مانده که بسیاری از منتقدان آن را مقدمهای مهم برای پایان یکی از موفقترین مجموعههای علمیتخیلی سالهای اخیر میدانند.