«تمرین در مکزیک، بازی در آمریکا، ریکاوری در هواپیما»؛ این چه نسخهای برای یک تیم در جام جهانی است؟
چمدانها باز نشده بسته میشوند و عرقها خشک نشده هواپیما منتظر است! این ظلم نیست، جنایت است. حق تیم ملی ما این بود؟!
نغمه افشار در چندثانیه آنلاین نوشت: جام جهانی، جای ارائه بهترین نسخه یک تیم است؛ نه جایی برای دویدن میان مرزها، جمعکردن چمدانها و ریکاوری روی صندلی هواپیما. اما سهم ایران از این تورنمنت بزرگ، حضور در فضایی معلق است.
انتظار ما این است که ببریم، حریف را درهم بشکنیم، و اجازه نفس کشیدن به آنها را ندهیم اما تمرین در تیخوانا، بازی در آمریکا و بازگشتی اجباری، در شبی که بدن بازیکن هنوز زیر ضرب ۹۰ دقیقه مسابقه است با این انتظار همخوانی دارد؟
فوتبال حرفهای، بیش از آنکه بازی پاها باشد، بازی جزئیات است؛ خواب، تغذیه، ریکاوری، جلسه فنی، آخرین تمرین و آرامش پیش از مسابقه.
حالا تصور کن تیمی فقط یک روز پیش از بازی وارد کشور میزبان میشود و بعد از مسابقه هم فرصت ماندن در همان شهر را ندارد. در چنین وضعی، بازیکنی که باید در آرامش بدنش را ترمیم کند، ناچار است ریکاوری را در مسیر بازگشت و در دل خستگی سفر جستوجو کند.
گله و شکایت از سختی کار نیست، بحث نابرابری پنهانیست که تحت عنوان مقررات خودش را به تیم تحمیل میکند.
تمام تیمها در جام جهانی فقط به فوتبال فکر میکنند و در این میان، ایران باید همزمان به ساعت پرواز، مجوز ورود، زمان خروج و خستگی انباشته هم فکر کند. بخشی از انرژی تیم، پیش از آنکه صرف نبرد با حریف شود، خرج مقابله با شرایطی میشود که اصولاً نباید وجود داشته باشد.
چنین وضعی خیلی شدید روی کیفیت فوتبال سایه میاندازد. مربی میخواهد برای بازی بعدی برنامهریزی کند، اما پیش از آن باید با فرسودگی سفر کنار بیاید. بازیکن میخواهد بدنش را برای مسابقه بعد آماده کند، اما هنوز از تکانهای پرواز و جابهجایی بیرون نیامده است. این فقط خستگی نیست؛ فرسایش تدریجی یک تیم است.
در چنین شرایطی، ایران پیش از آنکه با حریفانش بازی کند با نسخهای ناعادلانه از میزبانی هم میجنگد.
تیم ملی باید در جامی که قرار است ویترین برابری فوتبال جهان باشد، باری را به دوش بکشد که بسیاری از رقبا اصلاً آن را حس نمیکنند و شاید عدالتِ قلم ایجاب کند که در تحلیل نتایج، سختیهای تحمیلی هم درنظر گرفته شود.