چرا بعضی آدم‌ها مدام در ذهن‌شان گفت‌وگوهای خیالی را تمرین می‌کنند؟

گفت‌وگوی خیالی، یکی از عذاب‌آورترین کارهاست! با کسی حرف می‌زنی که نیست، از حرف‌هایی عصبانی می‌شوی که در واقعیت نمی‌شنوی، در جایی شجاع می‌شوی که لزومی ندارد!

چرا بعضی آدم‌ها مدام در ذهن‌شان گفت‌وگوهای خیالی را تمرین می‌کنند؟

شیدا حصاری در چندثانیه آنلاین نوشت: تقریباً همه‌مان این کار را می‌کنیم؛ زیر دوش، توی تاکسی، وسط پیاده‌روی، قبل از خواب یا حتی میان شستن ظرف‌ها. مشغول یک گفت‌وگوی خیالی با کسی هستیم که اصلاً روبه‌رویمان نیست...

یک وقتی، کسی به ما چیزی گفته، اتفاقی در جایی افتاده که در وجود ما گیر کرده و رد نشده است. همان لحظه نتوانسته‌ایم جواب بدهیم و حالا وقت و بی وقت در ذهنمان با فرد غایب گفت‌وگو می‌کنیم، آن هم در زمانی که فایده ندارد!

مغز استاد رها نکردن صحنه‌های ناتمام است. به ماجرای تمام شده برمی‌گردد، دوباره صحنه را می‌چیند دیالوگ‌ها را بازنویسی می‌کند و این بار تو را در نقش کسی می‌نشاند که آماده و مسلط و حاضر جواب است و دقیقاً می‌داند باید چه بگوید.

گفت‌وگوی خیالی، یکی از عذاب‌آورترین کارهاست! با کسی حرف می‌زنی که نیست، از حرف‌هایی عصبانی می‌شوی که در واقعیت نمی‌شنوی، در جایی شجاع می‌شوی که لزومی ندارد!

البته این گفت‌وگوهای درونی همیشه هم ناسالم نیستند. بعضی وقت‌ها، مغز درحال تمرین است؛ برای یک مذاکره سخت، برای حرفی که باید به رئیس، پدر و مادر، شریک عاطفی، دوست یا معلم‌مان بزنیم و هنوز نمی‌دانیم از کجا باید شروعش کنیم.

سناریوسازی در اینجا باعث می‌شود اضطراب کم شود. اما مرز باریکی میان «تمرین» و «گیر افتادن» وجود دارد.

اگر دیدی هر گفت‌وگوی ساده‌ای ساعت‌ها در سرت ادامه پیدا می‌کند، اگر برای مواجهه‌ای که شاید هرگز رخ ندهد، ده‌ها بار آماده می‌شوی، اگر ذهنت مدام برمی‌گردد به صحنه‌ای که تمام شده اما درون تو هنوز تمام نشده، اسم دقیق‌ترش نشخوار ذهنی است.

گفت‌وگوی خیالی، خیلی وقت‌ها رد یک زخم را در خود دارد. نشان می‌دهد کجا احساس بی‌صدایی کرده‌ای، کجا تحقیر شده‌ای، کجا نتوانسته‌ای از خودت دفاع کنی.

چیزی که باید به آن توجه کنیم این است که در کجای زندگی‌ اجازه‌ی حرف زدن به خودمان نمی‌دهیم؟ کجا سکوت کرده‌ایم، چون از واکنش طرف مقابل ترسیده‌ایم؟ کجا خواسته‌ایم خوب، مودب و بی‌دردسر باشیم، حتی به قیمت نادیده گرفتن خودمان؟ با پاسخ به اینها می‌توانیم بعدها بهتر ظاهر شویم.

گاهی همه‌ی این مکالمه‌های خیالی فقط یک آرزو را با خودشان حمل می‌کنند؛ آرزوی شنیده شدن.آرزوی این‌که یک بار، فقط یک بار، بتوانیم همان‌جا، همان لحظه، به اندازه‌ی کافی حاضر باشیم؛ برای دفاع از خودمان، برای بیان رنج‌مان، برای گفتن آنچه واقعاً حس می‌کنیم.

ارسال نظر

خبر‌فوری: احمدی‌نژاد آخرین بار کی و کجا دیده شد؟