چرا بعضی‌ها راحت می‌بازند و دوباره شروع می‌کنند، اما بعضی‌ها سال‌ها در یک شکست می‌مانند؟

دو نفر را درنظر بگیرید که همزمان یک شکست را تجربه می‌کنند؛ یکی فردا صبح مثل هرروز سرکار می‌رود، دیگری مدت‌ها از زندگی جا می‌ماند.

چرا بعضی‌ها راحت می‌بازند و دوباره شروع می‌کنند، اما بعضی‌ها سال‌ها در یک شکست می‌مانند؟

به گزارش گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین: این توانایی برگشتن به زندگی را روان‌شناسان «تاب‌آوری» اسم گذاشته‌اند. اما تاب‌آوری فقط یک ویژگی ذاتی نیست. تا حد زیادی به این بستگی دارد که ما شکست را چطور برای خودمان معنا می‌کنیم.

کسی که زودتر از جا بلند می‌شود، معمولاً با خودش می‌گوید: «این بار اشتباه کردم.» اما کسی که در شکست می‌ماند، خیلی زود به این نتیجه می‌رسد که «من آدم موفقی نیستم.» تفاوت این دو جمله زیاد است؛ یکی رفتار را قضاوت می‌کند، دیگری تمام شخصیت را.

بعد از شکست، ذهن بعضی‌ها دنبال راه‌حل می‌گردد؛ ذهن بعضی دیگر فقط صحنه را بارها مرور می‌کند. گفت‌وگوی بی‌پایانی که با «اگر...» شروع می‌شود و هیچ‌وقت تمام نمی‌شود. هرچه این نشخوار فکری طولانی‌تر شود، بیرون آمدن از شکست هم سخت‌تر می‌شود.

آدم‌های اطراف هم بی‌تأثیر نیستند. بعضی افراد با دلگرمی دادن و گفتن جملاتی مثل «دفعه بعد بهتر می‌شود» روحیه می‌دهند و بعضی دیگر با گفتن «دیدی گفتم نمی‌توانی؟» فرد را شکست‌خورده ابدی باقی می‌گذارند.

شاید به همین دلیل است که هیچ‌کس فقط با خودِ شکست نمی‌شکند. چیزی که ما را زمین‌گیر می‌کند، معنایی است که به آن می‌دهیم. اگر هر شکست، حکم نهایی زندگی باشد، بلند شدن سخت می‌شود؛ اما اگر فقط یکی از فصل‌های مسیر باشد، احتمال این‌که دوباره شروع کنیم، خیلی بیشتر است.

شاید آدم‌ها بیشتر از خودِ شکست، از این می‌ترسند که آن شکست، تعریفی از خودشان شود.

ارسال نظر

خبر‌فوری: لیست قیمت خرید مسکن در نیاوران + جدول