جامساز: نفت خاورمیانه برای آمریکا جذابیت ندارد

یک اقتصاددان در رابطه با روند مذاکرات ایران و آمریکا اظهار کرد: آمریکا دیگر مانند دهه ۱۹۷۰ به نفت خاورمیانه نیاز ندارد بویژه اینکه نفت ونزوئلا را هم زیر نگین خود دارد؛ در واقع این اروپا و چین هستند که به این نفت محتاج‌اند. پیشنهاد فروش نفت به آمریکا برای آن‌ها جذابیتی ندارد.

جامساز: نفت خاورمیانه برای آمریکا جذابیت ندارد

همزمان با دور تازه‌ای از رایزنی‌های هسته‌ای ایران و آمریکا، بحث درباره وزن و جایگاه مؤلفه‌های اقتصادی در مذاکرات دوباره در کانون توجه قرار گرفته است.

برخی بر این باورند که ارائه «ابتکارات اقتصادی» و برجسته‌سازی ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری در ایران می‌تواند مسیر توافق را هموارتر کند؛ اما در مقابل، گروهی معتقدند شکاف‌های عمیق سیاسی و امنیتی میان دو طرف، چنان گسترده است که ابزارهای اقتصادی به‌تنهایی توان پر کردن آن را ندارند.

محمود جامساز، اقتصاددان، در گفت‌وگو با اقتصادنیوز با نگاه همراه با تردید به چشم‌انداز مذاکرات، از فاصله جدی مواضع تهران و واشنگتن، محدودیت اثرگذاری مشوق‌های اقتصادی و پیامدهای احتمالی شکست گفت‌وگوها بر اقتصاد ایران سخن می‌گوید.

مشروح گفت‌وگو با محمود جامساز را بخوانید؛

*****

*آقای جامساز! مذاکرات ایران و آمریکا در دور جدید از نگاه شما با تکیه بر چه مولفه هایی می تواند مسیری متفاوت از گذشته و البته سریعتر برای رسیدن به توافق را طی کند، آقای عراقچی تاکید دارد که با ابتکارات جدید در مذاکرات حضور دارند، این ابتکارات اگر بعد اقتصادی بگیرد چقدر می تواند به زمینه های رسیدن به توافق کمک کند؟ ایران چه پتانسیل های اقتصادی دارد که می تواند در مذاکرات به عنوان برگ برنده رو کند؟

باید توجه داشت که اصل موضوعاتی که قرار است در مذاکرات مطرح شود، با نظرات و مواضع ایران و آمریکا فاصله بسیار زیادی دارد. برای مثال، ایالات متحده به دنبال غنی‌سازی صفر درصد در ایران است، در حالی که غنی‌سازی صفر درصد، خط قرمز جمهوری اسلامی محسوب می‌شود. همچنین در خصوص مسئله موشک‌های بالستیک، اسرائیل و آمریکا خواهان محدودیت برد این موشک‌ها به زیر ۳۰۰ کیلومتر هستند؛ این موضوع نیز از خطوط قرمز است، چرا که از نگاه جمهوری اسلامی، چنین محدودیتی بازدارندگی کشور را کاهش داده، آن را خلع سلاح و تضعیف نموده و آماده فروپاشی می‌کند. این چیزی نیست که جمهوری اسلامی زیر بار آن برود. مسئله نیروهای نیابتی نیز، همچنان مطرح است.

*معاون وزیرخارجه تاکید کرده با توجه اینکه توافق قبلی برای آمریکا نفع اقتصادی نداشت، اینبار یکی از مسیرهای پایداری توافق این است که آمریکا امتیازات اقتصادی زودبازده از مذکرات دریافت کند، تحلیل شما از این ایده چیست خصوصا با توجه به نگاه تجاری و معامله گرایانه ترامپ این مسیر می تواند فضای توافق را تسهیل کند؟

خیر؛ همانطور که اشاره کردم، فاصله دیدگاه‌های آمریکا و اسرائیل با ایران به قدری زیاد است که من فکر نمی‌کنم ترفندهایی نظیر همراه کردن کارشناسان اقتصادی یا ارائه پیشنهادات جذاب مبنی بر اینکه ایران بهترین سرزمین برای سرمایه‌گذاری است و آمریکا می‌تواند در بخش‌های مختلف آن سرمایه‌گذاری کند، و یا احتمالا” خرید هواپیماهای بوئینگ‌ از آمریکا ، کارساز باشد.

اساساً امنیت سرمایه‌گذاری حتی برای سرمایه‌گذاران داخلی نیز وجود ندارد، چه رسد به خارجی‌ها. چگونه ممکن است با طرح پیشنهادات اقتصادی جذاب به آمریکا در حالیکه حتی هنوز سفارت این کشور در اختیار ایران است، انتظار داشت که خواسته های سیاسی آمریکا تلطیف شود . ارائه بسته اقتصادی در مذاکرات ژنو اصولا” بلاموضوع است .

این در حالی است که آن‌ها سرمایه‌های خود را به قطر، عربستان سعودی و امارات می‌برند و حتی چینی‌ها نیز آنجا را برای سرمایه‌گذاری انتخاب می‌کنند؛ چرا که در آن کشورها ثبات اقتصادی و سیاسی جهت حفظ امنیت سرمایه وجود دارد. بنابراین، اقدام آقای عراقچی برای ترغیب آمریکا از طریق ارائه بسته های اقتصادی با هدف عقب‌نشینی آن‌ها از خواسته‌هایشان، به اعتقاد من گره ای از معضل پیچیده کلاف سردر گم مذاکرات نخواهد گشود .

مالیات‌دهندگان آمریکایی با هزینه‌کرد برای یک جنگ طولانی موافق نیستند

*رویکرد احتمالی دولت جدید آمریکا به ریاست دونالد ترامپ را در این مذاکرات چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اگرچه آمریکا به دنبال توافق هسته ای است، اما فی الواقع ترامپ بدنبال مذاکره برای مذاکره نیست. ممکن است توافقی صوری صورت بگیرد تا ترامپ بتواند ادعا کند برخلاف رؤسای جمهور قبلی موفق به انجام این کار شده و عملیات هسته ای جمهوری اسلامی را مهار کرده تا خود شیفتگی خود را ارضاء ‌و برای انتخابات میان‌دوره‌ای هم اعتبار سیاسی کسب کند. اما نباید فراموش کرد که آمریکا شریک استراتژیک سنتی اسرائیل است و نمیتواند خواسته‌های اسرائیل را نادیده بگیرد.

حتی اگر فرض محال بر این باشد که در مورد مسائل هسته‌ای توافقی حاصل شود و ایران آن را با ادله برای مردم توجیه کند، در مورد مسائل موشکی و نیابتی امکان تفاهم وجود ندارد. ملاقات زودهنگام اخیر میان نتانیاهو و ترامپ نیز احتمالاً معطوف به مسائل پس از توافق احتمالی یا سناریوهای دیگر بوده است.

اسرائیل زمانی که امنیت خود را در خطر ببیند، ممکن است اقدام به حمله کند و آمریکا نیز با تجهیزات نظامی عظیمی که در منطقه مستقر کرده، از ناوهای هواپیمابر «آبراهام لینکلن» و «جرالد فورد» گرفته تا دیگر گروه‌های ضربت، آمادگی کامل دارد. نگرانی آمریکا نه خودِ حمله، بلکه تبعات پس از آن و احتمال کشیده شدن به یک جنگ فرسایشی است؛ چرا که مالیات‌دهندگان آمریکایی با هزینه‌کرد برای یک جنگ طولانی موافق نیستند.

ترامپ شخصیتی غیرقابل پیش‌بینی دارد و همواره سیاست «ابهام» را در پیش می‌گیرد

برآورد من این است که این توافق به سرانجام نخواهد رسید و با توجه به ضرب‌الاجل یک‌ماهه آمریکا که بخشی از آن گذشته است، احتمال وقوع حمله پس از پایان این مدت یا حتی پیش از آن وجود دارد؛ چرا که ترامپ شخصیتی غیرقابل پیش‌بینی است و همواره سیاست «ابهام» را در پیش می‌گیرد. گاهی حتی وزرای خارجه یا دفاع او نیز نمی‌توانند افکارش را بخوانند و تصمیماتش ممکن است آنی باشد.

در حال حاضر ایران از نظر داخلی در وضعیتی بحرانی و از نظر بین‌المللی در خطر جنگ قرار دارد. جمهوری اسلامی میان دو گزینه انتخاب جنگ یا تسلیم در برابر خواسته‌های تحمیلی آمریکا قرار گرفته است.

 

 

ارسال نظر

خبر‌فوری: شیرینی ازدواج؛ شگردی برای سرقت با شیرموز سمی!