تورم برای همه یکسان نیست؛ فقرا گرانتر زندگی میکنند
کسی که ملک، دلار، طلا یا سهام دارد، دستکم بخشی از ضربه تورم را با رشد قیمت داراییهایش پس میگیرد. اما کارگر، کارمند، بازنشسته و حقوقبگیری که دارایی قابلاتکایی ندارد، فقط میایستد و آب شدن دستمزدش را تماشا میکند.
شیدا حصاری در چندثانیه آنلاین نوشت: عددی که در گزارشها میآید، در تیترها تکرار میشود و در جدولها جا میگیرد فقط یک درصد است، اما در زندگی واقعی، گرانی برای همه به یک شکل خودش را نشان نمیدهد.
فقیر و غنی، هر دو تورم را تجربه میکنند، اما نه با یک شدت، نه با یک درد و نه با یک هزینه. برای یکی، تورم یعنی کوچکتر شدن حاشیه امن؛ برای دیگری، یعنی خالیتر شدن خودِ سفره.
خانوادههای کمدرآمد، بخش بزرگی از درآمدشان را صرف همان چیزهایی میکنند که معمولاً تورم در آنها خشنتر، سریعتر و بیرحمتر عمل میکند مثل غذا، اجاره، انرژی، حملونقل و خدمات ضروری.
در سبد مصرف این خانوارها، جایی برای خریدهای لوکس، سرمایهگذاری یا تعویض مداوم سبک زندگی نیست.
در مقابل، دهکهای بالاتر، سهم بیشتری از هزینههایشان را صرف خدمات، کالاهای بادوام یا داراییهایی میکنند که یا به اندازه خوراک و انرژی دچار جهش قیمتی نمیشوند، یا حتی خودشان از تورم جان میگیرند.
کسی که ملک، دلار، طلا یا سهام دارد، دستکم بخشی از ضربه تورم را با رشد قیمت داراییهایش پس میگیرد. اما کارگر، کارمند، بازنشسته و حقوقبگیری که دارایی قابلاتکایی ندارد، فقط میایستد و آب شدن دستمزدش را تماشا میکند.
برای همین است که تورم تاثیرگذار، برای دهکهای پایین، بالاتر از تورم رسمی است. نرخ گرانیای که فقرا حس میکنند، معمولاً از نرخی که ثروتمندان تجربه میکنند بیشتر است.
جهش قیمت مواد غذایی در سالهای اخیر، فشار را دقیقاً از همانجایی وارد کرده که زندگی طبقات پایین به آن بند است و نتیجهی تلخی را رقم زده است؛ سفرهها کوچکتر شدهاند، اقلام حیاتی حذف شدهاند و کیفیت تغذیه، آرام و بیصدا، قربانی تورم شده است.
به همین خاطر است که تورم، این عدد ترسناک، فقط یک شاخص اقتصادی نیست؛ یک سازوکار بیرحم توزیع رنج است. نوعی مالیات پنهان که قرار نیست از همه به یک اندازه گرفته شود.
برعکس، بیشتر از جیب کسانی برداشته میشود که کمترین توان پرداخت را دارند. تورم، پیش از آنکه اقتصاد را زخمی کند، عدالت را میسوزاند.