مطالعه ۲۰ میلیون نفری؛ برجهای فلکی در انتخاب شریک زندگی شکست خوردند
یک پژوهش بزرگ روی دادههای ۱۰ میلیون زوج در انگلستان و ولز نشان داده ادعای «سازگاری عشقی بر اساس برجهای فلکی» در دادههای واقعی تأیید نمیشود و الگوهای ظاهراً معنادار، با خطاهای آماری و ثبت اطلاعات توضیح داده میشوند.
به گزارش چندثانیه آنلاین، کارلوس اورسی، روزنامهنگار علمی و نویسنده، درباره آزمون علمی «سازگاری طالعبینی» در روابط عاطفی نوشت:
طالعبینی سابقهای هزارانساله دارد و در دوران معاصر نیز به صنعتی بزرگ تبدیل شده است؛ صنعتی که ارزش آن در سال ۲۰۲۵ حدود ۳ میلیارد دلار برآورد شده است.
این گزارش بخشی از کتاب «آنچه علم درباره طالعبینی میگوید» است که در سال ۲۰۲۶ توسط انتشارات دانشگاه کلمبیا منتشر شده و به بررسی ادعاهای طالعبینی با معیارهای علمی میپردازد.
به نوشته اورسی، یکی از مهمترین آزمونهای دادهمحور برای سنجش اعتبار طالعبینی، پژوهش دیوید وواس در سال ۲۰۰۷ بود؛ پژوهشی که با استفاده از دادههای بیش از ۲۰ میلیون نفر از سرشماری سال ۲۰۰۱ انگلستان و ولز انجام شد.
هدف این مطالعه، بررسی این فرضیه بود که آیا برخی نشانهای خورشیدی واقعاً برای رابطه عاشقانه «سازگارتر» از دیگران هستند یا نه.
وواس استدلال کرد اگر ویژگیهای منتسب به متولدین هر نشان، واقعاً بر شخصیت و روابط اثر بگذارد، این اثر باید در الگوهای ازدواج و جفتشدن افراد قابل مشاهده باشد.
او تأکید کرد: «اگر سازگاری طالعبینی وجود داشته باشد، آثار آن باید قابل مشاهده باشد.»
در این مقاله آمده است که برخی منجمان به آزمونهای مبتنی بر نشان خورشیدی خرده میگیرند و میگویند خورشید فقط بخشی کوچک از کل «نقشه تولد» است.
با این حال، وواس معتقد بود وقتی نمونه آماری به ۱۰ میلیون زوج میرسد، حتی اگر اثر طالعبینی بسیار ناچیز باشد، باز هم باید رد آن در دادهها دیده شود.
بررسی اولیه دادهها نشانههایی ظاهراً جالب نشان داد: تعداد زوجهایی که هر دو یک نشان داشتند، حدود ۲۲ هزار مورد بیشتر از حد انتظار بود و زوجهای دارای نشانهای مجاور نیز حدود ۵ هزار مورد اضافه ثبت شدند.
اما واکاوی دقیقتر، الگوهای مشکوک دیگری را آشکار کرد؛ از جمله اینکه زوجهای متولد یک ماه، حتی بیش از زوجهای دارای یک نشان، در دادهها اضافه بودند و فراوانی زوجهای دارای یک تاریخ تولد نیز ۴۱ درصد بیشتر از حد انتظار دیده میشد.
وواس توضیح داد این ناهنجاریها احتمالاً بیشتر به «خطای ثبت اطلاعات» مربوط است؛ زیرا فرمهای سرشماری معمولاً توسط یک نفر از اعضای خانواده پر میشود و ممکن است تاریخ تولد همسر به اشتباه تکرار یا نادرست وارد شده باشد.
او همچنین به خطاهای دیگری مانند ثبت بیش از حد تاریخ ۱ ژانویه به عنوان تاریخ پیشفرض، و نیز همسانیهای غیرعادی در روز یا ماه تولد اشاره کرد که میتوانستند نتایج را منحرف کنند.
آزمون نهایی بر همپوشانی ناقص میان «ماه تولد» و «نشان خورشیدی» متمرکز شد؛ چون هر نشان بخشی از یک ماه و بخشی از ماه بعد را در بر میگیرد و میتوان از این تفاوت برای تفکیک اثر واقعی از خطای آماری استفاده کرد.
نتیجه این آزمون به گفته نویسنده «قاطع» بود: زوجهایی که در یک نشان مشترک اما در دو ماه متفاوت متولد شده بودند، بیش از حد تصادفی نبودند؛ در مقابل، افزایش زوجهای متولد یک ماه بیشتر دیده شد و این مسئله به نفع خطای دادهای بود، نه اثر طالعبینی.
اثر ظاهری «نشانهای مجاور» نیز بعداً به یک روش دادهپردازی در سرشماری بریتانیا نسبت داده شد؛ روشی که برای تکمیل دادههای ناقص، تاریخ تولد یک نفر را اول یک ماه و تاریخ تولد شریک او را اول ماه بعد ثبت میکرد.
وقتی این دادههای جایگذاریشده از نمونه حذف شدند، اثر مربوط به نشانهای مجاور نیز از بین رفت.
جمعبندی این تحلیل روی ۱۰ میلیون زوج در انگلستان و ولز این بود که هیچ اثر قابل اتکایی به سود «سازگاری طالعبینی» مشاهده نشد و نشانههای اولیه نیز با بررسی دقیقتر، توضیحی آماری پیدا کردند.