چک ناخواسته ترامپ در وجه ایران؛ مهلت وصول کوتاه است

شکست انتخاباتی لزوماً جنگ‌طلبی را خاموش نمی‌کند. ترامپ ممکن است برای پوشاندن ناکامی حزبش سراغ نمایش پیروزی نظامی برود؛ نتانیاهو نیز می‌تواند تشدید بحران را ابزاری برای ماندن در قدرت و بازسازی محبوبیت بداند.

چک ناخواسته ترامپ در وجه ایران؛ مهلت وصول کوتاه است

 آرمان ایرانی در چندثانیه آنلاین نوشت:

جنگی که قرار بود معادلات قدرت در تهران را تغییر دهد، حالا به یکی از هزینه‌های انتخاباتی صاحبان آن تبدیل شده است. اما درست وقتی ترامپ به نقش جنگ به عنوان یکی از متغیهای مهم در شکست حزبش اعتراف می‌کند، حمله دیشب به قشم را تأیید می‌کند.

این همان نقطه خطرناک سیاست است که شکست انتخاباتی می‌تواند هم انگیزه تشدید جنگ بسازد و هم فرصت توافق. ایران با کدام‌یک روبه‌روست و چگونه می‌تواند معادله را به سود خود تغییر دهد؟

از رؤیای «رژیم‌چنج» تا باخت تاریخی انتخاباتی

حمله به ایران با وعده تغییر نظام سیاسی آن همراه بود؛ در تهران، برخی با کنایه از تبدیل «رژیم‌چنج در ایران» به «رژیم‌چنج در آمریکا» سخن می‌گویند؛ کنایه‌ای به نتایج انتخابات، نه تغییر نظام آمریکا. ناکامی انتخاباتی دو رقیب، پیروزی راهبردی ایران نیست؛ اما فرصتی واقعی و محدود است.

جشن شکست رقیب بی‌پایان نیست؛ ارزش راهبردی آن زمانی پدید می‌آید که به دستاوردی ملموس برای ایران تبدیل شود.

این فرصت مانند چکی است که ترامپ و نتانیاهو ناخواسته صادر کرده‌اند؛ پشتوانه‌اش نتایج انتخابات و هزینه‌های واقعی جنگ است، اما اعتبار نامحدود ندارد. آرایش قدرت تغییر می‌کند و حریف دوباره ابتکار عمل می‌گیرد.

نگهداری چک، جای وصول آن را نمی‌گیرد. هدف‌گذاری ایران نیز باید با موقعیت تازه خود و رقیبان به‌روز شود.

از فرصت انتخاباتی تا امتیاز واقعی

 شکست انتخاباتی لزوماً جنگ‌طلبی را خاموش نمی‌کند. ترامپ ممکن است برای پوشاندن ناکامی حزبش سراغ نمایش پیروزی نظامی برود؛ نتانیاهو نیز می‌تواند تشدید بحران را ابزاری برای ماندن در قدرت و بازسازی محبوبیت بداند.

 ترامپ تا آغاز کار کنگره جدید در دی‌ماه از اکثریت جمهوری‌خواه برخوردار است و نتانیاهو تا تشکیل دولت بعدی، اختیارات امنیتی گسترده دارد.

 تعویق تصمیم تا آن زمان، خطر حملات تازه از جمله به زیرساخت‌های ایران را از میان نمی‌برد. خسارات سنگین جنگ بعدی را نمی‌توان با امید تضمین‌نشده به امتیاز آینده جبران کرد.

درعین‌حال، شکست انتخاباتی هزینه سیاسی ادامه جنگ را برای ترامپ بالا برده است. توافقی که هرمز را بگشاید و فشار اقتصادی را کاهش دهد، اکنون می‌تواند برای او گزینه مناسبی باشد؛ همین تغییر محاسبه، فرصتی برای چانه‌زنی تهران است.

روسیه و چین، دو شریک راهبردی ایران، نیز خواهان مسیر دیپلماتیک‌اند؛ العربی‌الجدید از نقش آن‌ها در «تضمین» توافق احتمالی خبر داده است.

ابتکار دو روزه قطر می‌تواند پلی میان مطالبات هفت‌گانه ایران و آغاز مذاکرات هسته‌ای باشد: روز نخست، رفع محاصره بنادر و آزادسازی بخشی از دارایی‌ها از سوی آمریکا، در برابر دعوت بازرسان آژانس به مراکز هسته‌ای آسیب‌دیده؛ روز دوم، بازگشایی هرمز و آغاز مذاکرات هسته‌ای میان تهران و واشنگتن.

این طرح همه مطالبات ایران یا آمریکا را پیشاپیش تأمین نمی‌کند؛ اما مسیر پیگیری مرحله‌ای مطالبات آن‌ها و خروج آبرومندانه طرفین از بن‌بست را می‌گشاید.

اگر طرح قطر به نتیجه نرسد، تهران برای استفاده از تحول رخ‌داده در پی انتخابات باید فرمول دیگری متناسب با منافع ملی روی میز بگذارد و البته یافتن طرحی منعطف‌تر آسان نیست.

آغاز مذاکره، نقد شدن چک نیست؛ نخستین گام برای نقد آن است. تحقق این هدف به امتیازهای فوری، متقابل و قابل راستی‌آزمایی وابسته است؛ ضمانت شرکای راهبردی نیز، اگر عملی شود، پشتوانه اجرای آن خواهد بود.

هنر مذاکره، تبدیل اهرم‌ها به بیشترین منفعت قابل‌تحقق با کمترین هزینه است. در مقابل، ادامه بن‌بست، وصول مطالبات ایران را دشوارتر و توجیه حمله تازه با ادعای «گریز تهران از مذاکره» را آسان‌تر می‌کند.

معیار پیروزی برای ایران

ترامپ توافق را پیروزی خواهد خواند، مخالفانش سند خطای محاسبه جنگ؛ دور تازه حملات نیز خوراک روایت پیروزی او خواهد شد. پس چه توافق و چه جنگ، رجزخوانی او را به همراه خواهد داشت.

 برای ایران، ملاک امتیازهای وصول‌شده و خسارت‌های پیشگیری‌شده است. اگر چک ناخواسته ترامپ، بهنگام نقد نشود، ممکن است صورت‌حساب خسارات دور تازه جنگ روی میز ایران قرار گیرد.

ارسال نظر

خبر‌فوری: چک ناخواسته ترامپ در وجه ایران؛ مهلت وصول کوتاه است