از شگفتی تا تحقیر؛ چرا قطر در یک بازی فرو ریخت؟
فوتبال گاهی آنقدر بیرحم است که حتی فرصت توضیح هم به تو نمیدهد. یک بازی، تو را بهعنوان تیمی معرفی میکند که برابر سوئیس ایستاده ؛ بازی بعد، با شش گل تو را در هم میشکند و همه آن تصویر را یکجا فرو میریزد.
نغمه افشار در چندثانیه آنلاین نوشت: قطر فقط نباخت؛ فرو ریخت. تساوی برابر سوئیس، برای تیمی که در تجربه قبلیاش در جام جهانی حتی یک امتیاز هم نگرفته بود، چیزی بیشتر از یک نتیجه بود.
آن مساوی این حس را ساخت که شاید عنابیها این بار آمدهاند تا از تصویر شکستخورده قبلی فاصله بگیرند؛ شاید آمدهاند تا ثابت کنند حضورشان فقط یک تکرار تلخ نیست. اما بازی با کانادا خیلی زود نشان داد بین «امید» و «واقعیت» فاصله هست.
از همان گل اول، بازی به سمتی رفت که قطر آرامآرام کنترلش را از دست داد. مسئله فقط تعداد گلها نبود؛ شکل باختن مهمتر بود. تیمی که در یک مسابقه شش گل میخورد، فقط از نظر تاکتیکی شکست نخورده؛ معمولاً از یک جایی به بعد، از نظر ذهنی هم از بازی خارج شده است.
قطر هم دقیقاً همینطور شکست خورد. بعد از گلهای پیاپی، دیگر فقط در زمین حضور داشت؛ اما در خودِ بازی نه.
در جام جهانی خیلی تیمها میبازند. اما در مورد قطر این سوال مهم پیش میآید که چرا اینقدر کامل از هم پاشید. تساوی با سوئیس پنجرهای از امید باز کرده بود، اما شکست سنگین مقابل کانادا نشان داد این تیم هنوز برای لحظههایی که مسابقه از کنترل خارج میشود، ابزار کافی ندارد؛ نه در مدیریت ریتم، نه در حفظ تمرکز، نه در کنترل اعصاب.
دو اخراجی قطر، این فروپاشی را حتی واضحتر کرد. تیمی که بعد از ضربه اول و دوم نتواند خودش را جمع کند، معمولاً در ادامه فقط زمین را از دست نمیدهد؛ انضباط و خونسردیاش را هم جا میگذارد.
این شکست لزوماً به معنای پایان کامل حضور قطر در جام جهانی نیست. بعد از چنین شکستی، هر تیمی قبل از آنکه به نقشه تاکتیکی بازی بعدی فکر کند، باید خودش را از نو جمع کند. چون بعضی باختها فقط سه امتیاز را نمیگیرند؛ اعتماد به نفس، اعتبار و حتی شکل ایستادن یک تیم در مسابقه بعدی را هم با خودشان میبرند.
و تلخترین بخش ماجرا برای قطر این بود: این تیم فقط نتیجه را نباخت؛ تصویری را باخت که تازه داشت از خودش میساخت.