چگونه از کسی که دوستش داریم مراقبت کنیم، بیآنکه خودمان فرسوده شویم؟
گاهی آنقدر حواسمان به حال کسی است که دوستش داریم که یادمان میرود خودمان هم حالی داریم و باید به آن توجه کنیم.
گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین نوشت:
صبح با فکر او بیدار میشویم؛ اینکه خوب خوابیده، غذا خورده، داروهایش را بهموقع مصرف کرده یا امروز حالش بهتر است. مراقبت از عزیزان از عشق میآید، اما وقتی تمام زندگی به مراقبت از دیگری خلاصه شود، کمکم جایی برای خودمان باقی نمیماند.
اشتباه نکنید. فرسودگی همیشه با یک اتفاق بزرگ شروع نمیشود. گاهی لابهلای بیحوصلگیهای کوچک روزمره خوابیده؛ در عصبانی شدن بیش از حد از یک سؤال تکراری، خستگی از تماسهای مداوم یا عذاب وجدانی که حتی موقع استراحت رهایمان نمیکند. آدم دلش میخواهد کمی تنها باشد، اما همان چند ساعت دوری هم با نگرانی و احساس گناه میگذرد.
ما مراقبت را وظیفهای میدانیم که نباید لحظهای از آن عقب بمانیم. برای همین، کمک خواستن را عقب میاندازیم، مسئولیتها را تنهایی به دوش میکشیم و نیازهای خودمان را به روزی نامعلوم موکول میکنیم. درحالیکه تقسیم مسئولیت با دیگران، پذیرفتن کمک و گاهی نه گفتن، چیزی از علاقهمان کم نمیکند.
قرار نیست برای مراقبت از عزیزان، از زندگی خودمان دست بکشیم. خواب کافی، دیدن دوستان، قدمزدن یا حتی چند ساعت دور بودن از مسئولیتها، خودخواهی نیست؛ فرصتی برای نفسکشیدن است. اگر خستگی را پنهان کنیم، دیر یا زود خودش را جایی نشان میدهد.
دوستداشتن نباید به قیمت فراموشکردن خودمان تمام شود. میشود کنار کسی بمانیم، دستش را بگیریم و هوایش را داشته باشیم، بدون آنکه تمام توان و زندگی خودمان را خرج این ماندن کنیم.