زندگی نرمالِ اینستاگرامی؛ رؤیایی که با جیب طبقه متوسط نمی‌خواند

اینستاگرام آمد و در بطن زندگی خیلی‌ها جا خوش کرد؛ برای زندگی عده‌ای را زیرورو کرد و آن‌ها را به عرش رساند،

زندگی نرمالِ اینستاگرامی؛ رؤیایی که با جیب طبقه متوسط نمی‌خواند

اینستاگرام آمد و در بطن زندگی خیلی‌ها جا خوش کرد؛ برای زندگی عده‌ای را زیرورو کرد و آن‌ها را به عرش رساند، برای عده‌ای دیگر اما، فقط این حس ماند که باورها و آرزوهایشان از دست رفته است. 

نگار صالحی در چند ثانیه نوشت: در صفحه‌های براق شبکه‌های اجتماعی، طبقه متوسط اغلب فقط تماشاگر است؛ تماشاگر زندگی‌هایی که شباهت چندانی به واقعیت روزمره ندارند. 

اینفلوئنسرهایی که صبحشان با صبحانه روی کانتر سنگی و قهوه در ماگ چندمیلیونی شروع می‌شود، نه با اتوبوس شلوغ، قسط، و پیامک «مانده حساب شما کافی نیست». 

در قاب آن‌ها، اجاره‌خانه، چک عقب‌افتاده، صف مدرسه دولتی و یارانه جایی ندارد. خانه‌ها همیشه نورگیر و مینیمال‌اند، سفرها خارجی، کودکان با لباس‌های برند، مهمانی‌ها لاکچری؛ و همه این‌ها در حالی است که برای بخش بزرگی از طبقه متوسط، سبد خرید ماهانه هر روز کوچک‌تر می‌شود. 

این سبک زندگی، خود را عادی جا می‌زند؛ انگار طبیعی است که در یک ماه چند بار رستوران لوکس بروی، برای تولد کودک یک‌ساله‌ات اسپانسر بگیری و هر محصول روزمره را با کد تخفیف معرفی کنی. 

آن‌سوی صفحه، کاربری نشسته که حقوقش میان اجاره، قسط، درمان و مدرسه تقسیم شده، اما هر روز با تصویری از زندگی روبه‌روست که هیچ نسبتی با جیب او ندارد. 

تلخی ماجرا فقط نمایش تجمل نیست؛ این ویترین، تعریف زندگی نرمال را جابه‌جا کرده است. 

جایی که سبک زندگی اینفلوئنسر، به معیار مقایسه تبدیل می‌شود، احساس ناکافی بودن آرام و بی‌صدا وارد خانه‌های طبقه متوسط می‌شود؛ طبقه‌ای در تنگنای اقتصادی که هر روز با زندگی‌هایی سنجیده می‌شود که حتی اگر واقعی هم باشند، برای اکثریت، دست‌نایافتنی‌اند.

ارسال نظر

خبر‌فوری: زن در شاهنامه نجیب، خردمند و جنگاور است