امیر دبیریمهر:
دانشگاه چیزی جدا از جامعه نیست / باید اجازه داد فریادهای دانشجو به گوش جامعه برسد / خشونت خط قرمز دانشگاه و اعتراضها است / دانشگاه نیازی به دخالت نهادی ندارد / برخی میخواند دانشگاه مرده و خفهای داشته باشیم
دانشجو میتواند زودتر از دیگر اقشار و نهادها و گروههای اجتماعی واقع صدای خودشان را بلند کنند. پس اصل مسأله و مشاهده اعتراضات در صحن دانشگاهها امری طبیعی است.
امیر دبیریمهر، استاد علوم سیاسی و رئیس گروه پژوهشیاندیشهوقلم، در واکنش به تجمعات در دانشگاهها بهخبرنگار «چندثانیه» میگوید:
اصل جریان اعتراض و تجمعها در دانشگاهها قابل پیشبینی بود. با توجه به شناختی که از فضای عمومی جامعه داریم و دانشگاه هم چیزی جدا از جامعه نیست و بخشی از جامعه است، همان ویژگیهای غم و خشم و نارضایتی که در درون جامعه مشاهده میکنیم، در دانشگاه هم وجود دارد.
دانشجو میتواند زودتر از دیگر اقشار و نهادها و گروههای اجتماعی واقع صدای خودشان را بلند کنند. پس اصل مسأله و مشاهده اعتراضات در صحن دانشگاهها امری طبیعی است.
مسائلی در حواشی این فضاها شکل میگیرد برخی سعی میکنند آن حواشی را خیلی بزرگنمایی کنند. برخی، همکلاسیهایشان کشته و بازداشت شدند، ناراحتاند و باید با یک سعهصدر و یک درک کلان اجازه داد این فریادها و این نارضایتیها به گوش جامعه برسد.
فرقی هم نمیکند حتی دانشجوهای بسیجی که در دانشگاه هستند اگر حرفی دارند باید بیایند حرفشان را بزنند ولی اینکه خودشان را وکیل وسیع حاکمیت تلقی کنند و بخواهند دانشجو را به اصطلاح سر جای خودش بنشانند، همان چیزی است که خلاف آرامش و امنیت جامعه است.
خشونت در اعتراضها باید خط قرمز باشد، الان در مورد دانشگاه هم میگویم کوچکترین مسألهای وقوع پیدا کند و خشونتی شکل بگیرد، این کار را پیچیده میکند و به صورت دومینووار میتواند ما را دوباره به یک سمت ناگواری پیش ببرد.
برخی میگویند که چرا وزارت علوم برخورد نمیکند. نه، وزارت علوم دارد کار خوبی میکند. وزارت علوم باید از محیط دانشگاه و از فضای دانشگاه صیانت کند. همه مسائل باید در درون دانشگاه حل شود و نیازی به دخالت هیچ نهاد و هیچ دستگاه و مجموعه دیگری نیست.
همه کنشهای دانشگاهی و دانشجویی خودجوش است، اما یک مقدار مدیریت و برنامهریزی هم صورت میگیرد. حالا جدا از اینکه با شان دانشگاه و دانشجو سازگار نیست، اشکال بعدیاش این است که بهانه دست کسانی میدهد که میخواهند دانشگاه مرده و منفعل و در واقع خنثی و بیصدا باشد.
افرادی، همه توان خودشان را به کار گرفتند که دانشگاه را از کنشگری و دانشجو را از احساس مسوولیت نسبت به وضعیت عمومی جامعه باز بدارند و در واقع دانشگاه مرده و خفه را ایجاد بکنند.