پدیده «ریپست استوری بدون خواندن»؛ آدمهایی که فقط برای عقب نماندن از موج، هر چیزی را بازنشر میکنند
در اینستاگرام همهی آدمها تولیدکنندهی استوری و محتوا نیستند، بلکه وفادارانی هستند که بعد از خواندن و پسندیدن یک متن آن را سریع بازنشر میدهند!
همه با اصطلاح «ریپست کردن استوری» آشنا هستند. اما خیلیها نه واقعاً میخوانند، نه واقعاً عمل میکنند؛ فقط میترسند از موج عقب بمانند.
لینک را باز نمیکنند، متن را نمیخوانند، فقط با دیدن چند کلمه که با واکنش خوبی روبهرو شده است دکمه share را میزنند تا بگویند: «من هم هستم، جا نماندم.»
استوریهای ما شبیه شهر شلوغی شده که همه در آن بلند حرف میزنند، اما کسی گوش نمیدهد.
موجی میآید؛ خشونت علیه زنان، یک پرونده قضایی، یک فاجعه محیطزیستی، یک جمله از یک مسئول. همان چند خط اول و چند کلمه بولدشده کافیست تا صدها نفر فقط برای اینکه در سکوت نمانند، آن را ریپست کنند؛ بدون اینکه بدانند دقیقاً از چه دفاع میکنند، علیه چه معترضاند، یا اصلاً خبر، درست است یا نه.
شیدا حصاری در چند ثانیه نوشت: اینجاست که توهم دانستن متولد میشود؛ آدمهایی که فقط با دیدن استوری و کپشن دیگران احساس میکنند در جریان همهچیزند، اما هیچوقت پنج دقیقه برای خواندن منبع اصلی وقت نگذاشتهاند.
بازنشر، تبدیل شده به نوعی کارت حضور و غیاب در میدان افکار عمومی؛ اگر چیزی را منتشر نکنی، متهم میشوی به بیتفاوتی، اگر هم بدون خواندن منتشر کنی، به سوخت موتور شایعه و خبر جعلی بدل میشوی.
این حرکت تعریف واقعی جامعهایست که بیشتر از آنکه دنبال فهمیدن باشد، نگران دیده شدن است. جامعهای که در آن، انگشت روی گزینه اشتراکگذاری گذاشتن، آسانتر از مکث کردن و خواندن است.