وقتی درد زیاد می‌شود، جامعه اول آن را به شوخی ترجمه می‌کند

حال این روزهای شهر را کسی از روی صدای مردم نمی‌تواند بفهمد. شهری که مردمش هم آه از گرانی و فشار می‌کشند، هم شوخی می‌کنند و می‌خندند.

وقتی درد زیاد می‌شود، جامعه اول آن را به شوخی ترجمه می‌کند

نگار صالحی در چندثانیه آنلاین نوشت: این روزها خنده، بیشتر از آن‌که نشانه‌ی خوشی باشد، علامتِ دوام آوردن است…

حال این روزهای شهر را کسی از روی صدای مردم نمی‌تواند بفهمد. شهری که مردمش هم آه از گرانی و فشار می‌کشند، هم شوخی می‌کنند و می‌خندند. شاید باورش سخت باشد که یک خبر بد هنوز روی تمام رسانه‌ها به خوبی سایه نینداخته است، ولی از دل آن یک میم، یک ویدئو، یک استندآپ خانگی بیرون می‌آید. انگار جامعه‌ی ما قبل از آنکه زیر فشار خم شود خودش را با خنده نجات می‌دهد. 

در سال‌هایی که گرانی، فیلترینگ، تهدید جنگ و بی‌ثباتی مثل گرد و خاک روی همه‌چیز نشسته، طنز فقط تفریح نیست. این ویدیوهای کوتاه و شوخی‌های دست‌به‌دست‌شده، مسکن‌های فوری اعصاب‌اند؛ قرص‌های بی‌نسخه‌ای که برای چند ثانیه، فشار واقعیت را از روی سینه آدم برمی‌دارند. 

روان‌شناسان سال‌هاست می‌گویند طنز یکی از قدیمی‌ترین مکانیسم‌های دفاعی انسان است؛ راهی برای نزدیک شدن به چیزی که می‌ترساندمان، بی‌آن‌که بگذارد کاملاً ما را ببلعد. برای همین شوخی با دلار، گرانی، اینترنت و جنگ فقط شوخی نیست. پشت این خنده‌ها یک جمله پنهان است: «می‌بینیم، می‌فهمیم، اما برای فرو نریختن، فعلاً به آن می‌خندیم.» 

وقتی یک شوخی مشترک هزار بار دست‌به‌دست می‌شود، یک حس جمعی هم شکل می‌گیرد. این‌که این حجم از پوچی و فشار فقط روی سر یک نفر خراب نشده است. طنز، در این معنا، شکل ارزان و در دسترس یک روان‌درمانی جمعی است؛ اتاق خنده‌ی کوچکی در دل روزگار سخت. 

البته این سکه، روی دیگری هم دارد. خنده می‌تواند نجات‌بخش باشد، اما همیشه بی‌هزینه نیست. وقتی هر چیز تلخی فوری به شوخی تبدیل می‌شود، یک خطر هم در کمین است؛ این‌که درد، به‌جای فهمیده شدن، فقط دست‌به‌دست شود. با این حال، در روزهایی که واقعیت بی‌وقفه فشار می‌آورد، خیلی‌ها همین خنده‌های گذرا را به‌عنوان شکل کوچکی از مقاومت نگه داشته‌اند.

ارسال نظر

خبر‌فوری: رمزگشایی رویترز از سفر ترامپ به پکن | چین رابطه راهبردی با ایران را قربانی خواسته آمریکا می کند؟