زیرساختهای هشدار کجاست؟
تجربه جنگ و شهری بدون سامانه هشدار عمومی
زندگی دوباره در سایه جنگ برای شهروندان ایرانی، ضعف زیرساختهای هشدار و پناه در شهرها را آشکار کرده است.
زندگی دوباره در سایه جنگ برای شهروندان ایرانی، ضعف زیرساختهای هشدار و پناه در شهرها را آشکار کرده است؛ جایی که با وجود نصب بلندگوهای اضطراری، در زمان بحران هیچ هشدار عمومی یا پناهگاه مشخصی برای مردم فعال نبوده است.
در کمتر از یک سال، شهروندان ایرانی دو بار تجربه زندگی در سایه جنگ را از سر گذراندهاند؛ تجربهای که به معنای زیستن در شهری است که هر لحظه ممکن است هدف حمله قرار گیرد.
آنچه بیش از خود جنگ جلب توجه میکند، نبود سازوکارهای ابتدایی هشدار و پناه است؛ سازوکارهایی که در بسیاری از کشورها جزو بدیهیترین بخشهای مدیریت شهری محسوب میشوند.
با وجود نصب بلندگوهای شهری برای اطلاعرسانی اضطراری پس از جنگ ۱۲ روزه، با آغاز موج تازه درگیریها از ۹ اسفند ۱۴۰۴ این سیستمها حتی یکبار هم فعال نشدند.
نه آژیر حملهای به صدا درآمد و نه اطلاعیهای برای پناه گرفتن یا آمادگی پدافندی از طریق این سامانهها پخش شد.
در ایران شبکه مشخصی از پناهگاههای عمومی وجود ندارد و شهروندان در شرایط خطر ناچارند به راهحلهای فردی مانند زیرزمین خانهها یا راهپلهها متوسل شوند.
در حالی که در بسیاری از کشورها شبکههای گسترده هشدار و پناهگاه برای شرایط بحرانی وجود دارد، در شهرهای ایران هنوز نقشه روشنی برای پناه گرفتن شهروندان تعریف نشده است.