رنجی که دیده نمیشود؛ وقتی مادری، کار میشود
تمام آگهیها را نمیتوان بدون توجه از نظر گذراند، بعضی از آنها عمقِ تلخی دارند.
گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین نوشت:
در آگهی نوشتهاند: «سن حداکثر ۳۰ سال، ساکن تهران، سابقه یک زایمان طبیعی، مبلغ یک میلیارد تومان بهعلاوه ماهی ۳۰ میلیون و هزینه خورد و خوراک.»
این چند خط کوتاه برای بدن یک زن قیمت تعیین میکند؛ زنی که قرار است نه ماه بارداری، تغییرات جسمی، درد زایمان و روزهای دشوار پس از آن را تجربه کند و در پایان، نوزادی را به خانواده دیگری بسپارد.
رحم اجارهای در سالهای اخیر به یکی از راههای تأمین هزینه زندگی برای برخی زنان تبدیل شده است. زنانی که گاهی زیر فشار بدهی، اجارهخانه و مخارج روزمره، به درآمدی فکر میکنند که بتواند گرهی از زندگیشان باز کند.
اما بارداری با یک قرارداد و دریافت پول به پایان نمیرسد. داروهای هورمونی، تغییرات بدن، نگرانیهای دوران بارداری و افسردگی پس از زایمان، بخشی از تجربهای است که سهم آن زن خواهد بود.
سختترین روزها هم ممکن است بعد از تولد نوزاد از راه برسند. زنی که ماهها صدای ضربان قلب جنین را شنیده و حرکتهایش را در بدن خود احساس کرده، باید لحظه جدایی را تاب بیاورد. هر زنی این تجربه را به شکل متفاوتی پشت سر میگذارد؛ بعضی ارتباطشان را با خانواده متقاضی حفظ میکنند و بعضی دیگر ترجیح میدهند همهچیز همانجا تمام شود.
در تمام این ماجرا، پول مبلغ مشخصی دارد، اما رنج جسمی و عاطفی زن به همان سادگی قابل محاسبه نیست. فشار اقتصادی میتواند آدم را به تصمیمهایی برساند که هزینه واقعیشان سالها بعد هم از زندگیاش بیرون نمیرود.