چمدان‌هایی که برای فرار بسته شدند، نه برای تعطیلات

عادت داریم چمدان را برای سفر ببندیم؛ برای تعطیلات، برای تفریح، برای چند روز آرامش میان ماه‌ها کار و فشار. اما این بار چمدان‌ها برای فرار بسته شدند، نه برای تعطیلات.

چمدان‌هایی که برای فرار بسته شدند، نه برای تعطیلات

نگار صالحی در چندثانیه آنلاین نوشت: در سالی که گذشت، جاده‌ها بوی اضطراب گرفتند. چمدان‌ها دیگر نشانه شوق دیدن دریا و کوه و خیابان‌های تازه نبودند؛ نشانه عقب‌نشینی بودند، نشانه آن اعتراف تلخ که: اینجا دیگر امن نیست. باید جان را برداشت و رفت.

وقتی معاون گردشگری می‌گوید « امسال سفر تفریحی نداشتیم و سفرها با هدف رفتن از مکان‌های ناامن به مکان‌های امن انجام شد»، با یک جمله خشک و اداری روبه‌رو نیستیم؛ با خلاصه یک وضعیت جمعی روبه‌روییم، با مردمی که سفر نکردند، فقط جابه‌جا شدند.

سفر قرار بود فاصله‌ای باشد میان آدم و خستگی‌های زندگی؛ فرصتی برای نفس کشیدن دور از خبرها. اما حالا خبرها تا داخل چمدان‌ها هم آمده‌اند.

خانواده‌ای که از شهر جنوبی به شهر شرقی می‌رود جوانی که از تهران به شمال پناه می‌برد، مادری که کودک خود را به خانه خاله در شهری دیگر ‌می‌برد، دیگر مسافر نیستند؛ آدم‌هایی‌اند که فقط می‌خواهند از دایره خطر کمی دورتر بایستند. 

مقصد، نه هتل است و نه تفریح؛ خانه آشناست، زیرزمین دوست است، هر جایی که صدای خطر کمتر شنیده شود.

این سفرها بلیت رفت دارند، اما اغلب بی‌تاریخ بازگشت‌اند. کسی برایشان کافه و رستوران جست‌وجو نمی‌کند؛ داروخانه، بیمارستان و نقطه امن را چک می‌کند. چمدان‌ها همزمان سبک و سنگین‌اند؛ سبک از وسایل، سنگین از دل‌نگرانی.

وقتی سفر دیگر اسمش استراحت نیست و بیشتر به غریزه بقا شبیه می‌شود، یعنی چیزی در زندگی عادی مردم فرو ریخته است. آن‌وقت دیگر مقصد را نه سلیقه، که ترس انتخاب می‌کند؛ و این شاید تلخ‌ترین معنایی باشد که یک چمدان می‌تواند به خود بگیرد.

ارسال نظر

خبر‌فوری: رمزگشایی رویترز از سفر ترامپ به پکن | چین رابطه راهبردی با ایران را قربانی خواسته آمریکا می کند؟