زندگی در حالت ذخیره باتری
زندگیمان شبیه گوشیای شده که مدام روی «ذخیره باتری» مانده است؛ نه خاموش میشود، نه درست روشن است.
به گزارش چندثانیه آنلاین، نور صفحه کم شده، برنامهها یکیدرمیان از کار میافتند و هیچچیز آنطور که باید پیش نمیرود. فقط آنقدر روشن میماند که از کار نیفتیم؛ همین.
در سالی که جنگ، تورم سنگین، بیکاری و ناامنی، مثل چهاردیوار دور روزمرگی کشیده شده، ذهن و بدن هم آرامآرام خودشان را با یک محاصره وفق دادهاند.
روانشناسان میگویند وقتی استرس طولانی میشود، سیستم عصبی دیگر به حالت عادی برنمیگردد؛ در وضعیت آمادهباش میماند، مدام خطر را بو میکشد و نیرو را نه برای فردا، که فقط برای امروز نگه میدارد. چیزی که ما زندگی میکنیم، دقیقاً همین است.
رد این وضعیت را میشود همهجا دید؛ در کتابهایی که نیمهکاره ماندهاند، درسهایی که تا آخر نرفتهاند، شغلهایی که فقط ادامه پیدا کردهاند و رابطههایی که فقط حفظ میشوند.
سرمایهگذاری روی خود، روی رؤیا، روی آینده، از اولین چیزهایی بوده که خاموش کردهایم تا باتری برای اجاره، قبض، دارو و دوام آوردن بماند.
زندگی در حالت ذخیره باتری یعنی کمتر حرف میزنی، کمتر میپرسی، کمتر مطالبه میکنی؛ نه از رضایت، که از فرسودگی. کمتر شاد میشوی و حتی کمتر عصبانی؛ چون برای هر احساسی باید انرژی داشت.
آخر شب که به خودت میآیی، میبینی روز را گذراندهای، اما هیچجا آنقدر زنده نبودهای که بتوانی بگویی: اینجا واقعاً زندگی کردم.
خطر این وضعیت وقتی است که طول بکشد. آنقدر طول بکشد که آدم به کمنور بودن عادت کند، به نصفهنیمه زندگی کردن خو بگیرد و فراموش کند زندگی قرار نبود فقط دوام آوردن باشد.