ترس از طرد شدن یا ناتوانی در پذیرش آن؛ کدام زندگی را بیشتر فلج می‌کند؟

آدم‌های زیادی از طرد شدن می‌ترسند و عده‌ای دیگر «نه» شنیدن برایشان دردناک‌ترین اتفاق دنیاست. شما از کدامید؟

ترس از طرد شدن یا ناتوانی در پذیرش آن؛ کدام زندگی را بیشتر فلج می‌کند؟

به گزارش گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین: یک نفر را در نظر بگیرید که اصلاً ورود به رابطه‌ برایش قفل است، حتی اگر یک ارتباط دوستی ساده باشد، چون از شکست می‌ترسد.

نفر دیگر قدم اول را برمی‌دارد اما «نه» شنیدن تمام شیرازه‌ی وجودش را به هم می‌ریزد و دیگر همان آدمی نیست که قبل از شروع بود.این دو، شبیه هم به نظر می‌رسند، اما یکی نیستند.

ترس از طرد شدن، ترمزِ قبل از حرکت است. آدم هنوز قدمی برنداشته، اما ذهنش بارها رد شدن، قضاوت شدن یا ترک شدن را تصور کرده است. برای همین پیام را نمی‌فرستد، درخواستش را مطرح نمی‌کند، احساسش را نمی‌گوید و ترجیح می‌دهد اصلاً وارد بازی نشود.

این ترس با اضطراب اجتماعی و اجتناب از موقعیت‌های بین‌فردی ارتباط دارد؛ یعنی قبل از وقوع هر اتفاقی، ذهن حالت دفاعی به خود می‌گیرد.اما ناتوانی در پذیرش طرد، بعد از قدم برداشتن شروع می‌شود. «نه» گفته شده، رابطه تمام شده یا درخواست رد شده است، اما ذهن حاضر نیست آن را رها کند.

نشخوار فکری، خودسرزنش‌گری و مرور بی‌پایان این سؤال که «کجای من ایراد داشت؟» نتیجه همین اتفاق است. افرادی که حساسیت بالایی به طرد شدن دارند، معمولاً ضربه رد شدن را شدیدتر تجربه می‌کنند و حتی آن را به ارزشمندی خودشان ربط می‌دهند.

کسی که از طرد شدن می‌ترسد، فرصت‌ها را از دست می‌دهد. کسی که طرد شدن را نمی‌پذیرد، ول‌کنِ گذشته نیست. اولی زندگی جدید را شروع نمی‌کند؛ دومی نمی‌تواند ادامه‌اش بدهد.

روانشناسان معتقدند هر رفتاری می‌تواند یک ریشه در کودکی داشته باشد. اگر در کودکی هر «نه» به معنای «دوست‌داشتنی نیستی» معنا شده باشد، ذهن در بزرگسالی هم هر طرد شدن را یک حکم کلی می‌بیند.

شبکه‌های اجتماعی هم این زخم را عمیق‌تر کرده‌اند؛ جایی که لایک، سین و بی‌جواب ماندن، مدام احساس پذیرفته شدن یا نشدن را به آدم یادآوری می‌کنند.زندگی پر از طرد شدن است و آدمیزاد سرشار از توانایی. همانطور که ما دست به انتخاب‌های زیادی می‌زنیم افراد دوروبر ما هم این حق را دارند.

باید بارها به خودمان یادآوری کنیم که طرد شدن، سند بی‌ارزش بودن من نیست؛ فقط یعنی این آدم، این رابطه یا این موقعیت، برای من نبود. تا وقتی این دو را از هم جدا نکنیم، یا از ترسِ «نه» زندگی را شروع نمی‌کنیم، یا بعد از اولین «نه»، ادامه دادنش را فراموش می‌کنیم.

ارسال نظر

خبر‌فوری: هجوم برای چند تکه لباس؛ روایت یک جامعه مضطرب