۱۰ فیلم برتری که از بازی‌های ویدیویی اقتباس شدند

دنیای بازی‌های ویدیویی به دنیای سینما راه یافته است. در این مقاله به بررسی ۱۰ فیلم برتر می‌پردازیم که از بازی‌های محبوب اقتباس شده‌اند و موفقیت‌های بزرگی را به دست آورده‌اند.

۱۰ فیلم برتری که از بازی‌های ویدیویی اقتباس شدند

در یکی از شماره‌های اخیر مجله Empire، لوئیز بلین، مدیر خلاقیت Blumhouse Games، به تغییر فرهنگی مهمی در نحوه اقتباس آثار سینمایی از رسانه‌های تعاملی اشاره کرد و گفت حالا ما در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که دیگر عبارت «اقتباس از بازی ویدیویی» با تمسخر بیان نمی‌شود.

به گزارش گیمفا ، این جمله بازتاب‌دهنده دوره‌ای تحول‌ آفرین می‌باشد که طی آن صنعت سرگرمی تا حد زیادی از نفرین فیلم‌های اقتباسی از بازی‌های ویدیویی عبور کرده است؛ آثاری که اغلب شکست می‌خوردند، حالا به پروژه‌هایی سودآور تبدیل شدند. با این حال، موفقیت تجاری همیشه به معنای تحسین منتقدان نیست؛ فیلم A Minecraft Movie نمونه روشنی از این مسئله تلقی می‌شود. این فیلم با فروش خیره‌ کننده ۹۶۱ میلیون دلاری، به دومین فیلم پرفروش اقتباسی از بازی‌های ویدیویی تبدیل شد، اما در سایت Rotten Tomatoes تنها امتیاز ۴۶٪ را از منتقدان دریافت کرد؛ یعنی واکنشی نسبتاً سرد و متوسط را شاهد بود.

این اختلاف نشان‌ دهنده روندی تکرار شونده است: مجموعه‌های عظیم و شناخته‌ شده (اصطلاحاً آی‌پی‌های قدرتمند) می‌توانند صرفاً با اتکا به شهرت‌شان تماشاگران را به سالن‌های سینما بکشانند، حتی اگر داستان فیلم ضعف‌هایی داشته باشد. در سال‌های اخیر، اقتباس‌های ساخته شده از بازی‌های ویدیویی در حوزه تلویزیون بسیار موفق بودند. مجموعه‌هایی مانند Arcane و Cyberpunk: Edgerunners و Fallout هم تحسین منتقدان را برانگیختند و هم با استقبال گسترده مخاطبان روبه‌رو شدند. با این وجود در حوزه سینما، هرچند پیشرفت‌هایی دیده می‌شود، اما هنوز تعداد نمونه‌های واقعاً موفق آنقدر زیاد نیست که بتوان به‌ راحتی فهرستی بلند از آثار شاخص تهیه کرد. به همین دلیل، گردآوری فهرستی قطعی از ۱۰ فیلم برتر اقتباس شده از بازی‌های ویدیویی، همچنان کاری دشوار است.

۱۰) Warcraft

فیلم Warcraft که سال ۲۰۱۶ اکران شد، در جلب نظر مثبت منتقدان غربی چندان موفق نبود. این فیلم که به کارگردانی دانکن جونز ساخته شد، در تلاش بود دهه‌ها داستان‌پردازی پیچیده و گسترده دنیای بلیزارد را در قالب یک درگیری واحد خلاصه کند؛ او نبرد میان انسان‌ها به رهبری آندوین لوتار (با بازی تراویس فیمل) و ارتش اورک‌ها را به تصویر کشید.

از نظر منتقدان، فیلم به دلیل روایت پیچیده و دشوارش برای مخاطبان ناآشنا، مورد انتقاد شدید قرار گرفت و در Rotten Tomatoes تنها امتیاز ۲۹٪ را کسب کرد. با این حال، فیلم Warcraft از نظر فنی اثری قابل توجه محسوب می‌شود. این فیلم با استفاده جاه‌طلبانه از فناوری موشن‌کپچر (ضبط حرکات بازیگران برای خلق شخصیت‌های دیجیتالی)، توانست اورک‌ها را با سطحی از جزئیات بصری و واقع‌گرایی به تصویر بکشد که کمتر اقتباسی به آن دست یافته است.

همین وفاداری به زیبایی‌شناسی و فضای فانتزی بازی باعث شد فیلم در گیشه جهانی بیش از ۴۳۹ میلیون دلار بفروشد. موفقیت چشمگیرش در چین که با جابه‌جایی برخی رکوردها همراه بود، عملاً فیلم را از تبدیل شدن به یک شکست مالی نجات داد. اگرچه فیلم‌نامه عمق و پیچیدگی بازی را نداشت، اما Warcraft به دلیل جاه‌طلبی فنی و پایبندی بی‌پرده‌اش به فضای فانتزی حماسی، جایگاه دهم را در این فهرست به دست می‌آورد.

۹) Five Nights at Freddy’s

فیلم Five Nights at Freddy’s، محصول Blumhouse Productions، با بازی جاش هاچرسون در نقش مایک اشمیت ساخته شده است؛ نگهبانی که در یک مرکز تفریحی خانوادگی متروکه کار می‌کند. البته او تنها نیست، زیرا این مکان توسط انیماترونیک‌های قاتل تسخیر شده است.

از دید منتقدان، این فیلم به‌ دلیل تکیه‌ زیاد بر پیش‌زمینه‌های پیچیده و کمبود ترس‌های سنتی ژانر وحشت، چندان مورد توجه قرار نگرفت و امتیاز ۳۳٪ را دریافت کرد. با این حال، فیلم به یک پدیده‌ غیرقابل انکار تبدیل شد و با بودجه‌ای نسبتاً کم (۲۰ میلیون دلار)، حدود ۲۹۷ میلیون دلار در سراسر جهان فروخت.

این موفقیت مالی تا حد زیادی به احترام عمیق سازندگان به منبع اصلی (بازی ویدیویی) مربوط می‌شود. در تولید فیلم از انیماترونیک‌های واقعی شرکت Jim Henson’s Creature Shop استفاده شد تا فضایی ملموس، غوطه‌ور کننده، آشنا و باورپذیر برای بازیکنان خلق شود. اگرچه روایت داستان گاهی پراکنده و ناهماهنگ است و تقریباً فقط طرفداران قدیمی را هدف قرار می‌دهد، اما توانایی فیلم در بازآفرینی حس خفقان و اضطراب بازی اصلی، آن را به یکی از آثار شاخص اقتباس‌های مدرن از بازی‌های ویدیویی تبدیل کرده است.

۸) Resident Evil (محصول سال ۲۰۰۲)

نسخه‌ سال ۲۰۰۲ فیلم Resident Evil پایه‌گذار یکی از پرکارترین مجموعه‌های سینمایی اقتباسی از بازی‌های ویدیویی بود. این فیلم که به کارگردانی پل دبلیو اس اندرسون ساخته شده، داستان آلیس (با بازی میلا یوویچ) را دنبال می‌کند؛ شخصیتی که در یک مرکز تحقیقاتی زیرزمینی آلوده به ویروس T، گرفتار شده است.

در زمان اکران، منتقدان برای فاصله گرفتن فیلم از ریشه‌های وحشت بقا بازی‌ها انتقاد کردند و مواردی همچون صحنه‌های اکشن کلیشه‌ای و ضعف در پرداخت شخصیت‌ها را از ایرادهای اصلی دانستند. با وجود این انتقادها و امتیاز متوسط ۳۶٪ در راتن تومیتوز، فیلم با ایجاد یک سبک تکنو وحشت (ترکیب فناوری و ترس) موفق شد نظر مخاطبان را جلب کند.

این رویکرد خلاقانه باعث شد فیلم به فروش جهانی ۱۰۳ میلیون دلار برسد و در نهایت پنج دنباله برای آن ساخته شود. هرچند این فیلم محصولی متعلق به آن زمان است (موسیقی نیو متالی مختص اوایل دهه ۲۰۰۰ و جلوه‌های ویژه‌ کامپیوتری نسبتاً ابتدایی)، اما پایبندی‌اش به منطق درونی داستان و بازی قدرتمند یوویچ باعث شده به عنوان یک اثر کلاسیک کالت شناخته شود.

۷) Mortal Kombat (1995)

برای سال‌ها، نسخه‌ ۱۹۹۵ فیلم Mortal Kombat، به‌ عنوان استاندارد طلایی اقتباس از یک بازی مبارزه‌ای شناخته می‌شد. داستان فیلم حول محور لیو کانگ (با بازی رابین شو) و جانی کیج (با بازی لیندن اشبی) می‌چرخد که در یک تورنمنت ماورایی شرکت می‌کنند؛ مسابقه‌ای که سرنوشت زمین را تعیین می‌کند.

کارگردان فیلم، پل دبلیو اس اندرسون، عمداً حال‌ و هوای اغراق‌آمیز و پرانرژی نسخه‌ آرکید بازی را حفظ کرد؛ نتیجه فیلمی بود که به جای تلاشی صرفاً تجاری برای کسب درآمد، ادای احترامی صادقانه به بازی اصلی تلقی شد.

هرچند منتقدان به داستان ساده و جلوه‌های ویژه‌ تاریخ‌ گذشته اشاره کردند، اما موسیقی متن نمادین و طراحی مبارزات چشمگیر فیلم باعث شد در گیشه ۱۲۲ میلیون دلار فروش داشته باشد. این موفقیت اهمیت زیادی داشت، زیرا نشان داد یک فیلم اقتباس‌ شده از بازی ویدیویی می‌تواند بدون از دست دادن مخاطبان اصلی‌اش، به موفقیت تجاری برسد. با اینکه نسخه‌ بازسازی‌ شده‌ در سال ۲۰۲۱ جلوه‌های ویژه‌ بهتری داشت، نسخه‌ ۱۹۹۵ همچنان به‌ دلیل ریتم بهتر روایت و توانایی‌اش در بازآفرینی انرژی بازی‌های اوایل دهه ۹۰، جایگاه خاصی در این فهرست دارد.

۶) Gran Turismo (2023)

برخلاف بسیاری از فیلم‌های اقتباسی از بازی‌های ویدیویی که معمولاً روی داستان‌هایی کاملاً تخیلی تمرکز می‌کنند، فیلم Gran Turismo محصول سال ۲۰۲۳ بر پایه‌ یک داستان واقعی و الهام‌بخش ساخته شده است. این فیلم زندگی جان ماردن‌برو را روایت می‌کند؛ نوجوانی که عاشق بازی‌های ویدیویی است و به‌ طرز شگفت‌انگیزی در شبیه‌ساز رانندگی مهارت دارد. نقش او را آرچی مدکوی بازی می‌کند.

مهارت‌های جان در بازی، باعث می‌شود فرصتی استثنایی پیدا کند تا به جای دنیای مجازی، به عنوان یک راننده حرفه‌ای در دنیای واقعی وارد مسابقات اتومبیل‌رانی شود. او تحت هدایت مربی‌ای سخت‌گیر اما دلسوز به نام جک سالتر (با بازی دیوید هاربر) رقابت‌های حرفه‌ای را پیگیری می‌کند و با چالش‌هایی جسمی و ذهنی روبه‌رو می‌گردد.

کارگردانی فیلم را نیل بلومکمپ بر عهده داشته است. او با استفاده از فیلم‌برداری پیشرفته و طراحی صدایی بسیار دقیق، فضایی خلق کرده که حس و حال خود بازی و رابط کاربری آن را تداعی می‌کند. تماشاگران هنگام دیدن مسابقات، سرعت و هیجان را به‌ صورت ملموس و نفس‌گیر احساس خواهند کرد؛ حتی برای برخی افراد مرز میان دنیای مجازی و واقعیت کم‌رنگ می‌شود.

از دید منتقدان، این فیلم عملکردی بهتر از باقی اقتباس‌ها داشته و امتیاز ۶۵٪ را کسب کرده است. این فیلم به‌ خاطر بازی‌ خوب بازیگران و روایت داستان جذاب قهرمانی که شانس کمی دارد اما با تلاش فراوان پیش می‌رود، مورد تحسین قرار گرفت. هرچند فیلم‌نامه از الگوی نسبتاً قابل‌ پیش‌بینی فیلم‌های ورزشی پیروی می‌کند، اما دقت فنی موجود در نمایش مسابقات و بار احساسی واقعی داستان باعث شده فیلم فراتر از یک اثر کلیشه‌ای صرفاً مسابقه‌ای باشد.

۵) The Super Mario Bros. Movie (محصول سال ۲۰۲۳)

این انیمیشن پس از اکران در سال ۲۰۲۳، به یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما تبدیل شد. موفقیت آن دلیلی بود تا شرکت بازی‌سازی نینتندو به بازیگری جدی در صنعت هالیوود تبدیل شود. داستان این انیمیشن درباره‌ ماریو (با صداپیشگی کریس پرت) است که با پرنسس پیچ (با صداپیشگی آنیا تیلور جوی) متحد می‌شود تا برادرش لوئیجی (با صداپیشگی چارلی دی) را از دست شخصیت شروری به نام باوزر (با صداپیشگی جک بلک) نجات دهد.

این فیلم بیش از ۱.۳۶ میلیارد دلار در گیشه جهانی فروخت. با این حال، واکنش منتقدان دوگانه بود. بسیاری معتقد بودند فیلم بیش از حد به ارجاعات مخفی و جلوه‌های بصری پر زرق‌ و برق تکیه کرده و از نظر داستانی عمق چندانی ندارد. به همین دلیل، امتیاز آن در راتن تومیتوز حدود ۵۹٪ بود. با وجود این انتقادها، انیمیشن استودیوی Illumination بسیار رنگارنگ، پرجزئیات و دقیق طراحی شده است.

یکی از دلایل موفقیت گسترده فیلم، جذابیت آن برای طیف وسیعی از مخاطبان است. این فیلم از یک طرف حس نوستالژی قوی‌ای برای گیمرهای بزرگسال ایجاد می‌کند و از طرف دیگر برای کودکان نسل جدید کاملاً قابل‌ فهم و سرگرم‌ کننده به نظر می‌رسد. شاید از نظر داستانی شاهکاری پیچیده نباشد، اما احیای یکی از محبوب‌ترین نمادهای تاریخ بازی‌های ویدیویی با چنین کیفیتی، این فیلم را به اثری مهم در بین عناوین اقتباسی از بازی‌ها تبدیل کرده است.

۴) Pokémon Detective Pikachu (محصول سال ۲۰۱۹)

این فیلم به‌ جای تمرکز بر مبارزه‌های سنتی پوکمون‌ها، داستانی معمایی با حال‌ و هوای نوآر (سبکی تاریک، کارآگاهی و رازآلود) را انتخاب کرده است. همین رویکرد متفاوت باعث شد دنیای پاکت مانسترز با جذابیتی غیرمنتظره و حالتی واقع‌گرایانه به تصویر کشیده شود. داستان درباره‌ تیم گودمن (با بازی جاستیس اسمیث) است که با یک پیکاچوی شوخ‌طبع (با صداپیشگی رایان رینولدز) همراه می‌شود تا راز ناپدید شدن پدرش را در شهری به نام رایم سیتی کشف کند.

طراحی صحنه و تولید فیلم نمونه‌ای درخشان از ساختن دنیایی باورپذیر با قوانین و جزئیات منسجم است. پوکمون‌ها به‌ صورت طبیعی در محیط شهری حضور دارند؛ در خیابان‌ها زندگی می‌کنند و با انسان‌ها تعامل دارند. به همین دلیل شهر حس زندگی واقعی و ملموسی دارد و صرفاً یک فضای دیجیتالی و مصنوعی نیست. منتقدان عموماً نظر مثبتی داشتند و فیلم با امتیاز ۶۸٪، به‌ خاطر جلوه‌های بصری خلاقانه و زمان‌بندی دقیق شوخی‌های رایان رینولدز مورد تحسین قرار گرفت. فروش جهانی آن نیز به ۴۳۳ میلیون دلار رسید.

اهمیت این موفقیت در آن بود که نشان داد عناوین اقتباسی از بازی‌های ویدیویی می‌توانند وارد ژانرهای متفاوت شوند و در عین حال به روح و هویت اصلی اثر وفادار بمانند. هرچند بخش پایانی فیلم تا حدی به نمایشی پر زرق‌ و برق برای جلوه‌های ویژه‌ کامپیوتری تبدیل می‌شود، اما رابطه‌ احساسی میان تیم و پیکاچو همچنان قلب تپنده‌ داستان باقی می‌ماند و نمونه‌ای موفق از برخورد صادقانه با یک مجموعه‌ بزرگ به شمار می‌رود.

۳) The Angry Birds Movie 2

طی اتفاقی غیرمنتظره، دنباله‌ این انیمیشن که در سال ۲۰۱۹ اکران شده، در تمام ابعاد (نقدها یا کیفیت ساخت) از قسمت اول پیشی گرفت و به یکی از تحسین‌ شده‌ترین عناوین سینمایی اقتباسی از بازی‌های ویدیویی تبدیل شد. داستان درباره‌ رد (با صداپیشگی جیسون سودیکیس) است که مجبور می‌شود با دشمنان قدیمی‌اش، یعنی خوک‌های سبز، متحد شود تا با تهدیدی مشترک از جزیره‌ای مرموز مقابله کنند. برخلاف فیلم اول که در توجیه ساخت و گسترش داستان مشکلاتی داشت، قسمت دوم با جسارت به سمت کمدی شلوغ و اسلپ‌استیک (طنز فیزیکی و اغراق‌آمیز) حرکت کرد؛ سبکی که یادآور کارتون‌های کلاسیکی مثل لونی تونز است.

این تغییر لحن نتیجه داد و فیلم توانست امتیاز ۷۲٪ را در راتن تومیتوز کسب کند. منتقدان از شوخی‌های خلاقانه، ریتم تند و بهبود چشمگیر کیفیت انیمیشن تمجید کردند. هرچند فروش جهانی آن حدود ۱۵۴ میلیون دلار بود (که موفقیتی متوسط محسوب می‌شود)، اما ارزش واقعی فیلم در جاه‌طلبی خلاقانه‌اش نهفته است؛ به‌ ویژه با توجه به اینکه منبع اقتباس آن یک بازی موبایل بود.

۲) Sonic the Hedgehog Trilogy

سه‌گانه‌ Sonic the Hedgehog به موفق‌ترین نمونه‌ عناوین اقتباسی از بازی‌های ویدیویی در دوران مدرن تبدیل شده است؛ موفقیتی که بیش از هر چیز به دلیل توجه به شیمی بین شخصیت‌ها و گوش‌ دادن به بازخورد طرفداران به دست آمد. این مجموعه در سال ۲۰۲۰ از فیلم اول آغاز شد و با قسمت سوم در سال ۲۰۲۴ ادامه یافت. داستان درباره‌، قهرمان اصلی، سونیک (با صداپیشگی بین شوارتز) است که با دانشمندی دیوانه و عجیب‌ و غریب، دکتر روباتنیک (با بازی جیم کری)، مبارزه می‌کند.

این مجموعه شاید بیش از هر چیز برای ماجرای معروف «Ugly Sonic» شناخته شود؛ زمانی که طراحی اولیه‌ شخصیت سونیک با واکنش منفی شدید مخاطبان روبه‌رو شد. استودیو تصمیم گرفت اکران فیلم اول را به تعویق بیندازد تا ظاهر شخصیت را اصلاح کند. این شفافیت و احترام به نظر طرفداران نتیجه داد، زیرا هر سه فیلم با استقبال تجاری گسترده روبه‌رو شدند.

فیلم سوم حتی با کسب امتیاز ۸۶٪ (بالاترین امتیاز در میان سه قسمت) و فروشی بیش از ۴۹۲ میلیون دلار، رکورد جدیدی برای این مجموعه ثبت کرد. همچنین معرفی شخصیت شدو (با صداپیشگی کیانو ریوز) در قسمت سوم، بُعد احساسی عمیق‌تری به داستان داد و مشخص نمود این فیلم‌ها می‌توانند هم‌زمان با رشد مخاطبان‌شان، از نظر داستانی پخته‌تر شوند.

۱) Werewolves Within

در صدر این فهرست، فیلم Werewolves Within قرار دارد؛ یک کمدی ترسناک محصول ۲۰۲۱ که با الهام از ایده‌ نتیجه‌گیری اجتماعی (تبادل نظر و حدس‌ زدن، هویت مخفی دیگران) در یک بازی واقعیت مجازی از شرکت یوبیسافت ساخته شده است. کارگردانی این فیلم بر عهده‌ جاش روبن بوده و نویسندگی‌اش توسط میشنا وولف انجام شده است. داستان درباره‌ یک جنگلبان تازه‌ وارد (با بازی سم ریچاردسون) و یک کارمند اداره پست (با بازی میلانا واینتروب) است که در شهری کوچک و برفی میان مجموعه‌ای از قتل‌های مرموز گرفتار می‌شوند.

فیلم Werewolves Within نمونه‌ای درخشان از هنرنمایی برجسته گروهی و بهره‌گیری از فیلم‌نامه‌‌ای هوشمندانه است. این اثر با کسب امتیاز خیره‌ کننده‌ ۸۶٪، بالاترین میزان رضایت منتقدان را بین عناوین سینمایی اقتباسی از بازی‌های ویدیویی به دست آورد.

نکته‌ برجسته‌ فیلم این است که به‌ جای تکیه بر بودجه‌های عظیم و جلوه‌های ویژه‌ پرهزینه، بر حس بی‌اعتمادی، سوءظن و تنش میان شخصیت‌های عجیب‌ و غریب داستان تمرکز می‌کند؛ عناصری که دقیقاً حال‌ و هوای یک بازی چندنفره را بازآفرینی می‌کنند. هرچند عملکرد مالی فیلم به دلیل اکران هم‌زمان سینمایی و دیجیتالی‌اش محدود بود، اما میراثش بی‌رقیب باقی ماند. این فیلم نشان داد برای ساخت یک اقتباس موفق از بازی‌های ویدیویی، بیش از هر چیز باید به کسب درکی درستی از جذابیت‌های بنیادین منبع اصلی توجه داشت و صرفاً بودجه‌ کلان و جلوه‌های ویژه‌ی بلاک‌باستری دلیلی برای موفقیت نیستند.

 

ارسال نظر

خبر‌فوری: سردبیر ارشد گاردین: جمهوری اسلامی ایدئولوژیک‌تر است یا دولت آمریکا؟