یادداشت توماس فریدمن در روزنامه نیویورکتایمز: چین و آمریکا در مقابل یک دشمن مشترک
توماس فریدمن نویسنده کتاب «جهان مسطح است» به بهانه دیدار هفته آینده رهبران آمریکا و چین در روزنامه نیویورکتایمز نوشته که این روزها ایالات متحده آمریکا و جمهوری خلق چین با یک دشمن مشترک مواجه هستند.
فریدمن در ادامه به عنوان یک راهنمایی برای معرفی این دشمن مشترک نوشته که نکتهای که باید در مورد این دشمن مشترک مدنظر قرار داد، این واقعیت است که برخلاف دیدار تاریخی قبلی رهبران آمریکا و چین در دهه هفتاد میلادی، دشمن مشترک این دو کشور اتحاد جماهیر شوروی نیست!
به گفته این نویسنده؛ نشست هفته آینده پرزیدنت دونالد ترامپ و رئیسجمهور شی جینپینگ در پکن میتواند مهمترین رویارویی رهبران آمریکا و چین از زمان ملاقات ریچارد نیکسون با مائو تسهتونگ در سال ۱۹۷۲ باشد.
آن نشست [ملاقات ریچارد نیکسون با مائو تسهتونگ در سال ۱۹۷۲] خصومت دهها ساله چین و آمریکا را کاهش داد و یک اتحاد ضمنی بین ایالات متحده آمریکا و چین علیه اتحاد جماهیر شوروی به وجود آورد.
حالا نشست هفته آینده پرزیدنت دونالد ترامپ و رئیسجمهور شی جینپینگ در پکن نیز در یک لحظه تحول و گذار جهانی مشابه برگزار میشود- و این بار هم چین و آمریکا با یک تهدید مشترک جدید مواجه هستند.
[در حقیقت] این یک اختلالی است که میتواند متاستاز کرده و جهان را بیثبات کند و به هر دو کشور آسیب برساند؛ مگر اینکه آمریکا و چین راهی برای رقابت و همکاری همزمان در برابر فهرست رو به رشد و فزاینده چالشها پیدا کنند.
مقابله موفق با این چالشها تنها با اقدام جمعی آنها [آمریکا و چین] قابل دستیابی خواهد بود- که البته این روند با ایجاد حفاظهایی در برابر استفادههای مخرب از هوش مصنوعی آغاز میشود؛ به خصوص که در حال حاضر جدیدترین مدلهای هوش مصنوعی قابلیتهای فوقالعاده قدرتمندی در راستای انواع و افسام حملات سایبری از خود نشان دادهاند.
از زمان نشست نیکسون و مائو، جهان در اثر دو تغییر پارادایم تغییر کرده است [یا به گویشی دیگر دو تغییر پارادایم جهان را تغییر داده است]. مورد اول تغییر پارادایم- که هنوز به طور گسترده مورد توجه قرار نگرفته، اگرچه زنگهای خطر در موردش به صدا درآمده- ظهور ابزارهای جدید و نامتقارن هوش مصنوعی است که میتوانند بازیگران کوچک و بدخواهی چون تروریستها، آنارشیستها، جنایتکاران، گروههای سیاسی یا دولت-ملتهای کوچک را بیش از حد قدرتمند کنند.
[این ابزارها باعث شدهاند] دو نفر با دسترسی به جدیدترین مدلهای هوش مصنوعی و یک ترمینال استارلینک میتوانند در یک غار با یک لپتاپ به زیرساختهای حیاتی هر جامعهای حمله کنند.
تغییر پارادایم دوم نیز مربوط به جهانی شدن است. نشست نیکسون با مائو فرآیند تبدیل جهان از حالت قطع به حالت متصلتر و سپس بههم پیوستهتر را آغاز کرد. هنگامی که نیکسون و مائو انزوای چین از اقتصاد جهانی را کاهش دادند- که بعدتر هم دنگ شیائوپینگ با تغییر چین به سرمایهداری دولتی آن روند را به شدت تسریع کرد- آبشاری از نیروهای اقتصادی و فنآوری آزاد شد.
پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی و اتصال جهان به اینترنت در اوایل قرن بیست و یکم در ترکیب با هم باعث شدند افراد بیشتری در مکانهای بیشتری میتوانستند با روشهای بیشتری و با هزینه کمتر برای چیزهای بیشتر، نسبت به هر زمان دیگری در تاریخ بشر رقابت کنند، ارتباط برقرار کنند و با هم همکاری داشته باشند. اصلا به همین دلایل بود که من در سال ۲۰۰۵ کتاب «جهان مسطح است» را نوشتم.