چرا دیگر چیزی را حفظ نمی‌کنیم؟

ما حافظه‌مان را برون‌سپاری کرده‌ایم...

چرا دیگر چیزی را حفظ نمی‌کنیم؟

به گزارش چندثانیه آنلاین، یک‌زمانی دفترچه تلفنی معنا نداشت، گوشی موبایلی نبود که هرچه به فکرمان می‌رسد یا کاری را که باید انجام بدهیم در آن بنویسیم، کافی بود چشم ببندیم تا ردیف  شماره تلفن‌ها براساس نام دوست، همسایه، همکار توی ذهنمان بیاید. اما حالا اگر گوشی کنارمان نباشد انگار تکه‌ای از مغزمان نیست!

امروز همه‌چیز را سپرده‌ایم به قسمت «سیو شده‌ها»؛ از تاریخ تولد عزیزان تا آدرس یک کافه، از مقاله‌ای که قرار است یک روز بخوانیم تا ویدیویی که فکر می‌کنیم نباید گم شود. حافظه، کم‌کم از یک توانایی انسانی به یک سرویس ذخیره‌سازی تبدیل شده است.

شاید اسم این حالت را بتوان «فراموشی دیجیتال» یا «اثر گوگل» گذاشت. ماجرا ساده و در عین حال نگران‌کننده است؛ وقتی مطمئن باشیم اطلاعات جایی بیرون از ذهن‌مان ذخیره شده، مغز دیگر چندان اصراری به حفظ‌کردنش ندارد.

در نتیجه، به‌جای آنکه خودِ اطلاعات را به خاطر بسپاریم، فقط یاد می‌گیریم کجا باید دنبالش بگردیم. حافظه ما دیگر انبار نیست؛ نقشه انبار است.

اما مسئله فقط شماره تلفن و آدرس نیست. این عادت آرام‌آرام به احساسات و خاطره‌ها هم نفوذ می‌کند. شعر محبوب‌مان، دیالوگ فیلمی که دوستش داشتیم، جزئیات یک روز مهم، همه را می‌سپاریم به گالری، آرشیو، نوت و لینک. به خودمان می‌گوییم: لازم نیست یادم بماند، هر وقت بخواهم برمی‌گردم.

اما حقیقت این است که بسیاری از این «سیو شده‌ها» هرگز دوباره باز نمی‌شوند؛ فقط می‌مانند، مثل جعبه‌هایی خاک‌خورده در انبار، و ما در عین داشتن‌شان، آرام‌آرام از دست‌شان می‌دهیم.

همین الان به فضاهای ذخیره در گوشی‌تان یک نگاهی بیندازید. حجم آن وسیع‌تر از چیزی‌ست که فکرش را بکنید!

وقتی همه‌چیز را به حافظه بیرونی سپرده‌ایم، در حافظه شخصی‌مان چه باقی می‌ماند؟ و اصلاً چند چیز هست که هنوز بخواهیم خودمان، بی‌کمک هیچ صفحه و هیچ فضای ابری، از بر باشیم؟

 

ارسال نظر

خبر‌فوری: رمزگشایی رویترز از سفر ترامپ به پکن | چین رابطه راهبردی با ایران را قربانی خواسته آمریکا می کند؟