وقتی هرمز به الگوی جنگ قدرتها تبدیل میشود؛ چرا فارن افرز از «گلوگاه بعدی جهان» میگوید؟
فارن افرز هشدار میدهد بحران تنگه هرمز فقط یک تنش منطقهای نیست، بلکه پیشنمایشی از نبرد آینده قدرتها بر سر کنترل آبراههای حیاتی در ایندو-پاسفیک است؛ جایی که تنگه مالاکا میتواند به هرمزِ بعدی جهان تبدیل شود.
به گزارش چندثانیه آنلاین به نقل از نشریه فارن افرز، این نشریه در تحلیلی درباره پیوند بحران تنگه هرمز با آینده رقابتهای دریایی در ایندو-پاسفیک، هشدار می دهد که الگوی تنش بر سر گلوگاههای انرژی و تجارت میتواند از خلیج فارس به شرق آسیا کشیده شود.
محور اصلی این تحلیل آن است که بحران هرمز را نباید صرفاً یک پرونده خاورمیانهای دید، بلکه باید آن را نمونهای از رقابت بر سر کنترل آبراههای حیاتی دانست.
در این چارچوب، تنگه هرمز به عنوان یک هشدار راهبردی مطرح میشود؛ جایی که اختلال در عبور نفتکشها و بالا رفتن ریسک دریانوردی، بلافاصله پیامدهایی فراتر از منطقه ایجاد میکند.
بر اساس همین نگاه، نگرانی اصلی این است که همان الگوی فشار بر مسیرهای دریایی، در منطقه ایندو-پاسفیک نیز تکرار شود؛ منطقهای که اکنون مرکز اصلی رقابت آمریکا و چین به شمار میرود.
در میان گلوگاههای دریایی شرق آسیا، نام تنگه مالاکا بیش از همه برجسته شده و از آن به عنوان «گلوگاه جهانی بعدی پس از تنگه هرمز» یاد میشود.
اهمیت مالاکا از آن جهت است که این آبراه، حلقه اتصال اقیانوس هند و اقیانوس آرام است و هرگونه بیثباتی در آن میتواند بر زنجیرههای تجارت و انرژی در مقیاسی بسیار بزرگ اثر بگذارد.
این تحلیل همچنین با برجسته کردن تحرکات چین، نشان میدهد که پکن همزمان با رصد تحولات هرمز، در حال گسترش نفوذ و حضور خود در محیط دریایی اقیانوس هند و اقیانوس آرام است.
در سوی دیگر، آمریکا نیز برای مقابله با افزایش نفوذ چین در اقیانوس آرام، در حال تدوین و اجرای طرحهای جدید راهبردی با اتکا به شبکه متحدانش است.
اعزام شناورهای نظامی کشورهای غربی به ایندو-پاسفیک نیز بخشی از همین روند تلقی میشود؛ از جمله آلمان که در فضای افزایش تنشهای چین و تایوان، کشتی جنگی به این منطقه فرستاده است.
یکی از نکات مهم در این پرونده، پیوند بحران هرمز با منافع انرژی چین است؛ گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد نفتکشهایی از تنگه هرمز به مقصد چین در حرکت بودهاند.
همین موضوع برای تحلیلگران غربی اهمیت ویژه دارد، زیرا نشان میدهد پکن در هر بحران بزرگ دریایی، بیش از هر چیز بر حفظ جریان انرژی و امنیت مسیرهای وارداتی خود تمرکز خواهد کرد.
از این منظر، هرمز فقط یک بحران جاری نیست، بلکه یک سناریوی آزمایشی برای آیندهای است که در آن، رقابت قدرتها بیش از گذشته به کنترل آبراهها، بیمه کشتیرانی، امنیت انرژی و آزادی عبور و مرور گره میخورد.
جمعبندی این تحلیل آن است که اگر جهان از تجربه هرمز درس نگیرد، تکرار همان منطق تقابل در مالاکا، دریای جنوبی چین یا دیگر گلوگاههای ایندو-پاسفیک میتواند بحرانهای بسیار گستردهتری ایجاد کند.