چرا فرسودگی شغلی بعد از ۳۵ سالگی این‌قدر عادی شده است؟

در شیفت‌های طولانی، آدم کم‌کم از ریتمِ ساعت می‌افتد؛ بدن برای روشنایی روز تنظیم شده، اما برنامه کار طوری‌ست که تو دقیقاً همان‌وقتی که مغز می‌خواهد خاموش شود.

چرا فرسودگی شغلی بعد از ۳۵ سالگی این‌قدر عادی شده است؟

بدن مثل یک ماشین نیست؛ ماشین را می‌شود عوض کرد، بدن را نه. بلکه بیشتر شبیه دستگاهی است که سال‌ها زیر فشار کار، بی‌سروصدا ادامه داده و حالا، از یک جایی به بعد، شروع می‌کند با درد و خستگی، اعلام خرابی‌های انباشته. 

به گزارش چند ثانیه، از ۳۵ سالگی به بعد، بدن تازه صورت‌حسابِ سال‌ها بار برداشتن، پله رفتن و خم‌شدن را رو می‌کند؛ آن هم به شکل زانوهای ملتهب، گردن‌های گرفته و خستگی مزمنی که دیگر با یک جمعه خوابیدن صاف نمی‌شود. 

در شیفت‌های طولانی، آدم کم‌کم از ریتمِ ساعت می‌افتد؛ بدن برای روشنایی روز تنظیم شده، اما برنامه کار طوری‌ست که تو دقیقاً همان‌وقتی که مغز می‌خواهد خاموش شود، باید پشت باجه و بالای تخت و پشت فرمان، بیدار بمانی، لبخند بزنی، تصمیم بگیری و حواست را تا ته خط جمع نگه داری؛ فشاری که در درازمدت، خودش را با بیماری قلبی، دیابت و فرسودگی روانی نشان می‌دهد. 

آن‌طرف، صندلی‌نشینیِ ظاهراً آرام هم فقط نسخه‌ی ملایم‌تری از همان فرسودگی است؛ ساعت‌ها خیره شدن به مانیتور، کم‌تحرکی، درد گردن و کمر، و خستگی ذهنی‌ای که شب‌ها خاموش نمی‌شود، نشستن ممتد هم بدن را می‌فرساید، هم خلق‌وخو و رضایت از کار را پایین می‌آورد. 

در ۳۵ سالگی به بعد، خستگی شغلی دیگر فقط از نوع عضله و مفصل نیست؛ لابه‌لای قسط و اجاره و شهریه، ترس از بیکارشدن و این واقعیت که «جایگزین همیشه هست»، یک جور درماندگیِ مزمن می‌سازد. 

فرسودگی این‌جا دیگر یک بحران فردی به شمار نمی‌آید؛ بلکه ساختاری را تعریف می‌کند که هنوز از آدم ۴۰ساله کارآییِ کارگر و کارمند ۲۰ساله می‌خواهد، اما نه حقوقش را به‌روز کرده، نه زمان استراحتش را، نه امکان نفس‌کشیدن وسط این همه شیفت و صندلی.

 

ارسال نظر

خبر‌فوری: جهش ۱۰۰درصدی قیمت حبوبات طی یکسال/سرانه مصرف حبوبات به نصف میانگین جهانی رسید