ببینید | انیمیشن لگویی جدید ایران که بازخورد گستردهای در بین مردم آمریکا داشته است
برخی از این جملات بسیار قابلتوجهاند و احتمالاً بهویژه با روحیهٔ ضدساختارِ رایج در میان بخشی از جوانان آمریکایی همخوانی خواهند داشت.
تریتا پارسی، معاون اندیشکده کوئینسی درباره این انیمیشن نوشت:
ویدیوی لگوییِ اخیر ایران، نشانهٔ یک تغییر جهت قابلتوجه است.
بهجای طعنهزدن به ارتش آمریکا، حاکی از رویکرد تازهای است که در آن تهران میکوشد با دور زدن دولت ایالات متحده، مستقیماً با مردم آمریکا ارتباط برقرار کند و از این مسیر بهدنبال کاهش تنش و رسیدن به صلح باشد.
این رویکرد، در واقع بازتابی معکوس از راهبردی است که آمریکا در دهههای گذشته به کار گرفته بود. برخی از این جملات بسیار قابلتوجهاند و احتمالاً بهویژه با روحیهٔ ضدساختارِ رایج در میان بخشی از جوانان آمریکایی همخوانی خواهند داشت.
مثلاً: «من قانون اساسی را دوست دارم، آنگونه که قرار بود باشد؛ اما نه آنطور که رهبرانتان آن را دور میزنند...»
بخشهای دیگری که در این انیمشین بهزبان رپ، خطاب به مردم آمریکا مطرح شده را میتوانید در زیر بخوانید:
از خیابانهای تهران تا بلوارهای واشنگتندیسی.
این دربارهٔ نفرت نیست، دربارهٔ حقیقته.
من روح آمریکاییها رو دوست دارم، اما از تخت صاحبان قدرتش بیزارم.
گوش کن. من در تهران بیدار میشم، اما برندهای تو رو میپوشم، به موزیکهای شما گوش میدم.
تو از «آزادی» حرف میزنی، اما در رو قفل میکنی.
با تحریمهایی که فقط به سفرهها میخوره.
دارو کمه و ارزش پول سقوط کرده.
چطور میتونم کسی رو تشویق کنم که داره منو به زمین میچسبونه؟
من قلب مردمت، تلاش و سرسختیشون رو دوست دارم. اما از کاخ سفیدت هیچ خوشم نمیاد.
حالا بیایید کتابها رو باز کنیم، برگردیم به ریشه.
قبل از بحران سفارت و چرخهٔ خشونت.
سال ۱۹۵۳ رو یادت بیار، مصدق و کودتا رو. رهبرانت یک دموکراسی رو قبل از اینکه شکل بگیره شکستند.
یک پادشاه رو سر کار گذاشتید، بعد تعجب کردید؛ وقتی آتشی که روشن کردید به خودتون برگشت.
من قانون اساسیتون رو دوست دارم، همونطور که باید باشه.
اما نه اونطور که رهبرانت دورش میزنن.
آره، من فامیلهایی در کالیفرنیا و دوستهایی در دیترویت دارم.
جایی که افرادی در پنتاگون دنبال شکافهایی برای بهرهبرداریان.
آنها میخوان ما از هم متنفر باشیم، میخوان دیواری شیشهای بسازن.
اما هر دومون قربانی طبقهٔ حاکم بر آمریکا هستیم.
من اعتراضاتتون رو دوست دارم، اینکه چطور
به خیابون میاید تا به رهبرانتون بگید دروغهاشون دیگه خریدار نداره.
من روح آمریکاییها رو دوست دارم، پرجنبوجوش و عمیقه.
اما لابیهای جنگطلبتون کل دنیا رو به گریه میاندازن.
این مرثیه نیست، این زندگیه، از ریشه.
پلی ساختهشده از هنر، نه ابزاری برای جنگ.
تهدیدها رو کنار بذارید.
اما خطاب به مردان بر صندلیهای بلند، دلالان درد:
میراثتون زنگزدهست و سودتون آلوده.
سایهٔ امپراتوریتون رو دیگه نمیخوایم.
آره.
صلح برای برانکس(منطقهای در نیویورک)،
صلح برای شیراز.
یک جهان، دو قفس،
وقتشه میلهها رو بشکنیم!