چرا بعضی رابطه‌ها هیچ‌وقت شروع نمی‌شوند اما هیچ‌وقت هم تمام نمی‌شوند؟

در یک رابطه روشن، جایگاهت را می‌دانی. در رابطه مبهم، باید مدام از روی پیام‌ها، سکوت‌ها و رفتارها حدس بزنی کجای زندگی او ایستاده‌ای.

چرا بعضی رابطه‌ها هیچ‌وقت شروع نمی‌شوند اما هیچ‌وقت هم تمام نمی‌شوند؟

به گزارش گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین: هر روز منتظر یک پیام، هر هفته منتظر یک قرار و هر بار یک سؤال تکراری: «بالاخره ما چه نسبتی با هم داریم؟» بعضی ارتباط‌ها دقیقاً همین‌جا گیر می‌کنند؛ نه آن‌قدر نزدیکند که بشود اسم رابطه رویشان گذاشت، نه آن‌قدر دور که بتوانی راحت از کنارشان بگذری.

فرد مقابل ممکن است یک روز پیام بدهد و طوری رفتار کند که انگار برایش مهمی؛ روز بعد ناپدید شود. وقتی فاصله می‌گیری، برمی‌گردد و وقتی نزدیک می‌شوی، دوباره عقب می‌رود. چند پیام، چند قرار نصفه‌ونیمه و کلی حرف که هیچ‌وقت به جایی نمی‌رسند.

این همان چیزی است که به آن «سیتواشن‌شیپ» می‌گویند؛ ارتباطی که در آن صمیمیت و وابستگی وجود دارد، اما عنوان، مرز و تعهد مشخصی برایش تعریف نشده است.

علاوه بر بلاتکلیفی،  کم‌کم تبدیل می‌شوی به تحلیلگر رفتار طرف مقابل. چرا جواب نداد؟ چرا بحث را عوض کرد؟ چرا وقتی فاصله گرفتم دوباره برگشت؟

در یک رابطه روشن، جایگاهت را می‌دانی. در رابطه مبهم، باید مدام از روی پیام‌ها، سکوت‌ها و رفتارها حدس بزنی کجای زندگی او ایستاده‌ای.

بدتر اینکه امید هم دست‌بردار نیست. هر بار که برمی‌گردد، فکر می‌کنی این بار قرار است تکلیف روشن شود؛ اما دوباره همان چرخه تکراری شروع می‌شود.دلیل این رفتار هرچه باشد، بلاتکلیفی طولانی‌مدت خودش یک پیام دارد: طرف مقابل برای ساختن یک رابطه روشن تصمیم نگرفته است. ممکن است علاقه داشته باشد، اما وقتی ماه‌ها جایگاهت مشخص نیست، نتیجه همان بلاتکلیفی است.

حق داری بدانی کجای زندگی کسی ایستاده‌ای؛ رابطه‌ای که همیشه باید از روی سکوت و رفتار طرف مقابل حدسش بزنی، هنوز تکلیفش روشن نشده است.

ارسال نظر

خبر‌فوری: بازدید مدیرعامل بانک صادرات ایران از نمایشگاه الکامپ | رونمایی از محصولات نوآورانه توسط افشین خانی