عروسی به وقت نامعلوم؛ رابطههایی که میان عشق و هزینه گیر کردهاند
بعضی عشقها این روزها نه به بنبست میرسند، نه به خانه؛ در نامزدی معطل میمانند..
به گزارش چندثانیه آنلاین، حلقهها رد و بدل شده، عکسها گرفته شده، خانوادهها همدیگر را شناختهاند، اما پای یک سؤال که وسط میآید، همهچیز مکث میکند: «پس کی عروسی میگیرید؟» سوال سادهای که جوابش برای خیلی از زوجهای جوان، نه روشن است، نه نزدیک.
نامزدی برای بخشی از این نسل، دیگر یک ایستگاه کوتاه قبل از شروع زندگی مشترک نیست؛ بلکه ماندن در اتاق انتظار است. همهچیز به آیندهای موکول شده که هر روز دورتر و مبهمتر میشود.
در وضعیتی که قیمت خانه، رهن، اجاره، طلا، جهیزیه، تالار و حتی یک مهمانی جمعوجور مدام بالا میرود، تعیین تاریخ عروسی فقط هماهنگ کردن یک روز در تقویم نیست؛ بلکه قدم گذاشتن در یک ریسک بزرگ اقتصادیست!
زوجهای جوان میان دو فشار گیر افتادهاند؛ از یک طرف انتظار خانواده و از طرف دیگر واقعیتی که مدام هشدار میدهد شاید آنچه امروز ممکن به نظر میرسد، چند ماه بعد دیگر از توان خارج باشد.
برای همین، خیلیها ترجیح میدهند بهجای تعیین یک تاریخ قطعی، همهچیز را به «بهتر شدن اوضاع» بسپارند؛ عبارتی که نه تنها بوی امید نمیدهد که از آیندهای روشن هم حرف نمیزند.
این اوضاع نامزدی را از یک دوره شیرین و کوتاه، به وضعیتی معلق تبدیل کرده؛ نه مثل قبل آزادیِ کامل وجود دارد، نه مثل بعد از ازدواج ثباتی در کار است.
درباره رنگ مبل، سبک زندگی، محل خانه و تعداد مهمانها حرف زده میشود، اما تا وقتی عدد اجاره و رهن و هزینه شروع زندگی معلوم نباشد، این حرفها بیشتر شبیه خیالپردازیاند.
جشن گرفتن یا نگرفتن مسئله نیست. آنچه اهمیت دارد این است که یک نسل، از نظر عاطفی آماده ساختن زندگی است، اما از نظر اقتصادی مدام عقب رانده میشود.
عشق هست، تصمیم هست، حتی همراهی هم هست؛ ماجرا این است که هزینه شروع زندگی آنقدر بالا رفته که حتی تصمیمهای قطعی هم به تعویق میافتند.