جنگ جهانی اول در ایران به روایت یک شاهد عینی
یادداشتهای روزانه قهرمانمیرزا روایتی دست اول از اوضاع ایران در جنگی خانمانسوز است؛ جنگی که بازی بزرگان بود و ایرانیان قربانیانش؛ مزارع بسیاری به آتش نزاع طرفین یا ملخزدگی از بین رفت، بازارها به هنگام عقبنشینی یکی از طرفین میسوختند و نهایت، قحطی جانهای بسیاری را گرفت.
رضا مختاری اصفهانی، دانشآموخته تاریخ و سندپژوه در ایبنا نوشت: ایران تا پیش از انقلاب ۵۷ دو جنگ جهانی را تجربه کرد. اعلام بیطرفی هم مانع از رسیدن شعلههای آتش آنها به خرمن زندگی ایرانیان نشد؛ جنگهایی که توسعه در ایران را با سکون و توقف مواجه کردند. جنگ جهانی اول از پی مصیبتهایی بر سر ایرانیان آوار شد که حاصل قرارداد ۱۹۰۷ میان روسیه و بریتانیا بودند. از همین رو اعلام بیطرفی ایران در این جنگ با توجه به حضور نظامی این دو کشور بیمعنا مینمود. آلمان و عثمانی، دو کشور دیگر درگیر جنگ، نیز به صورتی دیگر در صحنه سیاست و اجتماع ایران حضور داشتند. به جز این، تودههای مردم و نخبگان ایرانی به جهت سیاستهای استعماری پیشین روسیه و بریتانیا حامی آلمان و عثمانی بودند. آزادیخواهانی مانند سیدحسن تقیزاده در کمیته ملیون در برلین فعال بوده و همراهی با آنها را تبلیغ و ترویج میکردند. همچنین رجال دولتی در جبهه هواداران روسیه یا بریتانیا بودند. از همین رو ایرانیان نمیتوانستند نسبت به حوادث جنگ بیتفاوت باشند.
روایت جنگ جهانی اول در خاطرات و یادداشتهای روزانه رجال و نخبگان آن روزگار تحت تأثیر همین نگاههای متفاوت است. یکی از رجالی که در یادداشتهای روزانه خود به این جنگ پرداخته، قهرمانمیرزا عینالسلطنه (سالور) است. قهرمانمیرزا فرزند عبدالصمدمیرزا عزّالدوله و برادرزاده ناصرالدینشاه بود. او از یازده سالگی، چهارم ذیالقعده ۱۲۹۹.۲۷ شهریور ۱۲۶۱ به نگارش یادداشتهای روزانه همت گماشت. میانسالی عینالسلطنه با وقوع جنگ جهانی اول و اشغال ایران مصادف شد. او در ایام جنگ بیشتر در املاک اربابیاش، الموت قزوین، به سر میبرد و گاهی اوقات به تهران میآمد. دوری از تهران اما به معنای بیخبری از اخبار جنگ نبود. عینالسلطنه اهل مطالعه بود و بخشی از اوقات خود را با مطالعه جراید داخلی و خارجی سپری میکرد. از همین رو مجلدات ششم و هفتم خاطراتش که به کوشش مسعود سالور، پسرش، و ایرج افشار منتشر شده، در کنار موضوعات دیگر به اخبار جنگ نیز پرداخته است.
نخستین یادداشت در این باره مربوط به جمعه، هفتم رمضان ۱۳۳۲/ هشتم مرداد ۱۲۹۳ از قتل ولیعهد اتریش در بوسنی خبر میدهد؛ اقدامی که بهانه آغاز جنگ شد. سماجت در پیگیری اخبار جنگ توسط نویسنده را از این یادداشت میتوان دریافت: «اروپا در هیجان شدید است. خواب و خوراک حرام شده. تمام امپراتورها و پادشاهها و تمام رجال و وزرا و رعایای آنها در اضطراب و تشویش هستند که چه خواهد شد. روزنامه لندن نیوز من سر آمده. گفتم شیخ برود پول بدهد، تجدید آبونه شود.»