دوست داشتنِ کسی که ظرفیت دوست‌داشتن ندارد، چه بلایی سر روان می‌آورد؟

دوستش داری، به او نزدیک می‌شوی اما با هر قدم او عقب‌تر می‌رود، خسته و خسته‌تر می‌شوی. این حکایت آدم‌هاییست که دوست داشتن را نمی‌فهمند.

دوست داشتنِ کسی که ظرفیت دوست‌داشتن ندارد، چه بلایی سر روان می‌آورد؟

به گزارش گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین: در چنین رابطه‌هایی مدام باید حدس بزنی. امروز گرم است و فردا سرد؛ یک روز به تو نزدیک می‌شود و روز بعد طوری رفتار می‌کند که انگار اصلاً اتفاقی بین شما نیفتاده است. تو می‌مانی و کلی سؤال بی‌جواب و رابطه‌ای که بیشتر از آرامش، انتظار و اضطراب دارد.

کم‌کم ذهنت درگیر پیدا کردن دلیل می‌شود:

«کجای کار اشتباه کردم؟»

«اگر بیشتر صبر کنم، تغییر می‌کند؟»

«اگر کمتر پیام بدهم، دلتنگم می‌شود؟»

هر بار که کمی محبت می‌گیری، امیدوار می‌شوی و هر بار که دوباره فاصله می‌گیرد، همه‌چیز از اول شروع می‌شود. همین توجه‌های پراکنده می‌تواند وابستگی را بیشتر کند؛ چون ذهن مدام منتظر همان لحظه‌ای می‌ماند که دوباره توجه و محبت بگیرد.

عشق یک‌طرفه فقط دل آدم را خسته نمی‌کند. می‌تواند با اضطراب، افت عزت‌نفس، آشفتگی عاطفی و احساس دوست‌داشتنی نبودن همراه شود. آدمی که مدت زیادی برای گرفتن محبت تلاش می‌کند، کم‌کم ممکن است ارزش خودش را با میزان توجه طرف مقابل بسنجد.

از اینجا به بعد است که باید فکر کنی چقدر قرار است خودت را برای گرفتن حداقل توجه خسته کنی؟

اگر کسی توان نزدیک شدن، صمیمیت و محبت کردن ندارد، تو نمی‌توانی با صبر بیشتر یا دوست داشتن بیشتر این مشکل را حل کنی.

گاهی باید از رابطه‌ای که بیشتر از عشق، خستگی و اضطراب برایت آورده است بیرون آمد.

ارسال نظر

خبر‌فوری: بازدید مدیرعامل بانک صادرات ایران از نمایشگاه الکامپ | رونمایی از محصولات نوآورانه توسط افشین خانی