سهمیه آسیایی، آینه آشفتگی مدیریت در فوتبال ایران
شاید در هیچجای دنیا برای اعلام نام سهمیهی قارهای اینقدر سروصدا به پا نشود که در ایرانِ ما شد!
نغمه افشار در چندثانیه آنلاین نوشت: صرفنظر از ادامه پیدا نکردن لیگ برتر، بعضی تیمها حتی تلاش نکردند به مرور جایگاه و امتیازات خود در جدول نگاهی بیندازند!
این روزها فوتبال ایران دوباره به همان جایی برگشته که سالهاست در آن دستوپا میزند؛ جایی میان هیاهو و بیحاصلی، میان ادعا و درماندگی.
تیمهای مطرح چنان برای رسیدن به سهمیه آسیایی به جان هم افتادهاند که انگار نه بر سر یک فرصت ورزشی، که بر سر آخرین تکه نان این سفره دعوا میکنند.
هرچه هست، در این میانه کمتر نشانی از شأن فوتبال دیده میشود و بیشتر بوی آشفتگی، عصبانیت و مدیریتی به مشام میرسد که سالهاست به جای ساختن، فقط بر ویرانیها سرپوش گذاشته است.
آنچه بیش از همه آزاردهنده است، نه اصل رقابت برای حضور در آسیا، بلکه شکل این رقابت است؛ رقابتی آلوده به توهین، تحقیر، اتهامزنی و بیحرمتی. بهویژه آنجا که پای سرخابیهای پایتخت به میان میآید، ماجرا از یک اختلاف ورزشی عبور میکند و به صحنهای تلخ از لجبازیهای کهنه و زخمهای قدیمی تبدیل میشود.
درد اصلی آنجاست که هنوز حافظه فوتبال این کشور شبهای تاریخی را فراموش نکرده؛ شبهایی که برابر نمایندگان پرزرقوبرق کشورهای عربی، نه برای پیروزی، که برای کمتر باختن دعا میکردیم.
حالا همان فوتبال، با همان زخمها و همان ضعفها، دوباره برای رفتن به آسیا یقه میدرد؛ بیآنکه بپرسد اصلاً با کدام پشتوانه، با کدام برنامه و با کدام پیشینه خوب؟
سهمیه آسیایی در فوتبال حرفهای باید پاداش ثبات، مدیریت، شایستگی و کیفیت باشد؛ اما در فوتبال ایران مدیرانی را نشان میدهد که به جای پاسخگویی، فریاد میزنند؛ به جای برنامهریزی، حاشیه میسازند؛ و به جای آنکه از خود بپرسند چرا فوتبال باشگاهی ایران سالهاست از قافله آسیا جا مانده، تمام انرژیشان را صرف حذف رقیب و تصاحب یک سهم میکنند.
واقعیت این است که برای بخشی از این باشگاهها، آسیا دیگر میدان اعتبار نیست؛ صندوق درآمد است. مسئله نه عزت فوتبال ایران است، نه آبروی از دسترفته باشگاهی در قاره، نه حتی امید به یک بازسازی جدی.
این التهاب، یشتر بوی پول میدهد؛ پولی که از مسیر کنفدراسیون فوتبال آسیا میرسد و قرار است باز هم در چرخدنده همان سوءمدیریتهای تکراری گم شود.
آنچه این روزها جریان دارد، تنها یک دعوای فوتبالی نیست؛ نمایی از بیماری مزمنی که سالهاست به جان فوتبال ایران افتاده. بیماریِ مدیرانی که نام باشگاه را خرج خود میکنند، از اعتبار هوادار مایه میگذارند و هر بار که نوبت پاسخگویی میرسد، پشت حاشیه پنهان میشوند.