خانوادههایی که به امید حمایت بچهدار شدند
آمدن یک فرد جدید به زندگی مقدمات میخواهد، و اگر این تصمیم با وعدهها هماهنگ شود و به بنبست برسد ریتم آرام زندگی به هم خواهد خورد...
گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین نوشت:
گاهی یک وعده میتواند در تصمیمی به بزرگی فرزندآوری سهم داشته باشد؛ وعدهای که قرار است خیال خانواده را از بخشی از آینده راحت کند. «فرزند سوم بیاورید، زمین بگیرید»؛ این جمله برای خانوادهای که گرفتار اجارهخانه، هزینههای سنگین زندگی و نگرانی از آینده فرزندان، میتوانست معنای یک شروع تازه داشته باشد.
بچهدار شدن تصمیم کوچکی نیست. از روزی که خبر آمدن یک فرزند در خانه میپیچد، حسابوکتاب زندگی هم شکل دیگری پیدا میکند. هزینه پوشک و شیر و لباس، بعدتر مدرسه و کلاس و هزار خواسته کوچک و بزرگ دیگر. پدر و مادر میدانند که هر فرزند، مسئولیتی تازه و تعهدی طولانیمدت به همراه دارد. در چنین شرایطی، وعده خانهدار شدن میتواند امیدی جدی برای پذیرفتن این مسئولیت باشد.
حالا خانوادههایی ماندهاند که فرزند سومشان بزرگ شده، اما خبری از زمینی که به امیدش دل بسته بودند نیست. بعضی هنوز اجارهنشیناند و هر سال باید نگران تمدید قرارداد و افزایش اجاره باشند. بعضی هم میان شرط و شروط و پیگیریهای اداری، چشمانتظار نتیجهای ماندهاند که قرار بود بخشی از آیندهشان را بسازد.
در تمام این سالها، بچهها بزرگ شدهاند و هزینهها هم همراهشان قد کشیده است. وعده زمین اما همچنان در گوشهای از زندگی این خانوادهها باقی مانده؛ وعدهای که برای عدهای، مبنای امید و تصمیمی بزرگ بود و حالا به انتظاری طولانی تبدیل شده است.
اعتماد به وعدههای حمایتی هم با همین انتظارهای طولانی سنجیده میشود.