«بچهها واسطه طلاق نیستند»؛ چرا والدین جداشده هنوز با زبان فرزندشان با هم حرف میزنند؟
«به مامانت بگو این ماه نفقه دیرتر واریز میشود» یا «به بابات بگو تو را بهموقع برگرداند»؛ جملههایی ساده که میتوانند روی شانههای کوچک یک کودک، باری بزرگ بگذارند.
گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین نوشت:
والدینی که تصمیم به جدایی گرفتهاند، گاهی وقتی پای دلخوریها و حسابهای ناتمام وسط میآید، به جای حرف زدن با یکدیگر، فرزندشان را میان دو خانه رفتوآمد میدهند؛ بچهای که کمکم از فرزند بودن فاصله میگیرد و تبدیل میشود به پیامرسان اختلافات پدر و مادر.
کودک نباید حامل حرفهایی باشد که بزرگترها از گفتنش به هم فرار میکنند. هر بار که مجبور میشود پیامی را از این خانه به آن خانه ببرد، ممکن است احساس کند میان دو نفر گیر افتاده؛ اگر حرف یکی را درست منتقل کند، شاید دیگری ناراحت شود و اگر چیزی را نگوید، باز هم خودش را مقصر بداند. او قرار نیست اختلافات والدینش را حل کند، از یکی دفاع کند یا مراقب احساسات هر دو باشد.
طلاق پایان رابطه همسری است، نه پایان پدر و مادر بودن. حتی اگر دو نفر دیگر نتوانند کنار هم زندگی کنند، هنوز مسئولیت دارند که فرزندشان را از دعواها و دلخوریهای خود دور نگه دارند. حرفهای مربوط به پول، برنامه رفتوآمد، مدرسه و تصمیمهای مربوط به کودک، باید میان خود والدین رد و بدل شود، نه از زبان بچه.
اگر قرار است دو نفر جدا شوند، باید بار جدایی را هم خودشان به دوش بکشند. کودک نه پل ارتباطی است، نه داور، نه سفیر صلح و نه سپر دفاعی. او فقط یک بچه است؛ کودکی که حق دارد در هر دو خانه، بدون ترس احساس امنیت کند.