وقتی صرفهجویی دیگر یک فضیلت نیست، یک اجبار است
همیشه صرفه جویی مثل یک فضیلت به ما یاد داده شده اما امروز این کار بنابه اخلاق انجام میشود یا اجبار؟
به گزارش گروه اجتماعی چندثانیه آنلاین، یک روز «صرفهجویی» مثل ادب و صداقت، همچون فضیلتی کوچک و روزمره قرار بود از ما آدمهای مسئولتری بسازد. میشنیدیم که برق اضافی را خاموش کن، نان را حرمت بگذار، شیر آب را باز نگذار و... اما حالا برای خیلیها صرفهجویی نه به عنوان یک احتیاط به کار میرود و نه تمرین قناعت؛ اگر این کار را نکنند، وسط ماه یخچال و کارت بانکیشان همزمان خالی میشود.
در اقتصاد سست ما که قیمتها عادت کردهاند هر ماه (شاید هم زودتر!) یک پله، دو پله بالا بروند، حق انتخاب بدون هیچ هشداری از روی میز خانوادهها جمع شده است.
زمانی مسئله این بود که کمتر رستوران برویم تا برای سفر پسانداز کنیم؛ امروز رسیدهایم به اینکه گوشت را کم کنیم تا کرایه خانه را بدهیم.
صرفهجویی از یک تصمیم با اختیار کامل برای آیندهای بهتر و برای روز مبادا، تبدیل شده به اجباری روزمره برای تک تک روزها. این اتفاق ربطی به پسانداز ندارد، بلکه یک نوع فشار است که بر شانه خانوادههای حقوقبگیر و بازنشسته تحمیل شده.
وقتی تورم از مرزهای عادی، از عددهای طبیعی عبور میکند و قیمت سبد غذایی در چند سال چند برابر میشود، مردم خودبهخود نمیتوانند اسراف کنند؛ کوچکترین خرجهایشان را هم موشکافانه بررسی میکنند، از حذف تفریح و پوشاک تا تغییر شکل سفره خانواده.
در چنین وضعی، نصیحت اخلاقی درباره قناعت و سادهزیستی، بیشتر شبیه شوخی تلخ است؛ چون اغلب خانوادهها نه برای خرید گوشی و سفر خارجی، که برای اجاره، پرداخت قبوض و چند قلم خوراکی ساده، مجبورند کمتر بخورند و کمتر بخرند.
وقتی جامعه به نقطهای میرسد که مردم خیلی محتاط زندگی میکنند تا حتی بیمار نشوند و هزینهای بر گردن خانواده نیفتد، آیا هنوز میشود از مردم خواست صرفهجویی را یک ارزش زیبا ببینند؟
باید صادقانه بپذیریم که این فضیلت، وقتی با واقعیت زندگیِ امروز گره میخورد، کمکم شکلش را عوض میکند و اسم دیگری روی خودش میگذارد. اسمی که جز اجبار معنی دیگری ندارد.