چگونه یک رابطه عاشقانه بعد از ورود فرزند تغییر میکند؟
بچهدار شدن تنها اضافه شدن یک فرد به زندگی نیست، بلکه چرخش ۱۸۰ درجه همان زندگی است!
گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین نوشت:
ساعت سه بامداد است؛ بچه گریه میکند، یکی دنبال شیشه شیر میگردد و دیگری از خستگی حتی توان حرفزدن ندارد. تا همین چند ماه پیش، شبها با گفتوگو و خنده میگذشت، اما حالا گاهی تمام حرفهای یک روز به این چند جمله خلاصه میشود: پوشکش را عوض کردی؟ شیرش را خورده؟ فردا تو زودتر بیدار میشوی؟
ورود فرزند، شیرینترین اتفاق زندگی یک زوج است، اما در همان حال، رابطه عاشقانهشان را هم وارد مرحلهای تازه میکند.
با آمدن بچه، وقت دونفره کمتر میشود و گفتوگوها بیشتر دور برنامه خواب، خرید پوشک، نوبت دکتر و حسابوکتاب هزینهها میچرخد.بیخوابی و خستگی، حتی بر سر موضوعات کوچک هم اختلاف میسازد؛ از ظرفهای جمعنشده تا اینکه چه کسی بیشتر شب بیدار مانده است.
گاهی یکی احساس میکند تمام بار زندگی روی دوش او افتاده و دیگری اصلاً متوجه خستگیاش نیست. وقتی کار خانه و مراقبت از کودک بیشتر بر عهده مادر میماند، این احساس تنهایی میتواند عمیقتر شود.
صمیمیت هم از این تغییرها سهم میبرد. وقتی تمام انرژی زوج صرف رسیدگی به نوزاد میشود، ممکن است مدتها فرصتی برای یک گفتوگوی آرام، در آغوش گرفتن یا حتی تماشای یک فیلم کنار هم پیدا نکنند.
ممکن است فاصله عاطفی از دل همین لحظههای کوچک شروع شود؛ از حرفی که شنیده نمیشود یا محبتی که به فردا موکول میشود.
لازم است که وسط این شلوغیها، گاهی یکی برای دیگری چای بریزد، چند دقیقه از کارهای بچه حرف نزنند یا پیش از خواب، حال هم را بپرسند. همین لحظههای ساده نمیگذارند رابطهای که سالها برای ساختنش وقت گذاشتهاند، زیر بار مسئولیتهای تازه به حاشیه برود.