ما آدمهای معمولی و سیاستی که رهایمان نمیکند
ما اینک بین دو واقعیت گیر کردهایم؛ از یک طرف نمیشود انکار کرد که سیاست بخش بزرگی از زندگی ما را درگیر کرده و دلایل کافی هم برای این درگیری وجود دارد، اما از طرف دیگر، نمیشود چشم را روی آسیبهایی بست که همین بحثهای مداوم، تحلیلهای بیوقفه و پیشبینیهای نگرانکننده به روان ما میزنند.
چرا زندگی ما اینقدر درگیر سیاست شده است؟ واقعیت این است که سیاست مستقیم به زندگی روزمره ما وارد شده است. وقتی کسی یک کسبوکار اینترنتی دارد و با کندی یا قطعی اینترنت مواجه میشود، اولین دلیلی که برای آن به ذهنش میرسد، سیاست است.
احسان کاظملو در اطلاعات نوشت: این روزها سیاست شده نقل هر مجلس و موضوعمحوری اغلب نقلِ قولهای تمامی محافل؛ چنانکه گویا وظیفه داریم از اعتراضات اخیر گرفته تا واکنش سیاستمداران داخلی و خارجی، هر حرف و هر اقدامی در دنیا را بلافاصله تحلیل کنیم.
باور کنیم اغلب ما فقط یک آدم معمولی هستیم و وقتی سوار تاکسی میشویم، مسافرهستیم، نه تحلیلگر. آدمی که فقط میخواهد بدون استرس، سالم و آرام به مقصد برسد.
حال سؤال اصلی اینجاست: آیا با وجود همه اینها، باید تمامی زندگی ما درگیر سیاست باشد؟ چرا در خانواده، در جمع دوستان، در محل کار، دانشگاه و حتی تاکسی، بحثها ناخودآگاه به سیاست کشیده میشود؟
ما اینک بین دو واقعیت گیر کردهایم؛ از یک طرف نمیشود انکار کرد که سیاست بخش بزرگی از زندگی ما را درگیر کرده و دلایل کافی هم برای این درگیری وجود دارد، اما از طرف دیگر، نمیشود چشم را روی آسیبهایی بست که همین بحثهای مداوم، تحلیلهای بیوقفه و پیشبینیهای نگرانکننده به روان ما میزنند.
از نظر ما آدمهای معمولی، ضروریترین اتفاق، خود زندگی و آرامش است. با حرفها و تحلیلها، استرسهایمان را برونریزی و تکثیر نکنیم. به قول معروف: اضطراب، هیچ سرنوشتی را عوض نمیکند.
*تصویر با هوش مصنوعی ساخته شده