محمود سریعالقلم: نزاع میان کشورها و افراد ضرورتاً مذموم نیست
میراث چوئنلای نشان میدهد سیاستورزی موفق به آرامش، صبر، شناخت واقعیت، سنجش پیامدها و توانایی مدیریت تضادها نیاز دارد.
محمود سریعالقلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی، در یادداشتی با بررسی نقش «چوئنلای» در تاریخ معاصر چین نوشت: نزاع میان کشورها و افراد ضرورتاً مذموم نیست؛ آنچه اهمیت دارد، موضوع، گستره و نحوه مدیریت آن است.
به نوشته سریعالقلم، برخلاف تصور رایج که دنگ شیائوپینگ را معمار اصلی چین نوین میداند، نقش چوئنلای از سال ۱۹۴۹ تا ۱۹۷۶ در تغییر مسیر سیاسی و اقتصادی چین بسیار تعیینکننده بود.
او معتقد است: چوئنلای، در کنار مائو، بهدنبال تقویت قدرت ملی چین بود و تلاش کرد بدون رویارویی مستقیم با رهبر وقت این کشور، زمینه کاهش تنش خارجی، توسعه اقتصادی و افزایش اعتبار بینالمللی چین را فراهم کند.
سریعالقلم مینویسد: چوئنلای بهجای حذف مخالفان، به اقناع آنها اعتقاد داشت و معتقد بود گفتوگو با دشمنان میتواند سوءمحاسبهها را کاهش دهد، نیتها را روشن کند و امکان مدیریت اختلافات را فراهم سازد.
یکی از محورهای مهم سیاست او، برقراری گفتوگو با آمریکا در شرایطی بود که فضای سیاسی چین بهشدت ضدآمریکایی بود. این روند در نهایت به مذاکرات تاریخی پکن و واشنگتن و تغییر توازن چین در برابر اتحاد جماهیر شوروی منجر شد.
سریعالقلم تأکید میکند که چوئنلای سیاست خارجی را هدف نمیدانست، بلکه آن را ابزاری برای ثبات داخلی، صنعتیشدن، رشد اقتصادی و افزایش قدرت ملی چین تلقی میکرد.
او درباره ویژگی شخصیتی چوئنلای نیز مینویسد: او هیچوقت در صحبت کردن و مذاکره عصبانی نمیشد و عصبانیت را نشانه ضعف، نداشتن اعتمادبهنفس و فقدان نگاه بلندمدت میدانست.
به باور سریعالقلم، چوئنلای به دلیل تجربه حضور در کشورهای مختلف، قدرت مقایسه و درک عینیتری از جهان داشت و همین ویژگی باعث شد در یک نظام بسته نیز به شنیدن دیدگاههای متفاوت اهمیت دهد.
او در جمعبندی یادداشت خود مینویسد: میراث چوئنلای نشان میدهد سیاستورزی موفق به آرامش، صبر، شناخت واقعیت، سنجش پیامدها و توانایی مدیریت تضادها نیاز دارد.
سریعالقلم در پایان تأکید میکند: چوئنلای یک دشمن را متعادل کرد، یعنی شوروی؛ با دشمن دیگری یعنی آمریکا وارد همکاری شد و تلاش کرد ژاپن را نیز در چارچوب منافع ملی چین مدیریت کند.